جدیدترین سوالات

ل برنام نویسی برنامه ای بنویسید هر سطر یک ماتریس m*n تعدادو عناصر زوج و فرد هر سطر آن ماتریس را قرار ده
از گروه : دروس و مسائل رشته کامپیوتر و IT 3565  بازدید

سلام من کاردانی نرم افزار دارم میخواستم بدونم میتونم کنکور سراسری بدم برم رشته فناوری اطلاعات بعد بعضی از درساروتطبیق بزنم توخداکمکم کنید.
از گروه : دروس و مسائل رشته کامپیوتر و IT 1031  بازدید

-خواهش میکنم این سوالای منو جواب بدید حداقل تا جایی که می تونید چون اگه تا 12 امشب برای استادم ایمیل نکنم درسمو افتادم
1-مضارب کوچکتر از 1000 عدد 9 را یکی یکی چاپ و مجموعش را حساب کند
2-یک عدد دریافت و معلوم کند بر مجموع ارقامش بخش پذیر است یا خیر
3- دو عدد صحیح m وn دریافت و اعداد مضارب 3 بین این دو عدد را تولید کند
4- عدد طبیعی n را دریافت مشخص کند چند رقم ان زوج وفرد و صفر است
5- عدد طبیعی n را دریافت مشخص کند اول است یا خیر
6- اعداد سه رقمی که تمامی ارقام ان زوج است را چاپ کند
7- اعداد سه رقمی که خودشان با مقلوبشان برابر است را چاپ کند
8- یک عدد بین 1 و 366 دریافت کند و مشخص کند متعلق به چه روز و ماهی است
9- یک عدد دریافت کند و مشخص کند در کدام یک از مبناها می تواند باشد
10- عدد در مبنای 10 دریافت کند و در مبنای دو چاپ کند
11- عدد طبیعی n را دریافت و اعداد مربع کامل کوچکتر از یا مساوی با n را چاپ کند
12- عدد طبیعی n را دریافت که مشخص کننده ی تعداد تیم های شرکت کننده در مسابقه ورزشی به صورت رفت و برگشت هست و مشخص کند چه تعداد بازی برگزار خواهد شد
13- جدول زیر را چاپ کند
*
* *
* * *
* * * *
* * * * *
14-کاربر بدون وارد کردن اینتر تا زمانی که کاراکترzوارد نکرده است تعداد کاراکتزرهای وارد شده را محاسبحه و چاپ کند
15-کاربر بعد از اینکه صفر را وارد کرد کوچکترین و بزرگترین عدد ما قبل خود را چاپ کند
16-تاهنگامی که کاربر یک عدد متقارن وارد نکرده تعداد اعداد وارد شده ماقبل خود را محاسبه کند
17-میانگین اعداد موجود در یک مکعب ضرب که قابل تقسیم بر 5 و 7 و11 هستند را در صورتی که عدد بین 300 تا 700 بود را چاپ کند.
18-چهار عدد از کاربر دریافت و به صورت صعودی چاپ کند
19- دو ارایه صد عنصری معکوس اولی را در دومی و معکوس دومی را در اولی چاپ کند
20-دو ارایه 100 عنصری گرفته و ارایه اول را به صورت معکوس در ارایه دوم ورایه دوم را به همان صورت در ارایه اول چاپ کند
21-برای یک ارایه 100 عنصری ماکسیمم نسبی حساب کند
22- دو رشته از کاربر دریافت کند و concatانرا در رشته سوم بریزد
23- دترمینان دو ماتریس 4*4 را حساب کند.
24-یک ماتریس 5*5 دریافت کند و اعلام کند کدام یک از حالات زیر را داراست:
متقارن-بالا مثلثی-پایین مثلثی-قطری-پاد متقارن
25-دو رشته از کاربر دریافت کند نشان دهد که هر یک از کاراکتر های وارد شده در رشته دوم چند بار در رشته اول تکرار شده است
26- سه رشته از کاربر دریافت کند رشته اول رشته اصلی رشته دوم رشته جایگزین رشته سوم زیر رشته مورد نظر از رشته اول به شرطی که طول رشته دوم و سوم مساوی باشد در رشته اول هر تعداد از رشته سوم وجود دارد رشته دوم را جایگزین کند.
27-برنامه ای بنویسید که یک ارایه ی 25 تایی را به صورت درجی مرتب کند
28-ماتریس 5*5 از ورودی دریافت کند و مرتب کند
29- برنامه ای بنویسید که عبارت از ورودی دریافت و تعداد حرف ها و کلمات و جمله ها را مشخص کند
30-یک هدر فایل بنویسید شامل تابع های تبدیل مبنای 2و تبدیل مبنای 8 و تبدیل مبنای 16 باشد


از گروه : دروس و مسائل رشته کامپیوتر و IT 4855  بازدید

برنامه برج هانوی در c++ باچهار تامیله وبیست دیسک؟
از گروه : دروس و مسائل رشته کامپیوتر و IT 3637  بازدید

برنامه بنویسید که نمرات دانش اوز سال اول را بگیرد و معدل ان را حساب کند و بگوید که مشروط است یا نه . در این برنامه باید نام درس ها را چاپ کرده تا دانش اوز نمره و واحد درسی خود را وارد کند
از گروه : دروس و مسائل رشته کامپیوتر و IT 959  بازدید

سوال های تصادفی

سلام،آقا من میخوام یه ایمیل با پسوند live.com درست کنم ولی نمیشه.توی سایتش که میری فقط میشه با پسوند های hotmail و outlook باز کرد.قبلا یکی با پسوند live.com درست کرده بودم ولی حالا نمیشه.
آقا لطفا هر کی میدونه جواب بده.
از گروه : اینترنت و سایت ها 1660  بازدید

چنانچه في المثل پس از بيست روز 176 ساعت تعيين شده در ماده 57 قانون كار انجام شده باشد آيا انجام كار پس از آن اضافه كار خواهد بود ؟
از گروه : سوالات گوناگون 1725  بازدید

سلام
من دختری 35 ساله هستم با ظاهری زیبا و جذاب..از نظر تحصیلات بالاترین مرتبه (دکتری) و موقعیت اجتماعی را دارم. مدت 6 سال با پسر خاله ام که الان 41ساله است دوست هستم. من بدلیل از دست دادن پدر و مادر رفت و آمدی با خانواده خاله ام نداشتم اما 6 سال قبل بطور اتفاقی پسر خاله ام را در منزل مادر بزرگم دیدم اون ورشکسته شده بود و بسیار از نظر روحی داغون بود.. همون شب اون به من ابراز علاقه کرد و این ابراز کردن همچنان بیشتر میشد طوری که همیشه به من میگفت اگه منو ول کنی من میمیرم.. همیشه بهم التماس میکرد که دوستم داشته باش.. و من اول بخاطر ناراحتی های اون کنارش مونم اما کم کم عاشقش شدم.. از نظر مالی وضع خوبی نداشت و من بدور از چشم همه یعنی خانواده خودم و خودش اون رو حمایت میکردم.. حتی شارژ ایرانسلش رو هم براش میخریدم.. گوشی موبایل و... همه همه با من بود.. سعی میکردم آخر هفته هارو کنار اون و خانوادش باشم و بهشون محبت بی دریغ میکردم.. خودش همیشه میگفت تو دنیا هیچکس مثل تو پیدا نمیشه.. تمام این مدت هر موقع بیرون میرفتیم هزینه ها با من بود.. و منو حتی یک پارک برای تفریح نبرد و علتش را میگفت چون من دست خالیم خجالت میکشم بیام بیرون.. البته ناگفته نماند گاهگاهی برایم هدیه هم میخرید و بهم میگفت اگه پولدار بشم دنیا رو برات میگیرم..
5 سال به این منوال من همه جوره کنار خودش و خانوادش بودم تا اینکه سال گذشته با کمک یکی از دوستانش دفتر دار یک وکیل شد و کمی پول دار شد.. اما بعد از چند ماه از کارش من متوجه اس ام اسهای عاشقانش شدم.. و بعد فهمیدم با یک زن مطلقه که یک دختر 17 ساله داشت دوست شده بود و نسبت به اون زن بسیار متعصب بود در حالیکه نسبت به من هیچ تعصب و تعهدی نشون نمیداد و میگفت چون دوستت دارم نمیخوام محدودت کنم حتی چند بار به من پیشنهاد داد با دوستاش رابطه برقرار کنم.. و بعد گفت میخواستم امتحانت کنم.. بهش گفتم اگه منو دوست داری با اون زن بهم بزن اما اون میگفت من یک مدت باید با این زن به رابطم ادامه بدم تا یک بهانه پیدا کنم و ازش جدا بشم..
بهم گفت که من عاشق تو هستم و نسبت به اون زن احساسی ندارم التماس میکرد کنارم باش و تنهام نذار تا من با اون رابطمو بهم بزنم میگفت من تو این رابطه گیر کردم.. و من باور کردم..
تا عید امسال که من برای عیدیشون رفته بودم و اون زن زنگ زد و بهش گفت من پایین ساختمون منتظرت هستم و پسر خالم کروات و عطر و ادکلن زد و بسیار تیپ زد و رفت به من گفت دنبالم نیا.. اما من باهاش رفتم پایین ساختمون.. دست پسرخالمو گرفتم و اون به شدت دستم انداخت کنار و گفت دست منو نگیر خوشم نمیاد بعد رفت پیش اون زن.. پیش زنه به من گفت حرفاتو بزن و برو.. و بهم توهین کرد.. بعد با اون زن خندون سوار پراید زنه شدن و رفتند.. چند ساعت بعد زنه به من زن زد و گفت تو باهاش 6 سال دوست بودی و من 2 ماه.. گفت رفتارش با تو بقدری توهین آمیز بود که به من برخورد.. البته زنه میخواست با این حرفاش ناراحتی منو بیشتر کنه.. بعد از اون روز من باهایش قهر کردم و جواب تلفن و اس هاشو نمی دادم.. خیلی معذرت خواهی کرد و اظهار پشیمونی میکرد میگفت من اون روز کروات زدم که برم با اون زن دعوا کنم و بهم بزنم اما تو نذاشتی... به خانوادش گفته من به حرف اون زن گوش دادم و ازش فاصله گرفتم.. اما من هربار اس ام اس های عاشقانه ایندو را با هم میدیدم داغون میشدم.. در ضمن تو این مدتی که با اون زن دوست شده هر هفته با هم شمال و پارک های مختلف تهران میرن.. و عکسهای خیلی زیبا از اون زن میگیره و میگه چه اشکال داره دوربین همرام بوده ازش عکس گرفتم.. به من میگه تو خودتو با کی مقایسه میکنی جای تو، تو قلب من محفوظه و اون جای تورو نمیگیره.. الان رابطمو باهاش بهم زدم اما خانوادش تلاش میکنن این رابطه درست بشه.. حتی من بهش گفتم اگه به اون زن بهم بزنی می بخشمت اما اون همچنان به این رابطه اصرار میکنه..
الان نمیدونم چکار کنم .. فقط فکر میکنم اگه واقعا راست میگفت و دوستم داشت اینکارا رو با هام نمیکرد.. اما من همچنان عاشقش هستم..
لطفا راهنمایی کنید ایا همچین آدمی واقعا اینطور که میگه دوستم داره؟ یا ممکن هست در آینده بهتر بشه.. میدونم که دوباره برمیگرده اما آیا واقعا میشه همچین رفتار هایی رو بخشید؟ میتونم منتظرش بمونم تا بهم برگرده؟ راستی اینو بگم از وقتی من ولش کردم مریض شده.. و دکتر گفته نارحتیش عصبیه..
من عاشقانه دوستش دارم اما نمیدونم چیکار کنم.. اگه یک مدت بگذره و اون زن دست از سرش برداره آیا میتونم دوباره بهش اعتماد کنم؟
از گروه : ازدواج 3864  بازدید

چگونه می توان تمرکز کرد افکار را کنترل کرد؟
از گروه : مسایل روحی 1730  بازدید

سلام
ی فیلمی بود ک چن نفر رو تو ی اتاق زندانی کرده بودن و فقط با ی شرط میتونستن بیان بیرون ک ی نفر همه رو بکشه بیاد بیرون اگه اسمشو بگین ممنون میشم
از گروه : سینما 42  بازدید
جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

کمکم کنید

سلام من کاردانی نرم افزار دارم میخواستم بدونم میتونم کنکور سراسری بدم برم رشته فناوری اطلاعات بعد بعضی از درساروتطبیق بزنم توخداکمکم کنید.


0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

1


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده




3558
7206
9753

Guest
با سلام بله شما می توانید کنکور شرکت کرده و پس از قبولی در رشته فناوری اطلاعات نوبت به تطبیق واحد می رسد که حدودا واحدهای عمومی شما بعلاوه تعدادی از واحدهای درسی چون پاسکال ++c و دروسی چون طراحی الگوریتم و ... که با رشته فناوری اطلاعات هست قبول می کنند و شما می توانید پس از پاس کردن بقیه واحدها کارشناسی رو دریافت کنید
با تشکر دکتر پرتو
0
امتیاز





کاربر میهمان
     




1650 تومان هدیه بهترین جواب
با سلام و خسته نباشی خدمت اعضای گروه کدی که من نوشتم کد قاعده کرامر برای حل سه معادله سه مجهول است،منتها یه اشکال در این کد است، موقعی من کد را ران میکنم فقط یه جواب از سه جواب را به من می دهد.اگه امکان داره یه نگاهی بهش بندازین و اشکالش را درج کنین.با تشکر.
 #include<stdio.h>
 
#include<conio.h>
#include<math.h>
main()
{
int i,j,k,l,m=0,y,u,r;
float d,determ=1.0,a[3][3],b[3],x[3],c[3][3],deltam[3],delta=1.0,p[3][3],q[3];
for(i=0;i<=2;i++)
{
for(j=0;j<=2;j++)
{
printf("matris a");
scanf("%f",&a[i][j]);
}
}
for(l=0;l<=2;l++)
{
printf("bordar b");
scanf("%f",&b[l]);
}
for(i=0;i<=2;i++)
{
for(j=0;j<=2;j++)
{
c[i][j]=a[i][j];
}}
for(i=0;i<2;i++)
{
for(j=i+1;j<=2;j++)
{
d=c[j][i]/c[i][i];
for(k=0;k<=2;k++)
{
c[j][k]=c[j][k]-(d*c[i][k]);
}
}
}
for(i=0;i<=2;i++)
{
for(j=0;j<=2;j++)
{
if(i==j)
determ=determ*c[i][j];
}
}
for(y=0;y<=2;y++){
for(u=0;u<=2;u++){
p[y][u]=a[y][u];
}}
for(j=0;j<=2;j++)
{
for(i=0;i<=2;i++)
{
for(l=0;l<=2;l++)
{
if(i==l)
{
p[i][j]=b[l];
if(l==2 && m<=2)
{
for(i=0;i<2;i++)
{
for(j=i+1;j<=2;j++)
{
d=p[j][i]/p[i][i];
for(k=0;k<=2;k++)
{
p[j][k]=p[j][k]-(d*p[i][k]);
}
}
}
for(i=0;i<=2;i++)
{
for(j=0;j<=2;j++)
{
if(i==j){
delta=delta*p[i][j];
}
}}
deltam[m]=delta;
x[m]=(deltam[m])/(determ);
for(r=0;r<=2;r++){
if(r==m){
q[r]=x[m];
} }
m=m+1;
for(y=0;y<=2;y++){
for(u=0;u<=2;u++){
p[y][u]=a[y][u];
}}
}
}
}
}}
for(r=0;r<=2;r++){
printf("%f",q[r]);
}
getch();
}



می تونی به این سوال ها جواب بدی؟






شاید تلنگری ...   ( 21 بازدید)

لام
من ((امیر)) هستم و ۱۸ سالمه می خوام داستان زندگیمو بگم
من فرزند ۵ از خانواده ی فرزندی هستم .و چند تا خواهرم از من بزرگ تر هستند اگه بخوام از اول شروع کنم چون محیط خانوادم بیشتر دخترانه بود  و بخاطر شرایط کاری پدرم  کمتر با افراد دیگه ای رابطه داشتیم و این شرایط باعث شد که من از همون اول مشکالی داشته باشم مثلا نبود اعتماد بنفس و مقایسه کردن خودم با دیگران ..خلاصه همین طور گذشت تا اینکه کلاس پنجم ابتدایی رو تموم کردم و سه ماه تعطیلی بعدش رو رفتم خونه ی پدربزرگم (متاسفانه )اون سن برای من اوج شکل گیری شخصیت بود من یه پسر خاله داشتم بخاطر  اینکه  یه پسر بود خالم خیلی بهش رو داده بود  و یه اخلاق  عجیبی داشت  و حدود سه سال ازم هم بزرگتر بود گفتم براتون که رفتارش عجیب بود مثلا مثل پادشاها دستور میداد ..من تو اون  سن  از اون رفتار  الگو گرفتم  و این شد که بعد حدود  ۲ هفته برگشتم خونه اما اینبارو متفاوت بودم وه مثل اون دستور میدادم مثلان که نصف  فلان لیوانو اب بیار یا..... و این شد  شروع  مشکلات جدیم .این دستور دادن  بعدش باعث  برخاشگریم شد و حدود یه سال بعد وارد  بلوغ زود رسم شدم خلاصه  کار به جایی کشید  سال سوم راهنمایم باعث شد رو به روانشناش کنم و حدود ۶ ماهی رو قرص مصرف کنم .خلاصه حالم بهتر شد  اما  قابل  اطمینان  نبودم مثلا در اوج  خوش اخلاقی  یهو  ۱۸۰ درجه  رفتارم  تغییر میکرد .بخاطر بلوغ زود رس  و مشکات قبل هم یه بی اعتماد بنفس کامل  بودم یادم میاد دوس داشتم که جلب توجه کنم و همه نگاهم کنن و اینکه شبا که می خوابیدم از خدا می خواستم یا خوشگلم کنه  یا بکشدم ((یادش  بخیر دوران  میل جذابیتم ) خلاصه به همین طور و این احوالات  گذشت تا این که سال سوم با یه بنده خدایی ((ایشالله هر جا که هست  تنش  سالم باشه  )) اشنا شدم که باعث یکی از بدترین اتفاقات دوران  زندگیم شد البته مشکل از اون  نبود از من بود اون همکلاسیم به نظر من زیبای روی بود و منم که دوس داشتم زیبا رو باشم و همیشه هم مقایسه میکردم همه ی این عوامل باعث شد که احساس خیلی عجیبی داشته باشم  هم رقابت بود هم نفرت  هم ... اون موقع وقتی نگاهش میکردم همون قیافه ای رو داشت که من تو رویا   می خواستم باشم  همون دقیقا باعث مشکلاا بعد من شد مشکلات روانیم خیلی بالا گرفت  معدم  زخم شد با خانواده  خیلی  حرفم میشد از خودم متنفر می شدم  و فک میکردم که شاید خدای نکرده  خدایی نکرده علاقه زه همجنس خودم داشته باشم  راستی  اینم بگم که خیلی دوس داشتم  اون زمان بهم توجه  میکرد درسام  بد شده بود  و اصلا مدرسه نمی  رفتم  اینم بگم که خانوادم می دونستن که حالم بده اما  نمی دونستن  بخاطر  اون بنده خداست و خیال میکردن مشکلات  قبله  اما یکی از ابجیام خبر داشت و می دونست اون زمان خیلی دردودل می کردم و باعث میشد حالم بهتره  بشه ..گذشت و منم به کمک خدا تونستم اون کلاس ۱۲ رو تمام کنم و دیگه نبینمش  و حالا شده ۱۷ سالم و کلاس ۱۲ هم تموم کردم..راستشو  بخواین  از خیلی  بچگی عشق  پلیس  بودن داشتم  و عاشق این کار بودم همون سه ماه تطعیلی ثبت نام کردم واسه پلیس  شدن   وقتی  فک میکردم بالاخره از دست  اون افکار  خلاص  شدم (نه کامل خلاص ولی نسبت بهتر )و الان دیگه می خوام  پلیس این  مملکت باشم احساس  مفید  بودن میکردم ثبت نام کردم و همزمان هم درس می خوندم که پیش دانشگاهی رو بگیرم  هم مراحل نظامی شدن خلاصه بعد از ثبت نام قبول شدم  و تونستم همه مراحل  رو جز مرحله ی اخر بگذرونم  راستی اینم بگم وقتی زه قبل فکرد میکردم می گفتم این انع مع عسری یسرای منه واین اسونی من بعد از اون سختیه که تونستم سربلند بیرون بیام ...بریم سر اصل مطلب روز  ۲۶.۹.۹۵ روز بدی بود ساعت ۱۹ مشکل واسم ایجاد شد  اونم فقط یه فرکانس از گوش چپم ضعیف بود در حالی که من همه ی مراحل رو رفته بودم تو همون سن ۱۷ سالگی  بعد از این قضایا منع استخدام شدم یعنی دیگه نتونم هیج وقت به ارزوم برسم این قدر علاقه داشتم اون زمان  تو ((اربعین بود)) پدرو مادرم رفته بودن کربلا من لباس های نظامی رو خریده بودم..بعد از منع استخدام شدنم تمام دنیا رو  مقابل خودم دیدم  چیزی که فک میکردم اسونیه منه واسم تمام شد و این  یه شکست دیگه  واسم بود هر روز که از خواب  پا میشدم منتظر یه معجزه بودم چون نمی تونستم باور کنم از شغلی که همیشه دوسش داشتم و دارم رو نمی تونم داشته باشم خلاصه همین فکر و داشتم تا حدود ۶ ماه بعد و جریان نامزد گرفتنم واسه من  شد ۱۸ سالم و یه مسائلی پیش اومد و اینکه  داشت سن پدد و مادرم بالا میرفت تصمیم‌گرفتم که ما ازدواج کنیم بعد از شکست تو نظام رفتم  خواستگاری خلاصه قسمت ما شد که  دختر فامیل رو بگیرم (( البته واسه چند ساله اینده ها ))) ما هم ۱۷ برج ۱ سال ۹۶ رفتم خواستگاری اونا هم قبول کردن منم با خودم فک میکردم بعد از جریان کلاس ۱۲ و شکست تو نظام  خدا (( فدای خدا بشم الهی.. ))  می خواد شادم کنه و این دیگه راسی راسی انع مع عسری یسرای من باشه  ناگفته نمونه یکی از ارزو هام براورده شده بود  خلاصه  بلوغ ما هم تموم شدو  به یه قیافه ی قشنگ  رسیدیم  و خیلی هم خوب بود مثلا یادم میاد میرفتم  بازار  هرکس  از جلو می اومد  حتما حتما  یه نگاهی  می کرد اما  من تا اون سن ۱۸ سالگی خوشبختانه با این که همه ی دوستام رفیق بازی میکردن  بجز  یه مزاحمت تلفنی  واسه یه دختر ایجاد کردم  اونم وقتی  کلاس  پنج بودم دیگه  هیچ ارتباط دیگه ای نبوده بریم سر اون موضوع ازدواج خوب با خودم گفتم خوبه دیگه اینم ان مع عسری  یسراس حدود و بعد از چند  ماه  دختره (((اونم خدا حفظش  کنه و از خدا واسش یه زندگی  خوب می خوام ؟)*)؟؟ بهم گفت از انتخاب  تو پشیمون شدم   و نمی خوام با تو زندگی کنم در حالی که من   یکی از دلایل رفیق بازی نکردنم این بود((ایه ی  ۲۳  یا ۳۱ سوره نور )) مردان پاک زنان پاک ..مردان ناپاک زنان ناپاک..... می گفتم خدا من که کار بدی نکردم تا با همسر اینده ام زندگی خوبی داشته باشم ولی  درعوض  این نصیبم شد خلاصه  بعد از  حدود دو ماه از این قضیه با اینککه  اون  دختره هیچ ارتباطی باهام نداشت  در حالی که خیلی از  کسای حتی شوهر هم داشتن ...استغفروالله  ولی  ما بخاطر خدا  پاک موندیم..راسی منم بگم خانواده رو در جریان گذاشته بودم بعد از اینکه پدرو مادرم  از مسافرت برگشتن بهشون گفتم وقرار بر این شد که تمومش کنن ..و تمومش هم کردن و اما  اینم  انع مع عسری  یسرای  من نبود ..راستی  بگم بعد از منع استخدام شدنم راهی نداشتم جز درس خوندن و چون کنکور ۹۶ رو از دست دادم ک قصد دارم بخونم واسه ۹۷ اما یه دلایلی نمی ذاره ...((  می خوام فردا اول صبح  ))شروع کنم به درس خوندن .. راستی اینم بگم تا حتی چند روز پیش خیلی از خدا  گله میکردم می گفتم اون از  دوران  دبیرستانم  اون از  سرکار رفتم اینم از  ازدواج کردنم  و همیشع  هم میرفتم  پیش خواهرم درودل میکردم و می گفتم من سختی کشیدم  اما  امشبو رفتم  اما  درودل نکردن چون یه کلیپ دیدم که یه نفر تو زلزله ی سرپل اعضای خونوادشو از دست داده بود فک کردم  همین کافیه که خونوادم کنارمن و باهاشون  شادم با پدرو مادرم  میگمو می خندم ... پیش خودم خجالت  کشیدم اینابرم  بگم خدا  چرا این اتفاقا واسم افتاد  راسی اینم‌ بگم الان  قیافم  خیلی خوب نیست موهام کوتاهه  و ریش هم دارم  اما دیگه الان نمی خوام  جذاب باشم یا جلب  توجه کنم  دوس دارم عادی عادی  باشم  یه گوشه  کنار  خونوادم  زندگیمو  پیش  ببرم  تا ببینم خدا چی می  خواد  خدا هم منو ببخشه  شاید یه وقتایی بی وجدانی کردم  و یک طرفه قضاوت کردم اما شاید این اتفاقات  باعش  شد  که اون پسری که تو دخترا  بزرگ شد و مثل دختر فک میکرد  حالا شده  مردی  همسنو سالاش  یا  حتی  کسایی که ازش  بزرگترن ازش راهنمایی می خوان البته  خدا کمکم کنه همین دیدگاه  رو داشته  باشم الان ۲۳.۵۸ دقیقه   روز  ۳۰ ابان ۹۶ این داستانو  واسه ی این مینویسم  که کسایی که  فک می کنین خیلی  بد بختن  بخودشون بیان  و به این دیگاه  فک کنن که خدا داره  یادشون میده  رسم  زندگی  رو  یا  کسی بتونه  از این داستان درس بگیره  هرچند مشکلات بزرگی  نبودن  اما خوب  ادم  یاد میگیره . اینم بگم خیلی خیلی جزئیات بیشتره  (( اینکه از همه ی رفیقام فقط من موندم  ))  اما خلاصه کردم واستون .من امیر   ۱۸ ساله  خدارو شکر میکنم که مشکلات رو تا وقتی  که جون و تازه نفس  بودم  کشیدم  ....انشالله  هممون  عاقبت بخیر  بشیم.ببخشید از غلط ها




























پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات