چطوری میشه اعتماد به نفس از دست رفته رو دوباره بدست آورد؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 1289  بازدید

تهران بزرگ که میگن منظورشون شهر تهرانه یا استان تهران؟آیا این دو بعد از تفکیک استان تهران از استان البرز تفاوتی دارند یا نه شهر تهران همون استان تهرانه؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 2565  بازدید

سلام من عاشق پسرفامیل حالا یکی شدم اما خودش نمی دونه جلوروشم فقط با هم سلامو خداحافظی میکنییم اصلا با هم دیگه صحبت نمکنیم وقتی توی جمع میشینه نزدیکم یا روبه روم بی اختیار پا میشم میرم ولی همیشه بهش فکر میکنم نمی دونم چی کار کنم آیا واقعا عاشق شدم
اگه عاشقش شدم چی کار کنم فراموشش کنم و فکرشم به ذهنم نخوره
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 1086  بازدید

زمینی به مساحت 500 متر مربع با پلاک 11 از سنگ یک کن مفروض از شماره 125 فرعی از اصلی مزبور واقع در تهران، معنی سنگ یک کن چیست؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 2656  بازدید

از نظر آب و هوا، منابع، راحتی، آسایش، کار، درآمد، امنیّت. اگه به خودتون باشه در نهایت کجا رو برای زندگی انتخاب می کنید؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 462  بازدید

جدیدترین سوالات

سلام
بنده در یک شرکت صنعتی کار میکنم
و سقف حقوقم به دو میلیون میرسه

متولد 1347 میباشم و درحال حاضر دارای سابقه کار 6 سال هستم


آیا اگر قبل از بازنشستگی , فوت کنم

چیزی به همسر و پسر 22 ساله ام تعلق میگیره؟

چطور میشه محاسبه اش کرد؟


با تشکر
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 980  بازدید

خنده دار ترين جکي که تا حالا شنيدين چيه
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 9105  بازدید

قبول دارین که ما بیشتر اوقات استفاده کننده هستیم تا سرویس دهنده؟ مثلا می بینیم کارایی که بقیه کردن خیلی به دردمون می خوره، اما خودمون کاری نمی کنیم که به درد بقیه بخوره... مثلا کامنتای آدما درباره رستوران ها کمک می کنه انتخاب کنیم بریم یا نریم اونجا، اما خودمون بیشتر اوغات کامنتی در باره رستورانا نمی ذاریم که کمک حال باشه... چرا؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 222  بازدید

یه دختر پسر بودن که با هم دوست میشن یه شب که داشتن برمیگشتن خونه آسانسور گیر میکنه پسر میاد بیرون دختره تا میا بیاد بیرون آسانسور راه میوفته نصفش میکنه پسره ام میفته دنبال اینکه تو دنیا چشمهایی مثل چشمای دوست دخترش پیدا کنه آخر سر تو هند یه بچه رو میبینه که چشماش شبیه دوست دخترشه
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 7  بازدید

در سایتی (نمی دانم مجاز به ذکر آدرس هستم یا نه) مطلبی مطالعه کردم تحت عنوان "مادرانه"، با توجه به این که یکی از رسالت های سایت سوجا می­تواند کمک به حل معضلات اجتماعی و یافتن راه حل­های بومی برای مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و ... کشورمان باشد و میزان مراجعه به این سایت در مقایسه با سایت­های شخصی بیشتر است فکر کردم بهتر است، با الهام گرفتن از آن متن این مساله را به صورت سوال در سایت سوجا مطرح نمایم.

سوال این است: چرا پدران این دوره مردتر و مادران این دوره زن­تر نیستند یا چرا مردانگی مردان و زنانگی زنان ما در این دوره نسبت به نسل های قبلی، کاهش یافته است؟ و تبعات آن چیست؟ (ره)
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 2327  بازدید

سوال های تصادفی

دوستان روزی 45میلی گرم متادون مصرف میکنم. خیلی دوست دارم ترک کنم سوالی که دارم اینه که این مقدارراچطورکم کنم.به محض اینکه ازمقدارش کم میکنم حال واحساسم خراب میشه ودرد فیزیکی میادسراغم نمیدونم چکارکنم اگه کسی تجربه اش را داره کمک کنه ممنون میشم....
از گروه : اعتیاد 1061  بازدید

شبکه کامپیوتری چیست
از گروه : نرم افزار شبکه 4137  بازدید

با سلام
ازتون خواهش میکنم به این سوال با دقت جواب بدید.
چرا خدا به بعضیا هر چی بخوان میده هر چند اهل دل شکستن و دروغ و ریا باشن. هیچوقت بدیاشون واسه اونایی که باید دیده بشه نشون داده نمیشه از نظر خیلیا آدمای خوبین. در یک کلام دنیا دنیای اوناس. ولی بعضیا با وجود خوبیا و مهربونیاشون هیچ جا دیده نمیشن وشایم از نظر خیلیا بدم باشن.از همه اینا مهمتر خدا هم تحویلشون نمیگیره و همه بدیاشونو سریع به دیگران نشون میده تقاصشم خیلی زود میدن. خواهشاً نگید خدا اینارو بیشتر دوست داره و میخواد امتحانشون کنه. دایره زندگی این آدما کوچیکه خوش به حالشون. چون اصلاً اینو قبول ندارم. بالاخره یه جاهایی باید بدیای اونا رو هم نشون بده. بعضی وقتا به عدل خدا شک میکنم. با خودم میگم شاید کار اونا درسته و خدا اونارو قبول داره. تو جامعه ما این مورد خیلی اتفاق میفته. بیاید خودمونو گول نزنیم. یه جواب قانع کننده میخوام.
از گروه : شناخت خدا 3991  بازدید

با سلام و خسته نباشيد
لطفا اگر امکانش هست جواب سوال منو بديد
من سيما مدت 1 ساله با پسري ب اسم مجيد دوستم
هم دانشگاهي و هم کلاسي هستيم
6 ماه ازم بزرگتره
رابطمون خيلي ناخاسته شروع شدو،جوري که اول مث دوتا همکلاسيه معمولي باهم بوديم
اما بعد چند وقت ب خودمون اومديم و ديديم که وابستگي و علاقه پيش اومده و همين باعث نزديک شدنمون به هم شد
پسر بدي نيست فقط الان به يه مشکل خيلي بزرگي خورديم
مجيد اهل تهرانه و من اهل قزوين
دانشگاهمونم قزوينه
مجيد اينجا با چندتا از دوستاش خونه مجردي داره
مشکل ما بر ميگرده به گذشته مجيد
ازين شناختي که من تا الان نسبت بهش پيدا کردم مجيد پسري بوده که بي نهايت با طرز فکر مادرش که ادم خشک و مذهبي بوده مشکل داشته و و فقظ واسه خاطر فرار از محدوديت هاي مادرش دانشگاهشو ي شهر ديگه زده
وقتي اومده قزوين به طور ناگهاني با ي دختر به اسم دريا اشنا ميشه که اهل يکي از روستاهاي اطراف قزوينه
دريا 6 سال از مجيد بزرگتره
اولاش مثلا ميخاسته خواهري کنه براي مجيد
ولي بعد کم کم يواش يواش وابستگيو علاقه پيش مياد بينشون
جوري که مجيد دريا رو واسه 1 ماه صيغه ميکنه و براش حلقه ميگيره
ب من گفته رابطه نداشتيم و فقط واسه اينکه باهم کار ميکرديم و بهمون گير ميدادن مجبور بوديم مدرکي داشته باشيم دستمون
و مادر مجيد قضيه دريا رو ميفهمه
و به مجيد ميگه که من تحت هيچ شرايطي نميذارم که تو با دريا ازدواج کني
و اب پاکيو ميريزه رو دست جفتشون
تا اينجاي ماجرا من اصلا تو زندگي مجيد نبودم
وقتي مجيد ميفهمه که با دريا ب جايي نميرسه سعي ميکنه بهم نزديک شه
منم از هيچ کدوم ازين مسايل خبر نداشتم
صاف و ساده رفتم جلو و با صداقت
اما حالا بعد يک سال فهميدم که تو اين مدت دريا هم بوده
يني ميدونستم اين قضيرو ولي هربار که به مجيد ميگفتم و باهاش ح ميزدم ميگفت دريا تموم شده و از سر وابستگي گاهي ز ميزنه و حالمو ميپرسه
ومن تازه فهميدم صيغش کرده و دريا تهديدش ميکنه که اگر باهام تموم کني ز ميزنم و به مادرت همه چيرو ميگم
و مجيد هم خيلي از مادرش ميترسه
بارها دخالت کردم
گفتم بگو باهميم
بگو با مني اما طفره رفت
مثل هميشه....
حتي سريه اخر خيلي جدي دخالت کردم و محکم واستادم ولي مجيد شروع کرد به فحش دادنم و تهديد کردنم که اگه کاري کني يا رابطتو باهام تموم کني تو دانشگاه ابروتو ميبرم و ازين حرفا
اين کارش دلمو خيلي شکوند
اما من ميدونم دوسم داره و هيچ حسي به دريا نداره و مجبوره که باهاش حرف بزنه و جوابشو بده
من تو اين يک سال خيلي عذاب کشيدم که مجبور بودم بودن درياي لعنتي رو تحمل کنم ولي مجيدم تو اين يک سال خيلي عذاب کشيده يه جورايي بين من و دريا و مادرش بوده
اما هميشه از ترس دريا طرف اون بوده و نخواسته بگه که با منه
حال روحيم تو اين مدت خيلي بد بود و اين قضيه رو همه زندگيم تاثير گذاشته بود
حتي نميتونستم درس بخونم
دو ترم پشت سر هم مشروط شدم
من مجيدو دوست دارم
چند وقت پيش يه دعواي اساسي کرديم و گفتم که تموم کنيم چون واقعا دارم عذاب ميکشم اما نذاشت و باز تهديد کرد
و من ازش خاستم که يک ماه تنهام بذاره ک فکر کنم
اينو قبول کرد ولي گفت فقط يک ماه
چند وقتي هست کاري ب کارم نداره
ولي من از شما کمک ميخام
چيکار کنم بعد اين يک ماه؟؟؟
اونم حال و روز خوبي نداره
دوسم داره ولي مجبوره ک با دريا هم باشه چون اگر مادرش بفهمه دريارو ضيغه کرده سکته ميکنه
در ضمن نه خانواده من و نه خانواده مجيد در جريان رابطه منو مجيد نيستن
تو دانشگاهم رابطمون رسمي شده
اينم بگم که مجيد يه ادم فوق العاده عصبي و پراسترسه و انقدي تو اين مدت تحت فشار بوده که يادم نمياد با ارامش ديده باشمش
انقدي که اين رابطه استرس و دلهره داشته تو اين مدت واسم ارامش نداشته
اينم بگم که اصلا رابطه نداشتيم و من هيچ وابستگي ازين جهت بهش ندارم
حالم اصلا خوب نيس
من بايد چيکار کنم؟
کمکم کنيد
ممنون


از گروه : برخورد با جنس مخالف 1685  بازدید

باسلام، من 14 سالمه و موقع امتحانات هم هست، من دچار ی مشکلی شدم و اون این هست که وقتی به سر جلسه امتحان میرسم همه چیزهایی رو که خونده بودم از یاد میره حتی یک کلمه هم یادم نمیاد با این که وقت زیادی رو برای خوندن اختصاص میدم و از خودم مطمئن هستم که همه چیز رو یاد گرفتم واین مشکل باعث شده در درسم پسرفت کنم و واقعا نمرم در درسا کم شده لطفا کمکم کنید
از گروه : هوش 1013  بازدید
جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

کمبود محبت

سلام. پسری 19 سال هستم
راستش من پدرمو وقتی 3 سالم بود از دست دادم و از اون وقت تنها با مادرم زندگی میکنم از اون روز تا حالا خیلی کمبود محبت از مادر و مخصوصا پدر دارم
5 ساله مادرم دوباره ازدواج کرده اما رفتار من با خونه خیلی سرد و خشکه.بعضی وقتا هم خیلی تنهام و خیلی احساس کمبود میکنم.از این که با جنس مخالف دوست 1- نمیتونم 2-میترسم
میترسم از این که یه وقتی جام بزاره چون من خیلی آدم احساسی هستم زود ناراحت میشم
خواهش میکنم برای رفع کمبود محبت و اعتماد به دیگران(دوست دختر) راهنماییم کنین
ممنون



0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

2


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده



4589
7571
14436

Guest

سلام

این روزها دختر ها به انداز پسرها هار شدن. یکوقت بهشون اعتماد نکنی. به یک مشاور مسلمان دلسوز مراجعه کن. دقیقا هم همینطوره بفهمه ترسویی بلایی سرت میاره که تا اخر عمر یادت نره
0
امتیاز


4589
7571
14436

Guest

به سایته پرسشها و پاسخهای دینی مراجعه کن جوابهای خوبی میدن متخصصین زبر دستی داره.راه حلش جامعه فقط باید مرد راه باشی.
0
امتیاز




جواب تو چیه؟

کاربر میهمان
     




2000 تومان هدیه بهترین جواب


می تونی به این سوال ها جواب بدی؟

































پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات