جدیدترین سوالات





سوال های تصادفی


عاشق یه آقایی بودم بی خبر گذاشت ورفت البته اونم منو میخواست ولی مادرش نگذاشت راه ما رو بست که به هم نرسیم چهار سال و هشت ماهه الان . سه روز پیش فهمیدم با دختر خالش ازدواج کرده . خودش نمیخواسته مادرش مجبورش کرده چون دخترخالش دختر نبود و زن شده بود برای همین نمیخواستش ولی برای حفظ آبرو سکوت کرد و راضی به ازدواج شد باهاش
من خیلی حالم بده شبا تا صبح بیدارم و گریه میکنم صبح ها بلند میشم یهو میزنم زیر گریه اصلا دست خودم نیست الانم پنج روزه که لب به آب و غذا نزدم از گلوم پایین نمیره
اونا هم میخوان جدا بشن میدونم که بر میگرده بهم ولی من روانی میشم چه برگرده چه برنگرده من عاشقش بودم نمیتونم قبول کنم که زنی دیگه بدنشو دیده نمیتونم دارم زجر میکشم دارم میسوزم از بس با مشت زدم به قلبم قلبم داره تیر میکشه اگه روزی بیاد باید از اول برای من متولد بشه من دارم میمیرم جونم بالا اومد خدا ازشون نگذره منو بدبخت کردن فقط خودشو خراب کرد الان بعد پنج ماه میخواد جدا بشه چرا منو بازی داد چرا
من اعصاب ندارم شدید افسرده ام میخوام خودمو بکشم تحمل ندارم فکرش راحتم نمیذاره جلو چشمامه روحم در عذابه وجدانم ناراحته دارم زجر میکشم



جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

نرم ترین ماده برای قالبگیری

سلام.بنده یک قالب آماده در اخیتار دارم.ماده ای که قصد ریختن درونش رو دارم ماده ایست که بعد از
گذشت چند وقت همچنان نرم باقی بمونه.یعنی وقتی ماده رو توی قالب ریختم و برای مثال عروسک آماده شد ماده نهایی نرم باشه و قابلیت ارتجاعی داشته باشه.به نظر خودم سیلیکون مایع خوبه(اگر نظر شما هم همینه تایید کنید و بگید که از کجا می شه خرید و هزینه اش چطوریه).اگر نظر دیگری هم داشته باشند اساتید بسیار خوشحال می شم بدونم.مرسی



0
امتیاز

جوابی برای این سوال در دست نیست!




جواب تو چیه؟

کاربر میهمان
     



2000 تومان هدیه بهترین جواب








سلام. کلاس هفتم هستم مذهبی ام من یک مشکلی دارم

قدرت نه گفتن ندارم
با اینکه سنم کوچک است به آینده زیاد فکر میکنم
چندین پسر به من پیشنهاد ازدواج داده اند
خیلی از آنها را دوست ندارم اما جرئت نه گفتن ندارم
آنها به امید من زندگی میکنند
از بین آنها فقط یکی از آنها را دوست دارم
او ساده است و مذهبی و خوب و عالی روحیه ای دارد که با من واقعا همسو است و یکی از فامیلهای دور ما است اورا واقعا دوست دارم اما نمیدانم چه بکنم
خوش اخلاق است و چهارسال از من بزرگتر است
او هنرهای بسیاری دارد البته اخلاقش که برای من مهم است عالی است و بینظیر است
در تحصیل و درس و اعتقادات قوی است و این مرا خوشحال میکند
چون خودم مذهبی هستم
او را واقعا دوست دارم و آینده ام را با او زیبا تصور میکنم
اما به خاطر اینکه پسرهای دیگر ناراحت نشوند تصمیم گرفتم اصلا ازدواج نکنم چون میترسم آنها زندگیشان به خاطر من نابود شود دوست دارم قدرت نه گفتن داشته باشم
و آن چندنفر را رد بکنم
نمیخوام آن پسر را از دست بدم او واقعا خوبست و اورا خیلی دوست دارم
لطفا راهنمایی کنید چگونه حرفم را محکم بزنم و نگران زندگی پسرهایی دیگر نباشم
من به زندگی خودم اهمیت نمیدم و دیگران را ترجیح میدم
دوست دارم این مشکل حل بشه
با تشکر










پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.