سوال های تصادفی





جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

20 سال دیگه چجوری هستید

20 سال دیگه در چه موقعیتی قرار دارید



87
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:

ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

3


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده

3 جواب برای این سوال ثبت شده!

چینش بر اساس زمان ثبت


چینش بر اساس امتیاز


بهترین جواب :

248
176
784

m_h_hajiyan

به عنوان یک ایرانی فکر کنم مردی با یک زندگی مرفه در کنار خانواده به خوشی و خوبی زندگی کنم و یک شرکت متوسط اقتصادی را اداره کنم
0
امتیاز


5789
8564
19126

Guest

20 سال دیگه به تمام چیزهایی که الان برایمان رویا وارزوست میرسیم پس سعی کنیم خودمان را سلامت نگه داریم تا بتوانیم از چیزهایی که داریم وخواهیم داشت استفاده ببریم
0
امتیاز


9
46
99

khoshsokhan

اگر زنده باشیم ان‌شاء الله فکر نمی‌کنم وضعیت از این بدتر باشد فقط خداکند سلامتی برای همه حاصل باشد.
0
امتیاز


248
176
784

m_h_hajiyan

به عنوان یک ایرانی فکر کنم مردی با یک زندگی مرفه در کنار خانواده به خوشی و خوبی زندگی کنم و یک شرکت متوسط اقتصادی را اداره کنم
0
امتیاز


جواب تو چیه؟

کاربر میهمان
     



2000 تومان هدیه بهترین جواب

سلام.من در رابطه با یکی از نزدیکترین فرد زندگیم سوالی دارم.اون یه خانوم جوونه که خیلیییی برام مهمه حالش.در کودکی سابقه حس کردن یه موجود خیالی رو داشته که به اسم صداش میکرده با پی گیری خانواده متوجه شدن که این مسئله برای بچه های تو اون سن و سال طبیعیه.ماباهم خیلی راحتیم واسه همین مشکلاتشو باهام درمیون میزاره.پارسال بود که میگفت خیلی میترسم.وقتی ازش پرسیدم از چی؟ میگفت حس میکنم یکی پیشمه یکی پشت سرمه خیلی میترسم و اینا.یروز بهم گفت اون موجود وحشتناک هی ازم میخواد که مثلا خودمو از پله ها بندازم پایین هی اینو بهم میگه منم هربار به تو فک میکنم که دوست دارم و اینکارو نمیکنم.نگران کننده بود سعی کردم کنارش باشم حرفاشو بهم بزنه تا بعد یه مدت یادش رفت اما الان دوباره برگشته اون حس هاش.دیشب دوباره بهم گفت خیلی میترسم با اینکه تنها نبود تو خونه اما باز میترسد میگفت فک میکنم یه موجود وحشتناک تو خونست حتی از ترس نمیتونست بخوابه یا حتی گریش گرفت.زنگ زد که امروز یکی بیاد پیشش بمونه که کمتر بترسه.حس میکنم حالش خوب نیس.نمیدونم چیکار کنم؟ میترسم اتفاقی بیوفته لطفا کمکم کنید بتونم واسش کاری کنم قبل از اینکه اتفاق ناخوشایندی پیش بیاد.هرچی سریع تر منتظر پاسخ شما هستم.خیلی ممنون






سلام
امیر هستم از مرکز تعمیرات موبایل لینک آدرس=} ( لینک ) /' Target='_blank' rel='nofollow'>البان

در زمینه هارد گوشی های ال جی راهنمایی میخواستم
ایا کسی از دوستان در این زمینه تجربه دارد؟











پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.