پاسخ گویی به سوالات روانشناسی:
سلام دختر بیست ساله هستم ک یه خواستگار بیست و دو ساله دارم ک با چندین قرار ملاقات ایشان را از نظر اخلاقی و ..قبول کردم بعد از این جلسات جلسه بله برون را گذاشتیم ک ایشان ب خاطر کارش این جلسه  رو عقب انداخت در واقع فک کنم خونوادش ...چون کارشون یکیه...مشکل اینجاس ک من بعد این یه هفته نمیدونم چرا سرد شدم و به خودم تلقین میکنم آمادگی ازدواج ندارم..یه دغدغه هام شده اینکه نکنه از افرادی باشه ک به کارش خیلی اهمیت میده...نظر بقیه هم برام مهمه مثلا تو فامیل کسی بگه اگه صبر میکردی یه مورد بهتر میومد ..و منم میریزم بهم و تو فکر میرم که آره شاید حرفش درسته و من سن کمی دارم...کلا نظر بقیه برام مهمه..نمیدونم از اعتماد ب نفس پایینع؟؟.تو خونواده هم کسی نه مشورتی نه کمکی میکنه...پدر و مادرم میگن هرچی خودت بگی...با اینکه خودم قبول کردم و نمیگم ازش خوشم نیومده ولی الان این فکرا اومده تو ذهنم ...من میخام تو این دوران خوشحال باشم لذت ببرم نه این که این فکرا بیاد تو ذهنم و نمیتونمم دیگه جواب رد بدم بهشون...یه ترسی همه وجودمو گرفته که نکنه انتخابم اشتباهه...در صورتی ک هم با خودش و هم خونوادش سه جلسه رفت و امد داشتیمو قبول کردم...لطفا کمکم کنین خسته شدم از این فکرا و سردرگمی.ب یکی نیاز دارم باهام حرف بزنه... من از مشکلات بزرگ زود خسته میشم ...میخام این دوران بهترین دوران زندگیم باشه ولی الان اعصابم واقعا داغونه...اگه یه کانال روانشناسی که پاسخگوی سوالاتمان باشد بهم معرفی کنین ممنون میشم..یه دنیا سپاس

جدیدترین سوالات





سوال های تصادفی





جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

آیا دوباره میتونم اعتماد کنم؟

سلام
من دختری 35 ساله هستم با ظاهری زیبا و جذاب..از نظر تحصیلات بالاترین مرتبه (دکتری) و موقعیت اجتماعی را دارم. مدت 6 سال با پسر خاله ام که الان 41ساله است دوست هستم. من بدلیل از دست دادن پدر و مادر رفت و آمدی با خانواده خاله ام نداشتم اما 6 سال قبل بطور اتفاقی پسر خاله ام را در منزل مادر بزرگم دیدم اون ورشکسته شده بود و بسیار از نظر روحی داغون بود.. همون شب اون به من ابراز علاقه کرد و این ابراز کردن همچنان بیشتر میشد طوری که همیشه به من میگفت اگه منو ول کنی من میمیرم.. همیشه بهم التماس میکرد که دوستم داشته باش.. و من اول بخاطر ناراحتی های اون کنارش مونم اما کم کم عاشقش شدم.. از نظر مالی وضع خوبی نداشت و من بدور از چشم همه یعنی خانواده خودم و خودش اون رو حمایت میکردم.. حتی شارژ ایرانسلش رو هم براش میخریدم.. گوشی موبایل و... همه همه با من بود.. سعی میکردم آخر هفته هارو کنار اون و خانوادش باشم و بهشون محبت بی دریغ میکردم.. خودش همیشه میگفت تو دنیا هیچکس مثل تو پیدا نمیشه.. تمام این مدت هر موقع بیرون میرفتیم هزینه ها با من بود.. و منو حتی یک پارک برای تفریح نبرد و علتش را میگفت چون من دست خالیم خجالت میکشم بیام بیرون.. البته ناگفته نماند گاهگاهی برایم هدیه هم میخرید و بهم میگفت اگه پولدار بشم دنیا رو برات میگیرم..
5 سال به این منوال من همه جوره کنار خودش و خانوادش بودم تا اینکه سال گذشته با کمک یکی از دوستانش دفتر دار یک وکیل شد و کمی پول دار شد.. اما بعد از چند ماه از کارش من متوجه اس ام اسهای عاشقانش شدم.. و بعد فهمیدم با یک زن مطلقه که یک دختر 17 ساله داشت دوست شده بود و نسبت به اون زن بسیار متعصب بود در حالیکه نسبت به من هیچ تعصب و تعهدی نشون نمیداد و میگفت چون دوستت دارم نمیخوام محدودت کنم حتی چند بار به من پیشنهاد داد با دوستاش رابطه برقرار کنم.. و بعد گفت میخواستم امتحانت کنم.. بهش گفتم اگه منو دوست داری با اون زن بهم بزن اما اون میگفت من یک مدت باید با این زن به رابطم ادامه بدم تا یک بهانه پیدا کنم و ازش جدا بشم..
بهم گفت که من عاشق تو هستم و نسبت به اون زن احساسی ندارم التماس میکرد کنارم باش و تنهام نذار تا من با اون رابطمو بهم بزنم میگفت من تو این رابطه گیر کردم.. و من باور کردم..
تا عید امسال که من برای عیدیشون رفته بودم و اون زن زنگ زد و بهش گفت من پایین ساختمون منتظرت هستم و پسر خالم کروات و عطر و ادکلن زد و بسیار تیپ زد و رفت به من گفت دنبالم نیا.. اما من باهاش رفتم پایین ساختمون.. دست پسرخالمو گرفتم و اون به شدت دستم انداخت کنار و گفت دست منو نگیر خوشم نمیاد بعد رفت پیش اون زن.. پیش زنه به من گفت حرفاتو بزن و برو.. و بهم توهین کرد.. بعد با اون زن خندون سوار پراید زنه شدن و رفتند.. چند ساعت بعد زنه به من زن زد و گفت تو باهاش 6 سال دوست بودی و من 2 ماه.. گفت رفتارش با تو بقدری توهین آمیز بود که به من برخورد.. البته زنه میخواست با این حرفاش ناراحتی منو بیشتر کنه.. بعد از اون روز من باهایش قهر کردم و جواب تلفن و اس هاشو نمی دادم.. خیلی معذرت خواهی کرد و اظهار پشیمونی میکرد میگفت من اون روز کروات زدم که برم با اون زن دعوا کنم و بهم بزنم اما تو نذاشتی... به خانوادش گفته من به حرف اون زن گوش دادم و ازش فاصله گرفتم.. اما من هربار اس ام اس های عاشقانه ایندو را با هم میدیدم داغون میشدم.. در ضمن تو این مدتی که با اون زن دوست شده هر هفته با هم شمال و پارک های مختلف تهران میرن.. و عکسهای خیلی زیبا از اون زن میگیره و میگه چه اشکال داره دوربین همرام بوده ازش عکس گرفتم.. به من میگه تو خودتو با کی مقایسه میکنی جای تو، تو قلب من محفوظه و اون جای تورو نمیگیره.. الان رابطمو باهاش بهم زدم اما خانوادش تلاش میکنن این رابطه درست بشه.. حتی من بهش گفتم اگه به اون زن بهم بزنی می بخشمت اما اون همچنان به این رابطه اصرار میکنه..
الان نمیدونم چکار کنم .. فقط فکر میکنم اگه واقعا راست میگفت و دوستم داشت اینکارا رو با هام نمیکرد.. اما من همچنان عاشقش هستم..
لطفا راهنمایی کنید ایا همچین آدمی واقعا اینطور که میگه دوستم داره؟ یا ممکن هست در آینده بهتر بشه.. میدونم که دوباره برمیگرده اما آیا واقعا میشه همچین رفتار هایی رو بخشید؟ میتونم منتظرش بمونم تا بهم برگرده؟ راستی اینو بگم از وقتی من ولش کردم مریض شده.. و دکتر گفته نارحتیش عصبیه..
من عاشقانه دوستش دارم اما نمیدونم چیکار کنم.. اگه یک مدت بگذره و اون زن دست از سرش برداره آیا میتونم دوباره بهش اعتماد کنم؟



1000
تومان جایزه داشت!
0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:

ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

36


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده

36 جواب برای این سوال ثبت شده!

چینش بر اساس زمان ثبت


چینش بر اساس امتیاز



5790
8564
19190

Guest

هه اون داره ازت سو استفاده میکنه سن وسال بالا و خبره هم که هست خووووب کارشو بلده منم پسرم مثل همونم ببخشیدا
0
امتیاز


5790
8564
19190

Guest

ادامه...
در ثاني اين آشنايي براي يك ماه نه دو ماه نه شش ماه بالاخره بايد به نتيجه برسه مثبت يا منفي. ولي شما شش سال منتظر چي بودي؟
مگه عقلت ناقصه يا خل وضعي؟ اينجا است كه بايد پيش وجدانت اعتراف كني كه خودت هم مقصري و از اين رابطه پوچ و بي خاصيت لذت ميبردي و تمام مدت تلاش ميكردي كه يك تكيه گاه براي آينده خودت درست كني چه ميدونم هر چوب خشكي كه اسم شوهر روش باشه و ... . خوب اينجا خودت مقصري شك نكن!!! اما چاره كار؟ يك كلمه با يه بيل بكوب تو سر اين عشق كاذب كه داري خودتو باهاش فريب ميدي و بكشش. فقط همين. يه خورده عذاب و افسردگي يكي دوماهه داره ولي بعدش خوب ميشه. بعد از اجراي اين تصميم حق نداري تا مدت شش ماه براي انتخاب بعديت تصميم بگيري. بعد از شش ماه، دو تا چشم ديگه هم قرض كن و به يك انتخاب درست برس. و يادت باشه بعد از انتخاب و ازدواج گاهي لازمه همين دوتا چشم را هم يه جاهايي هم بياري. موفق باشيد
0
امتیاز


5790
8564
19190

Guest

سلام اولا اون روز كه به پيشنهادش جواب مثبت دادي ايشون ورشكسته بود و نياز به همدردي داشت نه دوستي. و شما باهاش دوست شدي. بعد گفتي عاشقش شدي ولي شما عاشق نبودي بلكه درگيري عاطفي پيدا كردي. حتي اگه بجاي پسرخاله ات با سپور كوچه تون هم اينقدر رابطه داشتي همين درگيري عاطفي ايجاد ميشد. پس اين عشق نيست. منشاء اون هم غريزه فطري دو جنس مخالفه. مرد بايد احساس مسووليت داشته باشه حتي در نداري و بي چيزي. وقتي شما هم نياز عاطفي شو و هم نياز مالي شو برطرف ميكني هيچكي بدش نمياد باهات دوست بشه. اونم خوب سوء استفاده شو كرد و خواهد كرد چون شما فكر ميكني سنت گذشته و ديگه كسي سراغت نمياد و ... . اما يه سوال: آيا هر ازدواجي از بي شوهري بهتره؟؟؟؟ چرا اون موقع كه بايد به فكر شوهر كردن بودي، فقط چسبيده بودي به دانشگاه و درسات؟ حالا به خودت اومدي ميگه دير شده؟!! ضمنا دوستي در ارتباط دختر و پسر معنا نداره و به لحاظ شرعي و حتي عقلي غلطه. اگه اين ارتباط به قصد ازدواج و به منظور آشنايي براي تصميم گيري باشه خوب اشكال نداره ولي حتما بايد با نظارت دو خانواده باشه نه يله به رها.
0
امتیاز


5790
8564
19190

Guest

سلام خوب دركت ميكنم مي خوام بگم اون دوستت داره ولي عاشقت نيس خودتو خسته نكن عزيزم يعني مردي كه بخواهد همچنين بلايي سر خانومش بياره و بعد برگرده و حتي عاشق بشه و از اول شروع كنه نه قبول نكن چون توبه گرگه مرگه قبول كن واقعيتيه مرد خوب از اولش خوبه مرد بد از اين كارا ميكنه و توبه ميكنه . در كل اون بيشتر به فكر خودشه تا شما عزيزم ببخش واقعيته كه گفتم خدا يارت
0
امتیاز


5790
8564
19190

Guest

شما قصدت صرفا این بود که یه چند نفر باهات همدردی کنن، تا خنک بشی
بعدشم دوباره میری سراغش
جوابتم خودت دادی
پس دنبال چی می گردی اینجا؟
لیاقتت همون پسره است
خو اگه نیست، این دندون لقو بکن بنداز دور دیگه
خیر سرت دکترم هستی
تو هم از تنهایی می ترسی
تنها باشی بهتره از اینکه گدایی عشقو بکنی
0
امتیاز


5790
8564
19190

Guest

شما قصدت صرفا این بود که یه چند نفر باهات همدردی کنن، تا خنک بشی
بعدشم دوباره میری سراغش
جوابتم خودت دادی
پس دنبال چی می گردی اینجا؟
لیاقتت همون پسره است
خو اگه نیست، این دندون لقو بکن بنداز دور دیگه
خیر سرت دکترم هستی
تو هم از تنهایی می ترسی
تنها باشی بهتره از اینکه گدایی عشقو بکنی
0
امتیاز


5790
8564
19190

Guest

موندن باهاش بدترین تصمیم برای یک فرد تحصیل کرده می تونه باشه - امیدوارم همه مون تواین شرایطا با عقلمون تصمیم بگیریم نه با دلمون - روزگار به کام
0
امتیاز



بسم الله الرحمن الرحیم. سلام. تا به حال ندیده ام و نشنیده ام که رابطه دوستی قبل ازدواج یا به جای ازدواج به عاقبت خوشی منجر بشه. به خدا نه دیده ام و نه شنیده ام. اگه هم کسی گفت من دوستی کردم و بعد خوشبخت شدم، بدون که ادعا است و تا با تحقیق مصداقش را ندیده ای باور نکن. این مورد را فراموش کن. به خدا توکل کن. ازدواج روزی است، زوری نیست. وقتی توبه کردی و درست زندگی کردی، خالصانه خدا را عبادت کردی و خدا مطمئن شد قصد داری تا ابد بنده ی او باشی (منظورم اینه که در دلت دل یک دله کردی و خدا هم از دلت باخبره)، إن شاء الله اون که روزی حلال و طیب تو است به خواستگاری تو می آید.
و لهم رزق کریم (قرآن مجید)
یا علی. اللهم عجل لولیک الفرج.
0
امتیاز


5790
8564
19190

Guest

سلام
اون آقا به این علت که شما از اقوامش بودید و بهتون دسترسی داشته بدون اینکه هیچ علاقه ای به شما داشته باشه از شما سو، استفاده کرده و هم مدتی با شما سرگرم شده و نیاز عاطفیه خودش رو رفع کرده و هم از پول شما استفاده کرده و علاوه بر اینکه به شما علاقه پیدا نکرده بلکه به علت اینکه شما به راحتی در دسترس اون قرار گرفتید و برای رسیدن به شما متحمل سختی نشده احساس بدی نسبت به شما پیدا کرده و این که دست شما رو پس زده و گفته که دوست ندارم دستم رو بگیری به این علت بوده و اظهار علاقش و حرفهای دیگرش صرفا دروغ هستش و می خواد باز هم از شما استفاده بکنه درحالی که به کس دیگه ای علاقه منده.
به نظر من کلا" بی خیالش بشید و با فکر کردن به واقعیت علاقش رو از دلتون بیرون کنید .
0
امتیاز


5790
8564
19190

Guest

خانم محترم احساسات شما داره تصمیم میگیره نه عقل شما پس مثل یک دختر 15 ساله فکر نکنید
0
امتیاز



مشاهده ی سایر جواب ها


1 2 3 4

آخرین صفحه : 1 از 4 اولین
جواب تو چیه؟

کاربر میهمان
     



2000 تومان هدیه بهترین جواب


















پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.