سلام شوهر من حدود هفت سال پاکی داره.قبلا هرویین مصرف میکرده.اما امروز تو جیبش قرص b2پیدا کردم.میگه واسه اینکه بتونم رابطه جنسی داشته باشم از عطاری خریدم.بنظرتون معتاد شده باز؟من باید چکار کنم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 168  بازدید

سلام وقت بخیر من نذر کرده بودم که یک کار مکروهی را ترک کنم آیا نذر من صحیح است
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 200  بازدید

سلام من پسری ۱۴ ساله هستم یک مشکل خجالتی دارم چند روز میخواهم با کسی حرف بزنم اما نمیتونم احساس اضطراب کلافه ام کرده هر وقت اورا میبینم میگویم میتوانم اما نمیتوانم
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 1055  بازدید

سلام من عضو این گروه شدم اما نمیتونم برم تو قسمت ورود اعضا چرا؟؟؟؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 1163  بازدید

سلام من حامد هستم یک معتاد که بخاطر نرسیدن به عشقم دست بردم به اعتیاد مصرف تریاک دارم و از امروز شروع کردم قرص b۲میخورم که ترک کنم چون چهار روز دیگه باید برم آزمایش اعتیاد بدم واسه ازدواج میخوام زندگی سالمی داشته باشم خواهش میکنم بگید که b۲توی آزمایش اذدواج نشون میده مصرفش یا ن التماس میکنم جواب بدید حقیقت رو بگید تشکر از همه دوستان و این سایت خوب
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 160  بازدید

جدیدترین سوالات

سوال های تصادفی

سلام.یه سوال. شما چطوری گوش هاتون رو تمیز می کنین؟
از گروه : سایر سوال و جواب های پزشکی 762  بازدید

سلام من عاشق پسرفامیل حالا یکی شدم اما خودش نمی دونه جلوروشم فقط با هم سلامو خداحافظی میکنییم اصلا با هم دیگه صحبت نمکنیم وقتی توی جمع میشینه نزدیکم یا روبه روم بی اختیار پا میشم میرم ولی همیشه بهش فکر میکنم نمی دونم چی کار کنم آیا واقعا عاشق شدم
اگه عاشقش شدم چی کار کنم فراموشش کنم و فکرشم به ذهنم نخوره
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 1014  بازدید

من چند تابازی دارم که خیلی کند بازی میشوندلطفابگیدمشکل من چیه؟ assassins creed brotherhoodوbattlefield2 Ram:2GوintelpentiumCPU:2GHzوnVIDIAGeforce8400Gs وwindows7sp1
از گروه : بازی های کامپیوتری 2200  بازدید

سلام.من میخوام یک مدل3بعدی رو با حرکت و ریگ از سافت ایمیج ببرم توی تری دی مکس 3DMAX؟؟؟ چطوری این کارو بکنم؟؟؟
از گروه : مشکلات نرم افزار 2376  بازدید

کلید میانبر (shortcut) لغو عملیات در حال انجام چیست؟
از گروه : سوالات گوناگون 212  بازدید
جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

کمبود محبت

سلام. پسری 19 سال هستم
راستش من پدرمو وقتی 3 سالم بود از دست دادم و از اون وقت تنها با مادرم زندگی میکنم از اون روز تا حالا خیلی کمبود محبت از مادر و مخصوصا پدر دارم
5 ساله مادرم دوباره ازدواج کرده اما رفتار من با خونه خیلی سرد و خشکه.بعضی وقتا هم خیلی تنهام و خیلی احساس کمبود میکنم.از این که با جنس مخالف دوست 1- نمیتونم 2-میترسم
میترسم از این که یه وقتی جام بزاره چون من خیلی آدم احساسی هستم زود ناراحت میشم
خواهش میکنم برای رفع کمبود محبت و اعتماد به دیگران(دوست دختر) راهنماییم کنین
ممنون



0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

2


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده



4453
7515
13865

Guest

سلام

این روزها دختر ها به انداز پسرها هار شدن. یکوقت بهشون اعتماد نکنی. به یک مشاور مسلمان دلسوز مراجعه کن. دقیقا هم همینطوره بفهمه ترسویی بلایی سرت میاره که تا اخر عمر یادت نره
0
امتیاز


4453
7515
13865

Guest

به سایته پرسشها و پاسخهای دینی مراجعه کن جوابهای خوبی میدن متخصصین زبر دستی داره.راه حلش جامعه فقط باید مرد راه باشی.
0
امتیاز




جواب تو چیه؟

کاربر میهمان
     

می تونی به این سوال ها جواب بدی؟








شاید تلنگری ...   ( 170 بازدید)

لام
من ((امیر)) هستم و ۱۸ سالمه می خوام داستان زندگیمو بگم
من فرزند ۵ از خانواده ی فرزندی هستم .و چند تا خواهرم از من بزرگ تر هستند اگه بخوام از اول شروع کنم چون محیط خانوادم بیشتر دخترانه بود  و بخاطر شرایط کاری پدرم  کمتر با افراد دیگه ای رابطه داشتیم و این شرایط باعث شد که من از همون اول مشکالی داشته باشم مثلا نبود اعتماد بنفس و مقایسه کردن خودم با دیگران ..خلاصه همین طور گذشت تا اینکه کلاس پنجم ابتدایی رو تموم کردم و سه ماه تعطیلی بعدش رو رفتم خونه ی پدربزرگم (متاسفانه )اون سن برای من اوج شکل گیری شخصیت بود من یه پسر خاله داشتم بخاطر  اینکه  یه پسر بود خالم خیلی بهش رو داده بود  و یه اخلاق  عجیبی داشت  و حدود سه سال ازم هم بزرگتر بود گفتم براتون که رفتارش عجیب بود مثلا مثل پادشاها دستور میداد ..من تو اون  سن  از اون رفتار  الگو گرفتم  و این شد که بعد حدود  ۲ هفته برگشتم خونه اما اینبارو متفاوت بودم وه مثل اون دستور میدادم مثلان که نصف  فلان لیوانو اب بیار یا.... و این شد  شروع  مشکلات جدیم .این دستور دادن  بعدش باعث  برخاشگریم شد و حدود یه سال بعد وارد  بلوغ زود رسم شدم خلاصه  کار به جایی کشید  سال سوم راهنمایم باعث شد رو به روانشناش کنم و حدود ۶ ماهی رو قرص مصرف کنم .خلاصه حالم بهتر شد  اما  قابل  اطمینان  نبودم مثلا در اوج  خوش اخلاقی  یهو  ۱۸۰ درجه  رفتارم  تغییر میکرد .بخاطر بلوغ زود رس  و مشکات قبل هم یه بی اعتماد بنفس کامل  بودم یادم میاد دوس داشتم که جلب توجه کنم و همه نگاهم کنن و اینکه شبا که می خوابیدم از خدا می خواستم یا خوشگلم کنه  یا بکشدم ((یادش  بخیر دوران  میل جذابیتم ) خلاصه به همین طور و این احوالات  گذشت تا این که سال سوم با یه بنده خدایی ((ایشالله هر جا که هست  تنش  سالم باشه  )) اشنا شدم که باعث یکی از بدترین اتفاقات دوران  زندگیم شد البته مشکل از اون  نبود از من بود اون همکلاسیم به نظر من زیبای روی بود و منم که دوس داشتم زیبا رو باشم و همیشه هم مقایسه میکردم همه ی این عوامل باعث شد که احساس خیلی عجیبی داشته باشم  هم رقابت بود هم نفرت  هم ... اون موقع وقتی نگاهش میکردم همون قیافه ای رو داشت که من تو رویا   می خواستم باشم  همون دقیقا باعث مشکلاا بعد من شد مشکلات روانیم خیلی بالا گرفت  معدم  زخم شد با خانواده  خیلی  حرفم میشد از خودم متنفر می شدم  و فک میکردم که شاید خدای نکرده  خدایی نکرده علاقه زه همجنس خودم داشته باشم  راستی  اینم بگم که خیلی دوس داشتم  اون زمان بهم توجه  میکرد درسام  بد شده بود  و اصلا مدرسه نمی  رفتم  اینم بگم که خانوادم می دونستن که حالم بده اما  نمی دونستن  بخاطر  اون بنده خداست و خیال میکردن مشکلات  قبله  اما یکی از ابجیام خبر داشت و می دونست اون زمان خیلی دردودل می کردم و باعث میشد حالم بهتره  بشه ..گذشت و منم به کمک خدا تونستم اون کلاس ۱۲ رو تمام کنم و دیگه نبینمش  و حالا شده ۱۷ سالم و کلاس ۱۲ هم تموم کردم..راستشو  بخواین  از خیلی  بچگی عشق  پلیس  بودن داشتم  و عاشق این کار بودم همون سه ماه تطعیلی ثبت نام کردم واسه پلیس  شدن   وقتی  فک میکردم بالاخره از دست  اون افکار  خلاص  شدم (نه کامل خلاص ولی نسبت بهتر )و الان دیگه می خوام  پلیس این  مملکت باشم احساس  مفید  بودن میکردم ثبت نام کردم و همزمان هم درس می خوندم که پیش دانشگاهی رو بگیرم  هم مراحل نظامی شدن خلاصه بعد از ثبت نام قبول شدم  و تونستم همه مراحل  رو جز مرحله ی اخر بگذرونم  راستی اینم بگم وقتی زه قبل فکرد میکردم می گفتم این انع مع عسری یسرای منه واین اسونی من بعد از اون سختیه که تونستم سربلند بیرون بیام ...بریم سر اصل مطلب روز  ۲۶.۹.۹۵ روز بدی بود ساعت ۱۹ مشکل واسم ایجاد شد  اونم فقط یه فرکانس از گوش چپم ضعیف بود در حالی که من همه ی مراحل رو رفته بودم تو همون سن ۱۷ سالگی  بعد از این قضایا منع استخدام شدم یعنی دیگه نتونم هیج وقت به ارزوم برسم این قدر علاقه داشتم اون زمان  تو ((اربعین بود)) پدرو مادرم رفته بودن کربلا من لباس های نظامی رو خریده بودم..بعد از منع استخدام شدنم تمام دنیا رو  مقابل خودم دیدم  چیزی که فک میکردم اسونیه منه واسم تمام شد و این  یه شکست دیگه  واسم بود هر روز که از خواب  پا میشدم منتظر یه معجزه بودم چون نمی تونستم باور کنم از شغلی که همیشه دوسش داشتم و دارم رو نمی تونم داشته باشم خلاصه همین فکر و داشتم تا حدود ۶ ماه بعد و جریان نامزد گرفتنم واسه من  شد ۱۸ سالم و یه مسائلی پیش اومد و اینکه  داشت سن پدد و مادرم بالا میرفت تصمیم‌گرفتم که ما ازدواج کنیم بعد از شکست تو نظام رفتم  خواستگاری خلاصه قسمت ما شد که  دختر فامیل رو بگیرم (( البته واسه چند ساله اینده ها ))) ما هم ۱۷ برج ۱ سال ۹۶ رفتم خواستگاری اونا هم قبول کردن منم با خودم فک میکردم بعد از جریان کلاس ۱۲ و شکست تو نظام  خدا (( فدای خدا بشم الهی.. ))  می خواد شادم کنه و این دیگه راسی راسی انع مع عسری یسرای من باشه  ناگفته نمونه یکی از ارزو هام براورده شده بود  خلاصه  بلوغ ما هم تموم شدو  به یه قیافه ی قشنگ  رسیدیم  و خیلی هم خوب بود مثلا یادم میاد میرفتم  بازار  هرکس  از جلو می اومد  حتما حتما  یه نگاهی  می کرد اما  من تا اون سن ۱۸ سالگی خوشبختانه با این که همه ی دوستام رفیق بازی میکردن  بجز  یه مزاحمت تلفنی  واسه یه دختر ایجاد کردم  اونم وقتی  کلاس  پنج بودم دیگه  هیچ ارتباط دیگه ای نبوده بریم سر اون موضوع ازدواج خوب با خودم گفتم خوبه دیگه اینم ان مع عسری  یسراس حدود و بعد از چند  ماه  دختره (((اونم خدا حفظش  کنه و از خدا واسش یه زندگی  خوب می خوام ؟)*)؟؟ بهم گفت از انتخاب  تو پشیمون شدم   و نمی خوام با تو زندگی کنم در حالی که من   یکی از دلایل رفیق بازی نکردنم این بود((ایه ی  ۲۳  یا ۳۱ سوره نور )) مردان پاک زنان پاک ..مردان ناپاک زنان ناپاک.... می گفتم خدا من که کار بدی نکردم تا با همسر اینده ام زندگی خوبی داشته باشم ولی  درعوض  این نصیبم شد خلاصه  بعد از  حدود دو ماه از این قضیه با اینککه  اون  دختره هیچ ارتباطی باهام نداشت  در حالی که خیلی از  کسای حتی شوهر هم داشتن ...استغفروالله  ولی  ما بخاطر خدا  پاک موندیم..راسی منم بگم خانواده رو در جریان گذاشته بودم بعد از اینکه پدرو مادرم  از مسافرت برگشتن بهشون گفتم وقرار بر این شد که تمومش کنن ..و تمومش هم کردن و اما  اینم  انع مع عسری  یسرای  من نبود ..راستی  بگم بعد از منع استخدام شدنم راهی نداشتم جز درس خوندن و چون کنکور ۹۶ رو از دست دادم ک قصد دارم بخونم واسه ۹۷ اما یه دلایلی نمی ذاره ...((  می خوام فردا اول صبح  ))شروع کنم به درس خوندن .. راستی اینم بگم تا حتی چند روز پیش خیلی از خدا  گله میکردم می گفتم اون از  دوران  دبیرستانم  اون از  سرکار رفتم اینم از  ازدواج کردنم  و همیشع  هم میرفتم  پیش خواهرم درودل میکردم و می گفتم من سختی کشیدم  اما  امشبو رفتم  اما  درودل نکردن چون یه کلیپ دیدم که یه نفر تو زلزله ی سرپل اعضای خونوادشو از دست داده بود فک کردم  همین کافیه که خونوادم کنارمن و باهاشون  شادم با پدرو مادرم  میگمو می خندم ... پیش خودم خجالت  کشیدم اینابرم  بگم خدا  چرا این اتفاقا واسم افتاد  راسی اینم‌ بگم الان  قیافم  خیلی خوب نیست موهام کوتاهه  و ریش هم دارم  اما دیگه الان نمی خوام  جذاب باشم یا جلب  توجه کنم  دوس دارم عادی عادی  باشم  یه گوشه  کنار  خونوادم  زندگیمو  پیش  ببرم  تا ببینم خدا چی می  خواد  خدا هم منو ببخشه  شاید یه وقتایی بی وجدانی کردم  و یک طرفه قضاوت کردم اما شاید این اتفاقات  باعش  شد  که اون پسری که تو دخترا  بزرگ شد و مثل دختر فک میکرد  حالا شده  مردی  همسنو سالاش  یا  حتی  کسایی که ازش  بزرگترن ازش راهنمایی می خوان البته  خدا کمکم کنه همین دیدگاه  رو داشته  باشم الان ۲۳.۵۸ دقیقه   روز  ۳۰ ابان ۹۶ این داستانو  واسه ی این مینویسم  که کسایی که  فک می کنین خیلی  بد بختن  بخودشون بیان  و به این دیگاه  فک کنن که خدا داره  یادشون میده  رسم  زندگی  رو  یا  کسی بتونه  از این داستان درس بگیره  هرچند مشکلات بزرگی  نبودن  اما خوب  ادم  یاد میگیره . اینم بگم خیلی خیلی جزئیات بیشتره  (( اینکه از همه ی رفیقام فقط من موندم  ))  اما خلاصه کردم واستون .من امیر   ۱۸ ساله  خدارو شکر میکنم که مشکلات رو تا وقتی  که جون و تازه نفس  بودم  کشیدم  ....انشالله  هممون  عاقبت بخیر  بشیم.ببخشید از غلط ها








به نام خداوند بیننده از انجا شروع کنم که بنده در سال اول دانشگاه به علت مشکلات عدیده که هر شخصی گرفتار ان نمیشود احساس تنهایی و رخوت میکردم انگار هیچکس در این دنیا مرا نمیفهمد و احساساتی از این دست که افراد زیادی با شدت خیلی کم و روزمره تا خیلی زیاد دچار ان میشوند .به فکر افتادم سر کار برم که دغدغه هایی که با فکر درست نمیشدند از یادم برود اما به هر دری زدم کار نبود که نبود .به فکر کارگری افتاده بودم که هیچ جا با شرایط دانشگاهم کنار نیامدند .به یکی سپرده بودم که بالاخره با معرفی او به یک مغازه انتشارات مشغول شدم .خیلی خوب بود و حالم خیلی بهتر شده بود که با همسایه که مغازه ای عطاری بود رفیق شدم .مشتریان زیادی داشت و این تعجب مرا برانگیخته بود که باعث شدم بفهمم انواع مخدرجات در این عطاری به فروش میرسد که به هوس افتادم امتحان کنم که خیلی خیلی حس خوبی گرفتم و خیلی دیر به دیر یکسال با کپسول و قرص های دراگون حال میکردم تا اینکه فهمیدم در خانه برادرم از این ها استفاده میکرده و در خانه است و این در خانه بودن همان و مستمر شدن همان .سال دوم دانشگاه بود که با دختری که پیشنهاد از طرف او صورت گرفت و من حس خیلی خوبی پیدا کردم . به نوعی دلبسته و وابسته اش شدم و دیری نپایید که با این حال خوب شروع به بهبود کردم و تا سه ماه هیچ چیز مصرف نمیکردم تا اینکه او بعد از یک سال حرف از جدایی زد و حس بد من بعد از ماه ها حال خوش شروع شد و مصرف عود کرد که با تفکر به این نتیجه رسیدم که اسیب به خود چیزی را درست نمیکند و به تدریج درمان من شروع شد و ادامه دارد.با این حال زندگی در این شرایط به شدت سخت شده و موج ناامیدی و افسردگی در جامعه امروز ما قبل از نیاز به روانشناس نیاز به افراد صالح برای حکومت و معیشت مردم دارد. پس میتوان نتیجه گرفت عامل محیطی از عامل فیزیولوژیک خیلی قوی تر عمل میکند و این شرایط محیطی کشور ایران و ترانزیت مخدر که از پرسودترین تجارت های جهان است باعث شد افرادی فقط به علت بودن این مواد در کشور گرفتار شوند که عده ای از سران کشور سود های کلان عایدشان شود .وقتی این شرایط که روز به روز بدتر میشود مشاهده میشود و موجی از افسردگی و نا امیدی را در جامعه میبینی دیگر امیدی برای بهبود خود و دیگری نمیتوان یافت اگرچه این گرفتاری درمانش مخدر نیست اما دور بودن از جهانی که در این کشور برایمان ساخته شده ذره ای از درد های افراد میکاهد گرچه درمان اعتیاد بعد های دیگری میخواهد که درونی است اما ریشه ی بیرونی جامعه پررنگ تر عمل میکند . به امید بهبود سیاست های بیمار و انسان های بیمار گشته... الله اعلم











اسم یک فیلم هندی   ( 380 بازدید)

من تقریبا 14 و 15 سال پیش یه فیلم هندی نگاه کردم که موضوش از این قرار بود یه دختر پولدار عاشق یه پسر فقیر میشه که پسره عشق خواننده گی داشت و یه بردار داشت که باهم زندگی میکردن دختره خیلی تلاش میکنه ولی نمیشه تا اینکه دختره پسررو سره یه اتفاق میبره یه کشتی تفریحی اونجا دختره مست میکنه و میفتوته تو قایق نجات و پسره که میره پیشش اونم پاش لیز میخوره سرش میخوره و هر دو بیهش میشن قایق از کشتی جدا میشه و میرن به یه جریره ناشناخته اونجا بسره سرا اتفاق میوفته دریا چون داشته غرق میشده دختره نجاتش میده و پسره هم عاشق میشه چند روزی تو اون جزیره بودن تا اینکه پدره دختره میاد و اونارو نجات میدن و پدره دختره خیلی مخالفت میکنه خیلی این وسط اتفاقات میوفته تا اینکه یه روز پسره خواننده شده و میخواد بره رو سن که آدمای بابای دختره پسرو میکشن و بردار پسره شاهده این ماجرا بود و تکلمشو از دست میده دختره افسرده میشه سالها میگذره و دختره برا خوب شدن حالش میره یه مسافرت که اونجا از قضا یه پسری میبنه که خیلی شبیه عشقش بود یعنی اون پسره تو دو نقش بازی کرده بعد اونجا این بار پسره عاشق دختره میشه ولی دختره بی اعتنا خیل ماجرا اتفاق میوفته اینا برمیگردن دباره کشورشون داداش همون پسره که مرده با دیدن و یه علامتی که بین هم داشتن دوباره تکلمش برمیگرده و کل قضیه رو تعریف و دست پدره دختره رو میشه و
دختر و پسر باهم ازدواج میکنن
من فکردم هرتیک روشن بازی کرده فیلمای که تو
wikipdiaنگاه
نگاه کردم ولی بینه اونا نبود این فیلم برام به نوستالژی تبدیل شده اگه کسی بدونه و کمکم کنه لطف میکنه










پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات