بچه ها من یه رفیق دارم خیلی تعارفیه
رفتم خونش اینترنتشو خوردم (البته فکر کنم) بعد هر کار کردم نزاشت حجم اضافی براش بگیرم. اه اه اه
به نظرتون با این رفیقا چه باید کرد؟
از گروه : رعایت حقوق 1429  بازدید

کدام اولویت دارد مسائل فرهنگی یا دعواهای سیاسی؟!
از گروه : رعایت حقوق 945  بازدید

سلام


میشه یک چندتایی خاطره شنیدنی و مفرح از شهدا نقل کنید؟
از گروه : رعایت حقوق 1172  بازدید

سلام
من دنبال یه فیلم میگردم که چند سال پیش دیدمش ولی اسمش رو به یاد نمیارم.
داستان فیلم این بود که یه پسر توی مترو یه خانمی که مامور مترو بوده رو میبینه بعد میره دنبالش
پسر حالش بد میشه و خانم بهش کمک میکنه
واسه اون خانم ذغال سنگ میارن و پسره به خانم کمک میکنه
و بینشون احساسات بوجود میاد و زمانی که پسر از حمام اون خانم استفاده میکنه رابطه ایجاد میشه

پسر شدید وابسته میشه و لحظه شماری میکنه برای رفتن پیش اون خانم
اون خانم علاقه زیادی به داستان داشته ولی سواد خوندن نداشته و پسر براش کتاب میخوند
فک کنم فیلم مربوط به جنگ جهانی دوم باشه. پسر روز تولدش جشن رو ول میکنه و پیش خانم میره و اون خانم بعد از اون رابطه یهو ناپدید میشه

پسره درس حقوق و وکالت میخونه
چند سال بعد تو دادگاه اون خانم رو میبینه و میتونسته ازش دفاع کنه ولی دفاع نمیکنه و اون خانم به حبس ابد میره

پسر بزرگ میشه ازدواج میکنه ولی هیچ وقت از زندگیش راضی نیست و عشق اون خانم همیشه تو دلشه، حتی خانمش طلاق میگیره.
واسه اون خانم کتاب صوتی میفرسته و ....
خانمه لحظه آزادی خودکشی میکنه

ممنونم میشم اگه راهنماییم کنید
از گروه : رعایت حقوق 173  بازدید

سلام


فرض کنید یک ترم الللی تللی کردی درس نخوندی، حالام اخر ترمه! چیکار میشه کرد؟ (به من نگین از این فرصت باقیمونده استفاده کن اخه با این استرس نمی شه تمرکز کرد، ترک عادتم که هست!).
از گروه : رعایت حقوق 1221  بازدید

جدیدترین سوالات

بچه ها من یه رفیق دارم خیلی تعارفیه
رفتم خونش اینترنتشو خوردم (البته فکر کنم) بعد هر کار کردم نزاشت حجم اضافی براش بگیرم. اه اه اه
به نظرتون با این رفیقا چه باید کرد؟
از گروه : رعایت حقوق 1429  بازدید

سلام
من دنبال یه فیلم میگردم که چند سال پیش دیدمش ولی اسمش رو به یاد نمیارم.
داستان فیلم این بود که یه پسر توی مترو یه خانمی که مامور مترو بوده رو میبینه بعد میره دنبالش
پسر حالش بد میشه و خانم بهش کمک میکنه
واسه اون خانم ذغال سنگ میارن و پسره به خانم کمک میکنه
و بینشون احساسات بوجود میاد و زمانی که پسر از حمام اون خانم استفاده میکنه رابطه ایجاد میشه

پسر شدید وابسته میشه و لحظه شماری میکنه برای رفتن پیش اون خانم
اون خانم علاقه زیادی به داستان داشته ولی سواد خوندن نداشته و پسر براش کتاب میخوند
فک کنم فیلم مربوط به جنگ جهانی دوم باشه. پسر روز تولدش جشن رو ول میکنه و پیش خانم میره و اون خانم بعد از اون رابطه یهو ناپدید میشه

پسره درس حقوق و وکالت میخونه
چند سال بعد تو دادگاه اون خانم رو میبینه و میتونسته ازش دفاع کنه ولی دفاع نمیکنه و اون خانم به حبس ابد میره

پسر بزرگ میشه ازدواج میکنه ولی هیچ وقت از زندگیش راضی نیست و عشق اون خانم همیشه تو دلشه، حتی خانمش طلاق میگیره.
واسه اون خانم کتاب صوتی میفرسته و ....
خانمه لحظه آزادی خودکشی میکنه

ممنونم میشم اگه راهنماییم کنید
از گروه : رعایت حقوق 173  بازدید

سلام


فرض کنید یک ترم الللی تللی کردی درس نخوندی، حالام اخر ترمه! چیکار میشه کرد؟ (به من نگین از این فرصت باقیمونده استفاده کن اخه با این استرس نمی شه تمرکز کرد، ترک عادتم که هست!).
از گروه : رعایت حقوق 1221  بازدید

سلام دوست من
شايد فرصتي باشه براي تغيير
اين ليست تعدادي از وبلاگ هاي مناسب در مورد مضرات انحرافات جنسي از زبان افراد مبتلا !
تصميم با خود شماست، هيچ چيز در يک لحظه تغيير نمي کنه
( لینک ) /
( لینک )
( لینک ) /
( لینک ) /
ببخشيد اگر دليلي براي دريافت اين ايميل نميبينيد
شاد باشيد و دلي را شاد کنيد
از گروه : رعایت حقوق 1115  بازدید

سلام

سلام
اینجانب دارای دو ویژگی علاقه شدید به مطالعه، و بازیگوشی (دو پادشاهی که در یک اقلیم نگنجند) هستم، به شکلی که به ازاء هر یک صفحه درک مطلب، یک ساعت به خودم جایزه می دهم، با این اوضاع احوال این 23 دقیقه سرانه مطالعه ایرانی ها به واسطه عملکرد اینجانب به 23 دقیقه تنزل خواهد یافت (و نامم به نکویی نبرند) مساله مهم اینه که آخر ترمه و جام جهانی در پیش، چه کنم ره ز که پرسم، برسین به دادم!!!! هر گونه راه حل عملی و فوری مورد نیاز است
از گروه : رعایت حقوق 1273  بازدید

سوال های تصادفی

بنده پچ رو برای pes 2013 نصب میکنم ولی بعد از نصب برای اجرا با این مشکلات بر میخورم.
اول اینکه بنده آخرین نسخه net framwek رو هم نصب کردم و آخرین نسخه دایرکس رو هم نصب کردم ولی وقتی پچ نصب شد و وقتی رو پچ نصب شده در مسیر بازی کلیک میکنم این ارور رو میده






و وقتی روی خود آیکون بازی روی دسکتاپ کلیک میکنم این ارور رو میده



علتش رو اگه بفرمایی ممنون میشم و همچنین بگین برای رفع این مشکل چیکار کنم.
در ضمن آنتی ویروس هم کلا پاکش کردم
از گروه : بازی های کامپیوتری 1073  بازدید

تفاوت آیلتس آکادمیک و جنرال چیست؟
از گروه : آزمون آیلتس (IELTS) 28  بازدید

سلام خسته نباشید ترخدابگیدچیکارکنم کسی دوستانم روکه واسه متنهایاهرچیز دیگه پست میزاره یا لایک میکنه دیگرون نبیننش خیلی مهمه واسم
از گروه : اینترنت و سایت ها 3438  بازدید

اینجانب با داشتن برادر معلول،پدر بالای 76سال سن ودوبرادرخدمت کرده ومتاهل چگونه میتوانم از معافیت بهر مند بشوم؟
از گروه : معافیت از سربازی 997  بازدید

زمان ثبت نام لاتاری کی هست؟ سایت ثبت نام و شرایط آن برای دادن اقامت چیست؟
از گروه : قوانین مهاجرت 19  بازدید
جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

خاطره های شنیدنی و خنده دار از شهدای دفاع مقدس

سلام


میشه یک چندتایی خاطره شنیدنی و مفرح از شهدا نقل کنید؟



0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

3


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده



4585
7571
14427

Guest

پانزده سال بعد از عملیات «والفجر مقدماتی»، از دل خاک فکه،
پیکر مطهر شهیدی را یافتند که اعداد و حروف نقش بسته
بر پلاکش زنگ زده بود، ولی در جیب لباس خاکی اش برگه ای بود
کوچک که نوشته هایش را با کمی دقت می شد خواند:
«بسمه تعالی. جنگ بالا گرفته است. مجالی برای هیچ وصیتی نیست...
تا هنوز چند قطره خونی در بدن دارم، حدیثی از امام پنجم می نویسم:

«به تو خیانت می کنند، تو مکن.
تو را تکذیب می کنند، آرام باش.
تو را می ستایند، فریب مخور.
تو را نکوهش می کنند، شکوه مکن.
مردم شهر از تو بد می گویند، اندوهگین مشو.
همه مردم تو را نیک می خوانند، مسرور مباش…
آنگاه از ما خواهی بود»…

دیگر، نایی در بدن ندارم؛
خداحافظ دنیا.

0
امتیاز


4585
7571
14427

Guest

حاج همت این ها راکه از امیر عقیلی شنید، دستی به سر امیر کشید و خندید و گفت: اصل ماجرا این است که از کنارپاسگاه های شما که رد می شوم، این دژبان های شما هر کدام چند ماه آموزش تخصصی می بینند که اگر یک ماشین از دژبانی ارتشی ها رد شد، مشکوک بشوند؛ از دور بهش علامت میدهند، آرو آروم دست تکان میدهند، اگه طرف سرعتش زیاد بشه، اول علامت خطر میدهند،بعد ایست میدهند، بعد تیرهوائی میزنند، آخر کار اگر خواست بدون توجه دژبانی رد بشود.به لاستیک ماشین تیر میزنند.

ولی این بسیجی هایی که تو میگی، من یک کیلومتر مانده بهشان مرتب چراغ میدم، سرعتم رو کم میکنم،هنوز بیست متر مانده پیاده می شوم و یک دستی تکان میدهم و دوباره می خندم و سوار می شوم وباز آرام از کنارشان رد می شوم.

آخر این بسیجی ها مشکوک بشوند؛

اول رگبار می بندند.

بعد تازه یادشان میاد که باید ایست بدهند.

یک خشاب و خالی می کنند، بابای صاحب بچه را در می آورند، بعد چند تا تیر هوائی شلیک می کنند وآخر که فاتحه طرف خوانده شد، داد می زنند ایست.

این را که حاجی گفت: بمب خنده بود که توی قرارگاه منفجر شد. حالا نخند کی بخند…
0
امتیاز


4585
7571
14427

Guest

سلام

یک روز که فرماندهان ارتش، در یک قرارگاه نظامی برای طراحی یک عملیات، همه جمع شده بودند، حاج همت هم از راه رسید، امیرعقیلی، سرتیپ دوم ستاد «لشکر ۳۰ پیاده گرگان»، حاجی را بغل کرد و کنارش نشست، امیر عقیلی به حاج همت گفت: حاجی یک سوال دارم، یک دلخوری خیلی زیاد، من از شما دلخورم.

حاج همت گفت: بفرمائید، چه دلخوری!…

امیر عقیلی گفت: حاجی شما هر وقت از کنار پاسگاه های ارتش، از کنار ما که رد می شوی، یک دست تکان می دهی و با سرعت رد می شوی. اما حاجی جان، من به قربانت بروم، شما از کنار بسیجی های خودتان که رد می شوی، هنوز یک کیلومتر مانده، چراغ می دی، بوق می زنی، آرام آرام سرعت ماشین ات را کم می کنی، بیست متر مانده به دژبانی بسیجی ها، با لبخند از ماشین پیاده میشوی،دوباره باز دستی تکان میدهی، سوار می شوی و میروی.

رد میشی اصلا مارو تحویل نمی گیری حاجی، حاجی بخدا ما خیلی دل مان میاد.

0
امتیاز




جواب تو چیه؟

کاربر میهمان
     




2000 تومان هدیه بهترین جواب


می تونی به این سوال ها جواب بدی؟









سه ساله با یه پسری دوستم
همه چیز تو رابطمون عالیه


واقعا هیچی کم نیست
اون مرد واقعیه
خوش اخلاق و صبور
حمایتم میکنه
هیچ وقت بهت خیانت نکرده
دیوونمه
و خلاصه هر چیزی ک از خوبی هاش بگم کم گفتم

این پسر مرد واقعیه
اما مثل همه یه سری اخلاقای بد هم داره مثلا زیادی غیرتیه و دوست داره من چادری باشم و لباسام همیشه خیلی پوشیده باشه و همیشه میگه دوست ندارم هیییچ کسی جز خودم حتی نگات کنه)
خب من این مدلی نیستم و کاملا عادی میگردم(نه خیلی بد نه با چادر)و تا این حد غیرتی بودنش اذیتم میکنه
یا مثلا وقتایی ک زیادی دور و برشم اخلاقش بد میشه(دقیقا این شکلیه ک تا وقتی ناز کنم، برام میمیره و اگر یکم زیادی بهش توجه کنم بد اخلاق میشه(به نظرم همه پسر ها این جوری هستن البته ولی اون یکم بیشتر))

و هیچ رابطه ی جنسی ای باهم نداشتیم تا حالا(نه این ک به هم میل نداشته باشیم.خیلی هم شدید میل داریم.حتی من با این ک دخترم به شدت دلم میخواد این رابطه باشه.اونم میخواد.اما من نمیخوام تا وقتی مطمین نشدم باهاش ازدواج میکنم باهاش بخوابم)
بهم قول ازدواج داده و مطمئنم پسری نیست که بخواد گول بزنه و ... قولش واقعیه

اما مشکل منم


من عاشقشم و براش میمیرم

اما الان اصلا نه شرایط ازدواج رو دارم نه میخوام ازدواج کنم نه حتی میخوام بهش فکر کنم

اون قدری ک من تا حالا ننشستم با خودم منطقی فکر کنم ک اصلا دوست دارم مرد زندگیم چ اخلاقای داشته باشه(معیار هام برای ازدواج مشخص نیست چون قصد ازدواج ندارم)

بخاطر همین هم نذاشتم رابطه ی جنسی ای بینمون به وجود بیاد.


چیزی ک هست اینه ک یه مدته دیگه زیادی دارم بهش فکر میکنم و همش تو ذهنمه یا جلو چشمامه و نمیتونم تمرکز کنم روی درسم مثل قبل.همش دوست دارم بشینم یه جا و بهش فکر کنم.به خاطراتمون یا خیال پردازی کنم یا..‌‌.(ظاهرم رو خوب نگه داشتم و نذاشتم این رو بفهمه)

اما واقعا دیگه کافیه من حتی مطمئن نیستم که باهاش ازدواج میکنم
پس نباید این قدر بهش فکر کنم و بخاطرش از ایندم بگذرم
اما نمیدونم چ جوری کم تر بهش فکر کنم..

کمکم کنید لطفا ک وابستگیم کم تر شه


























پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات