جدیدترین سوالات





سوال های تصادفی





جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

ضعیف و ناتوان بودن

سلام من دختر 19 ساله از اصفهانم. مشکل من اینه که هرکس هرکاری داشته باشه به من میگه کارایی که بقیه حاضر نیستن قبول کنند رو من مجبورم قبول کنم اما در عین حالم هیچ کس منو دوست نداره و حتی تره هم برام خورد نمیکنه. من احساس میکنم توی فامیل منو با دختر خالم مقایسه میکنند. من خیلی به اینده ناامیدم و همش فکر میکنم خوانواده شوهرم هر چی بخوانو به من تحمیل کنند و من تو سری خور بشم و یه زندگی جهنمی رو داشته باشم. من خیلی هم اهل حرف زدن و دوست پیداکردن نیستم و بیشتر با دوستای قدیمی هستم

توروخدا کمکم کنید....



0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:

ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

3


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده



1
80
35

mohyjj

سلام
ما همه انسان هستیم و خداوند به هرکدام از بنده هایشان به گونه ای توجه دارند که انگار همون یک بنده رو دارن ...
پس برای شما باید توجه خداوند و اولیای الهی مهم باشه و نه بقیه مردم ...
شما سعی کنین هرکاری که میکنین خیر و خداپسندانه باشه و بعد مطمئن باشین که خداوند همیشه کمکتون میکنن و اینو بدونین هرکی با خدا باشه ، خدا هم بهش عزت و بزرگی میدن ...
حسبنا الله (خداوند برای ما کافی است)
موفق باشید
0
امتیاز


5587
8389
16397

Guest

سلام ببین خیلی از ما ها یه روز تو بچگی مون این افکارو داشتیم شما یا واقعا بدین یا خوب اگه بدین خوب دیگران تا حدودی حق دارن ولی اگه خوبین وواقعا خوبین وتخیل نمیکنید(چون هیچ بقالی نمیگه ماستم ترشه)پس نگران نباشید چون حدیث داریم زمان ودهر دواست یعنی گذر زمان وصبر بر مشکلات خودش دواست که مشکلات خود به خود حل میشن مثل بیماری که تیک عصبی داره تنها چارش مسافرته وجالبه باز حدیث داریم که مسافرت هم آدمو سرزنده میکنه پس به جایی برین که شاداب بشین وبه سبزه ها نگاه کنید وبه آب وقرآن نگاه کنید که باعث شادی میشه وحدیث زیاد بخونید واز آدم های بی دین دوری کنید شما نیازی ندارید دیگران به شما محل بدهند اگر اینارو عملی کنید دیگران محتاج توجه شما میشن میگه باخدا باش پادشاهی کن بی خدا باش هرچه خواهی کن موفق باشی متخصص
0
امتیاز


5587
8389
16397

Guest

سلام ببین خیلی از ما ها یه روز تو بچگی مون این افکارو داشتیم شما یا واقعا بدین یا خوب اگه بدین خوب دیگران تا حدودی حق دارن ولی اگه خوبین وواقعا خوبین وتخیل نمیکنید(چون هیچ بقالی نمیگه ماستم ترشه)پس نگران نباشید چون حدیث داریم زمان ودهر دواست یعنی گذر زمان وصبر بر مشکلات خودش دواست که مشکلات خود به خود حل میشن مثل بیماری که تیک عصبی داره تنها چارش مسافرته وجالبه باز حدیث داریم که مسافرت هم آدمو سرزنده میکنه پس به جایی برین که شاداب بشین وبه سبزه ها نگاه کنید وبه آب وقرآن نگاه کنید که باعث شادی میشه وحدیث زیاد بخونید واز آدم های بی دین دوری کنید شما نیازی ندارید دیگران به شما محل بدهند اگر اینارو عملی کنید دیگران محتاج توجه شما میشن میگه باخدا باش پادشاهی کن بی خدا باش هرچه خواهی کن موفق باشی متخصص
0
امتیاز


جواب تو چیه؟

کاربر میهمان
     





2000 تومان هدیه بهترین جواب




سلام من الان دو ماه دیگه میشم 26 سال..من الان مشکلم اینه که دارم حسرت گذشته و زمانی که 18 سالم بود تا الان رو میخورم که خوب استفاده نکردم و خیلی کارها میتونستم استفاده کنم و الان در موقعیت اجتماعی و شغلی و ... خیلی بالایی میتونستم باشم که استفاده نکردم و یه مهندسی به درد نخور خوندم و همین در صورتی که خیلی کارهای بهتری میتونستم بکنم و الان سه سال تو یه فست فودی بودم و به امید اینکه یه فامیلی بهم قول داده بود برام کاری کنه و تا الانم هیچکاری نکرده و همینطور گذشت و الان از رو اعصاب خوردی از اونجا هم درومدم....البته الان شاید بتونم مثلا برم یه کار فنی یاد بگیرم نهایتش اما وقتی پیش خودم فک میکنم تو اون سال ها چه کارها که نمیتونستم بکنم مثلا زمان کنکور یه سال بیشتر کنکور میدادم و رشته به درد بخورتری میرفتم و زمان دانشگاه یه سابقه کار خوب با بیمه میداشتم و بعدش میرفتم اروپا یا کلا موقعیت خیلی بالاتری میداشتم و کیفیت این چیزا کجا و الان بخوام کاری کنم کجا و چه اینکه الان باید از صفر شروع کنم و برای 30 سالگی ب بعد برنامه ریزی کنم و خیلی احساس ناراحتی و بغض و حسرت بهم بدست میده طوری که شبا خیلی بغض میگیرم و بعضی وقتا گریه






سلام دوست ندارم خودمو اینجوری معرفی منم ولی مجبورم امیدوارم به چشم ریا نبینینش: من یه بازار یاب سرمایه دارم و ایده کتاب فروشی از اون جایی به ذهنم رسید که آمار وحشتناک سرانه مطالعه در ایران رو میخوندم و به این نتیجه رسیدم که کل مشکلات جامعه ایران از آگاهی کم مردم ناشی میشه وتصمیم گرفتم شیوه های روانشناسی محور یازاریابی و کتاب رو گاتی کنم و یه سرمایه گذاری بزرگ تو این کار کنم. تو بازاریابی و فروش یه اصطلاحی هست که میگن رقیب تو اون فردی نیست که فکر میکنی تو این کار از تو بهتره گاها رقیب تو شناخته نشدن تو بازاره یا هر حقیقت بزرگی که تو اونو نمیبینی و فقط به افراد به چشم رقیب نگاه میکنی) منم این نصیحتو جدی گرفتم و با خودم فکر کردم رقیب غول پیکر من تو این کار چی میتونه باشه و بووووم فهمیدم که سرانه پایین مطالعه بزرگترین رقیب من میتونه باشه وبا شیوه های بازاریابی نوینی که میخوام تو این کار ازشون استفاده کنم مطمعنم که غول کتاب نخوند مردمو به زمین میزنم ولی از اونجایی که هیچ ایده ای درباره چگونگی انجام تحقیقات بازار و شیوه کار کتاب فروشی ها نداشتم اومدم دست به دامان این سایت شدم خوب خیلی حرف زدم شرمنده میخوام سوالامو مطرح کنم اگه کوچکترن جوابی واسه سوالا داشتی خواهش میکنم با من در میون بزارین
1-کتاب هارو برای فروش از کجا باید تهیه کرد تا با کمترن قیمت خریدشون ؟ (انتشارات. کتاب فروشی ها . نمایشگاه ها کدومشون بهترن
2-شرایت خرید از اونها چیه؟ (برای مثال اگه از انتشارات بخرم حداقل چند جلد باید بخرم)
3-کار های حقوقی و قضایی ثبت کتاب فروشی چطوری هست و شامل چه چیز هایی میشه؟
4- اگه بخوای به صورت آنلاین کتابفروشی روگسترش بدی چه موانعی سر راهته؟

لطفا هار اطلاعات متبت یا غیر مرتبت به سوالات داشتین که فکر میکنین کمک میکنه با من در میون بزارین
سپاس.









پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات