خودتو بیشتر بشناس:       آزمون شخصیت شناسی MBTI
سلام من خانمی هستم ۳۰ ساله و متاهل. ۳ساله که ازدواج کرده ام و وارد خانواده ای شدم پرجمعیت که بین همه فرزندان همسر من بیشتر مورد توجه و احترام است به همین دلیل من هم در این شرایط قرار گرفت ام مثلا بعد از جشن عروسی ما تا ماهها فیلم عروسیمون تو خونه مادر همسرم پخش میشد و مرتب همه در این مورد صحبت میکردن. و الان که باردارم همه صحبت خانواده در مورد فرزند ماست اما من اصلا از این مورد توجه بودم خوشم نمیاد اذیت میم و دوست ندارم زیاد مورد بحث و توجه دیگران باشم. میخوام بدونم مشکلم از کجاست که دوست ندارم کانون توجه باشم. با تشکر.
از گروه : اداب معاشرت 40  بازدید

سلام من دختر 19 ساله از اصفهانم. مشکل من اینه که هرکس هرکاری داشته باشه به من میگه کارایی که بقیه حاضر نیستن قبول کنند رو من مجبورم قبول کنم اما در عین حالم هیچ کس منو دوست نداره و حتی تره هم برام خورد نمیکنه. من احساس میکنم توی فامیل منو با دختر خالم مقایسه میکنند. من خیلی به اینده ناامیدم و همش فکر میکنم خوانواده شوهرم هر چی بخوانو به من تحمیل کنند و من تو سری خور بشم و یه زندگی جهنمی رو داشته باشم. من خیلی هم اهل حرف زدن و دوست پیداکردن نیستم و بیشتر با دوستای قدیمی هستم

توروخدا کمکم کنید.......
از گروه : اداب معاشرت 772  بازدید

سلام


یک جمله هست به استیو جابز نصبت داده شده با مضمون زیر

'Stay hungry. Stay foolish'


من می خوام رعایتش کنم با stay foolish مشکل ندارم، هستم، اما این دومیه خیلی سخته stay hungry لطف کنید راهنمایید کنید
از گروه : اداب معاشرت 688  بازدید

بهترین تبلیغات چه نوع تبلیغات است؟
از گروه : اداب معاشرت 4498  بازدید

هنر هشتم چیست؟
از گروه : اداب معاشرت 5311  بازدید

جدیدترین سوالات

مهمترین عامل در ارتباطات الکترونیک چیست؟
از گروه : اداب معاشرت 1854  بازدید

سلام
من با پسر عموم که از خودمن کوچیکتره دوستم الن چند وقته تو اساش بوس میفرسته النم میگه چون ما با هم راحتیم جک های خیلی بد هم اشکال نداره اگه بهم بفرستیممیگه دوستت دارم من تا حالا با هیچ پسری دوست نبودم حتی تو دانشگاه نمیخوام برام شر بشه .چکار کنم ؟
از گروه : اداب معاشرت 802  بازدید

سلام کارشناس محترم توروخدا منو راهنمایی کنید من سردرگم موندم ،من 7 ماهه با یه آقا آشنا شدم که قبلا یک بار ازدواج کرده واز همسرش جدا شده و ادعا میکنه خیلی منو دوست داره اوایل همدیگه رو بیشتر میدیدیم وتماس تلفنیمون بیشتر بود اما متاسفانه یه ایرادی که داره اینه که در مواقعی که از بعضی از رفتاراش انتقاد میکنم با وجود اینکه حق با منه میره تولاک خودش و ارتباطش رو با من کمتر میکنه و وقتی ازش علت رو میپرسم میگه از اینکه عذابت میدم داغون میشم ، جدیدا هم رابطش باهام کمتر شده مندوسش دارم چون خیلی پسر با محبتی اما احساس میکنم افسردگی داره ،من چه کار کنم که رابطمون بهتر از پیش بشه
از گروه : اداب معاشرت 817  بازدید

عوامل ارتباطات چیست؟
از گروه : اداب معاشرت 1937  بازدید

هنر هشتم چیست؟
از گروه : اداب معاشرت 5311  بازدید

سوال های تصادفی

سلام من برنامه نویسی جاوا رو تازه شروع کردم.تو برنامه هام به این پیغام تو کنسول برخوردم=[Ljava.lang.String;@68331dd0 این یعنی چی؟باید چی کار کنم؟اگه کسی جاوا بلد خواهش میکنم کمک کن.

( لینک )
از گروه : سایر سوال و جواب های کامپیوتری 234  بازدید

فنل چیست و موارد کاربرد آن در صنعت کدام است؟
از گروه : سوالات گوناگون 1482  بازدید

تعداد بزرگسالان بیشتر از تعداد پسران، تعداد پسران بیشتر از تعداد دختران و تعداد دختران بیشتر از تعداد خانواده هاست. اگر هیچ خانواده ای کمتر از 3 فرزند نداشته باشد، کمترین تعداد ممکن خانواده ها چقدر است؟
از گروه : هوش 1239  بازدید

سلام.من 21سالمه دوساله که ازدواج کردم به اصرارپدرم باکسی که اصلانمیشناختمش.همش بهم دروغ میگه.اصلابهم اهمیت نمیده.فقط به نیازهای خودش اهمیت میده.میگه من ازدواج کردم که فقط نیازموبرطرف کنم.تورابطمون هم مشکل داریم اصلامن واسش مهم نیستم.حتی نیازهای اقتصادی من روهم تامین نمیکنه.میگه چرانمیفهمی که ندارم.گفته بودخونه دوطبقه داره ولی یه طبقه بود.گفته بودکارمندبانکه ولی نظافت چی بانک هستش.خواستم زندگیمونوبهترکنیم .ولی هروقت خواستم باهاش حرف بزنم مسخره میکنه.منوهیچوقت بیرون نمیبره میگه حوصله ندارم.میگم بریم پیش مشاورمیگه دیوانه خودتی.میخوام طلاق بگیرم ولی پدرم نمیذاره میگه آبروم میره.ومیگه اگه طلاق بگیری تو خونه زندونیت میکنم.ولی من خسته شدم نمیخوام بقیه ی روزای زندگیمواینجوری بگذرونم..کمکم کنید بگیدچیکارکنم؟
از گروه : طلاق 496  بازدید

سلام من یک مشکل دارم اولین بارم هست دارم سوال میکنم
امیدوارم جوابمو بگیرم
اول که
برنامه ای هست که بشه Android رو در Vps اجرا کرد؟
دووم من راه از طریق Virtual box گیر آورد اما اندرویدی که میاد به اینترنته کامپیوتر وصل نیست!
کسی هست کمک کنه؟
از گروه : مشکلات نرم افزار 409  بازدید
جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

دوست

معیارهای یک دوست خوب چیست؟


84
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

1


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده


بهترین جواب :

80
118
624

zeus_hot
باایمان.سالم.بامعرفت راستگو امین امانتدار
0
امتیاز


80
118
624

zeus_hot
باایمان.سالم.بامعرفت راستگو امین امانتدار
0
امتیاز





کاربر میهمان
     

می تونی به این سوال ها جواب بدی؟









سلام. من دختر هجده ساله ای هستم که به خاطر یک سری مشکلات خونوادگی، هفته ای دو بار به یه گروه مشاوره مراجعه میکنم...توی این گروه، افرادی با مشکلات مختلف دور هم حلقه میزنن و راجع به مشکلاتشون به هم میگن تا سبک بشن و اونوقت مشاوری که در اونجا حضور داره همگی رو تک تک راهنمایی میکنه تا چطور مشکلاتشون رو حل کنن...به تازگی یه آقای بیست و هفت ساله به جمع ما ملحق شده که خیلی عجیب بنظر میاد...خیلی افسرده ست...به ندرت حرف میزنه و اگه هم بزنه، به اصرار مشاوره...هر وقت که شروع میکنه به حرف زدن، بغضش رو نمیتونه نگه داره و گریه میکنه...یه روز راجع به مشکلش گفت...اون گفت که بیست سالش بوده که ازدواج کرده و بیست و دو سالگی پدر شده...توی یه حادثه همسرش و پسر یه ماهش رو از دست میده و الان خودشو باعث و بانی همه ی این اتفاقات میدونه...بعد از پنج سال هنوز نتونسته روحیه شو بدست بیاره...حالا من، توی همه ی این گیر و دار، یه حس خاصی نسبت به این آقا پیدا کردم که بعید میدونم این باشه که بهش جذب شده باشم، چون اصلا بنظر نمیاد مرد قوی و محکمی باشه...نمیدونم...دلم میخواد بهش کمک کنم...دلم براش میسوزه ولی نمیدونم چرا همش فکر میکنم یه حسی فراتر از اینا بهش دارم...بنظرتون چطور میتونم حس واقعیم رو نسبت بهش کشف کنم؟









ترس از رویای در خواب   ( 81 بازدید)

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام من رستم 24 سال دارم...برادر کوچکترم 22سال دارد...10 سال پیش ساعت 2:30صبح وقتی برادر کوچکترم خواب بود من در حال ضبط یک کاست نوار بودم..من و برادرم در یک اتاق بودیم ..بلندگوی ضبط را نزدیک خودم که کنار برادرم بودم گذاشته بودم...که ناگهان ناخواسته صدای بلندگوی با اخرین ولوم پخش شد ...بمدت 6ثانیه ..برادرم در حالت خواب از جایش پرید و بعد از قطع صدای بلندگو سر جایش افتاد ....واز خواب بیدار نشد...وقتی از خواب بیدار شد من ماجرا را برایش گفتم اما او حتی این قضیه یادش نمیامد... از امان موقع مدتی بعد حدوداا 7ماه بعد ..در هفته یکباردر خواب میترسید و با صدای بلند از خواب بیدار میشد ...پیش دکتر هم نمیرفت....این وضعیت سال به سال بدتر میشد...تا جایی که دوسال پیش برای مدتی کاملا دچار اختلال روانی شد..یعنی هر شب از خواب با فریاد های بسیار وحشتناک بیدار میشد و کاملا افسردگی شدیدی گرفت ...ب لطف خدا بعد از 6 ماه وضعیتش بهتر شد..اما حالا دومرتبه مثل سابق در خواب فریاد میزند بسیار وحشتناکتر از گذشته ...وقتی بیدار است حالش خوب است اما چند روز پیش با هم بحثمان شد و برادرم بهم گفت که زود عصبی میشم کنترلم رو از دست میدم اونقدری که قلبم میخواد منفجر بشه ...و بیش از چندین دفعه در خیابان بیرون از منزل بدون اینکه متوجه چیزی بشم بیهوش میشم و وقتی بهوش میام تنها چیزی که میدونم اینکه روی زمین توی یک کوچه افتاده ام و حالت بیهوشی من زمان کوتاهی دارد حدوداا 1یا2 دقیقه...و در اخر برادرم گریه کرد و بهم گفت که من پیش یک روانشناس بدون اینکه خانواده با خبر بشه رفته ام و روانشناس بهم گفته که همه اتفاق هایی که برات پیش امده دلیلش تنها میتونه یک شوک به مغزت در زمان استراحت باشه...و بعدش برادرم بهم گفت که من مسول همه این رنج و درد و عذابی که میکشه....از اون لحظه تا حالا من کلا اعصابم بهم ریخته..تازه میخواستم ازدواج کنم که همه چیز را بهم زدم..کلی احساس گناه میکنم ..قلبم خیلی بدرد میاد و میسوزه خیلی گریه میکنم ..من برادرم را خیلی دوست دارم ..تنها دعای من بعد نمازم اینه>>خدایا منو زودتر از این دنیا ببر و حال داداشمو خوب کن..هر شب میرم بیرون بین اونایی که ادعاشون میشه عمدا با شمشیر بهشون حمله میکنم که شایید یکی منو از این دنیا مرخصم کنه اما متاسفانه همچین اتفاقی تا حالا نیوفتاده و چند نفر بیگناه را هم بشدت مجروع کردم..کلا دارم دیونه میشم همین الان هم گریه کردم ..خیلی دارم عذاب میکشم اما نه به اندازه برادرم..لطفا کسی میتونه یک راه برای بهبودی وضعیت برادرم پیشنهاد بده..هرکی کمکم کنه من تا روزی که زنده ام برای خودش و نسلش دعای خیر میکنم>>و در ضمن داداشم توی خواب که جیغ میکشه هر بار یا یکی از اعضای خانوادمون رو میبینه که میخواد بهش اسیب بزنه یا یک پیرمرد که شمشیر بدست بسمتش حمله میکنه و میخواد بکشدش>>همین موضوع باعث شده من از دست روانشناسی که به برادرم مشاوره داده بسیار ناراحت بشم..یک روانشناس برای رضای خدا نظر کاملا علمی را بمن پیشنهاد بده ..من منتظر جوابتان هستم ..و من الله توفیق..


















پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات