سلام خسته نباشید. من ۹سال با یه اقایی دوست بودم ک خانواده ها هم در جریان رابطه ما بودند ولی از نظر رفتاری خیلی اذیت میکرد. منو کتک میزد و رابطه ی نامعقولی از من میخواست. توی این مدت هم چندباری به من خیانت کرد که بخشیدمو باز هم ادامه دادم. برای خواستگاری هم اومدن ولی پدرم گفت تا مستقل نشدم نمیتونیم ازدواج کنیم.۲۴ سالمه .حدود ۳ ماه پیش به بهونه های مختلف این رابطه رو تموم کرد و بعد از ۱ ماه شروع کرد به حرف زدن با من در مورده دوست دخترای جدیدش که من واکنش نشون دادمو در اخر منو بلاک کرد و رفت دنباله زندگیش. خیلی وقته افسردگی دارم منزوی شدم و اصلا دلم نمیخواد از خونه بیرون برم.احساس پوچی و بی ارزشی میکنم.قبلا هم بخاطر افسردگیه شدید از تنش های این رابطه سعی کردم خودکشی کنم ولی اینبار نمیخوام‌ضعیف باشم.از تنهایی خیلی میترسم ولی با این حال دیگه نمیتونم به کسی اعتماد کنم و فکر میکنم همه چیز دروغ و بازیه و اینکه نمیتونم با جنس مخالفم ارتباط برقرار کنم چون از نظر ذهنی هنوز تعهد دارم. ممنون میشم اگر که کمکم کنید

جدیدترین سوالات





با سلام و عرض خسته نباشید
من کامران 21 ساله و دانشجو رشته دندانپزشکی هستم
3 سال است که یک فکر ذهن منو مشغول کرده و عذابم میده
من چند ویژگی نامطلوب دارم که والدین من هم ان ها رو دارند و به نوعی در خون من تزریق شده
اون ویژگی ها شامل: عدم عزت نفس ...عدم اعتماد به نفس...ترس...مقایسه خود با دیگران و حسادت...بدبینی شدید...خود کم بینی...تنفر از خود و والدین...مردم پرستی
خانواده مادری من هم این صفات رو دارند و پدرم بخاطر داشتن این ویژگی ها قرص مصرف میکند
بنده کیلومترها از خانواده دورم و از این بابت خوشحالم چون والدینم دین خودشان رو بیشتر از من دوست دارند
من به شدت تنهام و رفیق و والدین و همسر و دوست دختر و خدا وهم کلاسی و... ندارم و روابط اجتماعی من واقعا افتضاحه
برنامه من برای آینده دوری از خانواده و زندگی در تنهایی است و هرگز ازدواج نخواهم کرد و این رو همه میدانند
و فکری که من را عذاب میدهد تنهایی در آینده است
چند ماهی است که افسرده شده ام و قرص فلوکستین مصرف میکنم
و فقط منتظر مرگ والدینم هستم تا بتوانم خودکشی کنم چون از هیچ چیز لذت نمیبرم
خواهش میکنم من رو درک کنید و راهی عاقلانه و قابل اجرا پیش روی من بگذارید
باتشکر
جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

رفتار خیره شدن همسرم

سلام. من 29 سال و خانمم28 سال داریم.دوسال پیش با همسرم ازدواج کردم و بچه نداریم. مشکل رفتاری خانمم که همیشه منجر به اختلاف ما میشه این هست که خانمم تا وقتی که پای صحبت و بحث باشه حالت نرمالی را تاحدودی داره ولی مشکل انجاست که من سعی میکنم اونو فعال نگه دارم و باهاش حرف بزنم چون بدجور ماتش میبره و حالت غیر عادی پیش میاد و بقیه یه جور دیگه نگاهش میکنند و سعی میکنم همیشه در جمع بهش نگاه کنم تا به خودش بیاد. همیشه این رفتارش ازارم میده. مثلا در بانک یا اداره یا مطب منتظر بشینیم به هر طرف که نگاه کنه همان نقطه زوم میشه وسعی میکنم باهاش حرف بزنم تا ماتش نبره چون وقتی ماتش ببره تمام خستگی و پیری در قیافش دیده میشه.نمیدونم چکار کنم کمکم کنید.



0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:

ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

1


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده



0
16
30

nenzzn

شما میتونید با خانومتون در این موضوع حرف بزنید و حتما از یک روانشناس کمک بگیرید که خدای ناکرده مشکلشون تشدید نشه .سعی کنید بیشتر لحظات شادتری باهم داشته باشید و نذارید خونه بیکار بمونه تو موضوعاتی که علاقه دارره فعالیت کردن خیلی خوبه
0
امتیاز


جواب تو چیه؟

کاربر میهمان
     





2000 تومان هدیه بهترین جواب



















پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات