جدیدترین سوالات





سوال های تصادفی





جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

دعوای خانوادگی

من دختر 25 ساله هستم داداشم 30سالشه الآن یکسال ونیمه ازدواج کرده زن داداشم 2ماه از من بزرگتره دوران مجردی داداشم خیلی باهم خوب و صمیمی بودیم از روزی که ازدواج کرده مخصوصا از عروسیش خیلی با من و مامانم خیلی بد شده توی روی زنش باهامون بد رفتاری میکنه و زنش رو بالا میبره و من و مامانم رو پایین و پرخاشگری باهامون میکنه ولی زنش باهامون خوبه پشت سرمونو نمیدونم ولی من ازش دورویی دیدم خونه داداشم توی شهری دیگست تابستونه اومدن خونمون و باهامون زندگی میکنن الانم باهاش قهرم و ازش خیلی نفرت دارم فکر میکنم کار زنشه آخه قبل ازدواجش اینطور نبوده از جفتشون کینه دارم و دیگه نمیتونم تحملشون کنم خانوادمم میدونن که اون مقصره ولی چون پسره ارشدشونه هیچی بهش نمیگن دیگه دارم دیوووونه میشم از دستش به نظرتون چیکار کنم ؟زنش مقصره؟ کمکم کنید که چه جوری با اخلاق گندش کنار بیام.
ممنون تون میشم اگه راهنماییم کنین.



0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:

ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

1


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده



5583
8388
16373

Guest

با برادرت و همسرش با مهربانی رفتار کن و یک بار با برادرت به طور جد صحبت کن و به او بگو که هیچ چیز جای برادر و خواهر را نمی گیرد و از او خواهش کن با تو تنهایی به بیرون از خانه برای گردش بیاید ببین نتیجه اش چه می شود بعد نتیجه را به ایمیلم ارسال کن تا به تو ادامه را بگویم که چکار کنی >

0
امتیاز


جواب تو چیه؟

کاربر میهمان
     





2000 تومان هدیه بهترین جواب







سلام. کلاس هفتم هستم مذهبی ام من یک مشکلی دارم

قدرت نه گفتن ندارم
با اینکه سنم کوچک است به آینده زیاد فکر میکنم
چندین پسر به من پیشنهاد ازدواج داده اند
خیلی از آنها را دوست ندارم اما جرئت نه گفتن ندارم
آنها به امید من زندگی میکنند
از بین آنها فقط یکی از آنها را دوست دارم
او ساده است و مذهبی و خوب و عالی روحیه ای دارد که با من واقعا همسو است و یکی از فامیلهای دور ما است اورا واقعا دوست دارم اما نمیدانم چه بکنم
خوش اخلاق است و چهارسال از من بزرگتر است
او هنرهای بسیاری دارد البته اخلاقش که برای من مهم است عالی است و بینظیر است
در تحصیل و درس و اعتقادات قوی است و این مرا خوشحال میکند
چون خودم مذهبی هستم
او را واقعا دوست دارم و آینده ام را با او زیبا تصور میکنم
اما به خاطر اینکه پسرهای دیگر ناراحت نشوند تصمیم گرفتم اصلا ازدواج نکنم چون میترسم آنها زندگیشان به خاطر من نابود شود دوست دارم قدرت نه گفتن داشته باشم
و آن چندنفر را رد بکنم
نمیخوام آن پسر را از دست بدم او واقعا خوبست و اورا خیلی دوست دارم
لطفا راهنمایی کنید چگونه حرفم را محکم بزنم و نگران زندگی پسرهایی دیگر نباشم
من به زندگی خودم اهمیت نمیدم و دیگران را ترجیح میدم
دوست دارم این مشکل حل بشه
با تشکر












پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات