جدیدترین سوالات

سوال های تصادفی





جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

عیار طلا یعنی چی؟

طلای 18 عیار یا 750، یا 22 عیار یا 900 به چه معناست؟



0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:

ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

1


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده

1 جواب برای این سوال ثبت شده!

چینش بر اساس زمان ثبت


چینش بر اساس امتیاز



0
2
30

1q2w3e4r

یعنی اون مقدارش طلاست و بقیش آلیاژ
0
امتیاز


جواب تو چیه؟

کاربر میهمان
     


2000 تومان هدیه بهترین جواب










سلام وقت بخیر مستقیم میرم سر مطلب ۱۶ سالی در سن کم عاشق یه پسری شدم که به خانوادم حرف منو زد میخواستم که به دلیل شرایطش خانوادم حاظر به ازدواج ما نشدن و بعد به سربازی رفت ولی اجازه بهش دادن که اگه شرایطو بجا اورد میتونه بیاد خواستگاری و گذاشتن با هم چت کنیم یک سالو خوردی که خدمت سربازی بود در ارتباط بودیم و من دور از چشم مادر پدرم میرفتم موقع های میومد مرخصی میرفتم کنارش به من دست نمیزد هنیشه کنار هم با هم صحبت میکردیم که بعد از مدت ها یبار که دیدار کردیم همو دست منو گرفت در همین حدا بیشتر نبود ولی بازم همیشه مرخصی که میومد تا زمان مرخصیش هر روز میومد کنار خانوادم باهاشون صحبت میکرد همچنان همو میخواستیم مدتی گذشت که خدمت بود با من سرد شد رفتارش عوض شدقبلش به حدی همو میخواستیم که خیلیا خبر داشت تو شهر شهرمون کوچیکه توشهر پیچیده بود که ما همو چجوری میخواییم یهو رفت پرونده منو بست خیلی اذیت شد عذاب کشیدم برای یک ماه رفت ولی از دور حواسش بهم بود خبر بهم میرسید بعد یک ماه برگشت و گفت فقط خانوادت خبر داشته باشن برای دوسه روزی صبر کردم باهاش در ارتباط شدم حس خشم توم زیاد بود حس  بهش گفتم نمیخوامت ۴ ماه از زندگیش رفتم برای همیشه تا که دستش بد شکستو عمل جراحی کرد اون موقع بهش پیام دادم که چی شده اشتی کردی به مدت چند روز اون ادم عوض نشده بود رفتارش با من منو اذیت میکرد حالمو بد میکرد ازارم میداد کاری کرد که خانوادم رو من دست بلند کردن م اینبار من محکم رفتم چند ماهی گذشت بهدمن خواستگار اومد و متوجه شده بود بهش خبر رسیده بود که مورد تایید منم قرار گرفته پیام داد کلی حرف زدو من با سنگینی کامل جوابشو میدادم که ما بدرد هم نمیخوریم بعد از اون هفته ای یبار پیام میداد در مورد خواستگارم حرف میزد به بهونه های مختلف که باهام دعوا بگیره دیگه چند ماهی گذشت  خیلی پشیمون که چرا اونکارو کرد خانوادم دست رو من بلند کنن معذرت خواهی چند دیدن بار برای بر گشت به زنگیم که یهو دلم خواست یه فرصت دوباره بدم و دادم خیلی عوض شده بود بهش گفتم بزار به خانوادم بگم در ارتباطیم گفت تا زمانی شرایطشون بجا نیوردم ن ننگو  پنهونی ولی خواهر برادر عروس داماد خودشون خبر داشتن ما باهمیم یه گروه زده بود که باداونام در ارتباط شده بودم ولی خبر نداشتم مادر پدرش خبر ندارن به هر حال دیگه باهم در ارتباط شدیم خیلی تغییر کرده بود خوب شده بود تا که دیدم یروز رفته بود تهران لایو گرفته بود صدا دختر میمد بهش گفتم اینا کین گفت اجیام باهاش دعوا گرفتم و...قرار شد همو از نزدیک ببینیم باهم صحبت کنیم گفت بیا خونه منم طبق معمول با خیال جمع رفتم منو گرفت تو بغل دراز کشید بهم گفت تو که حساس نبودی خودت میگفتی اشکال نداره تو باشگاه با دخترا کار کنیو از این حرفا منم بهش گفتم من گفتم کار کنی نگفتم اجی داشته باشی در ارتباط بشی باهاشون همینو گفتم داستان تغییر یه اتفاقی افتاد که به خواست خودم نبود بعدش خیلی وحشتناک بود برام اون اتفاق که ازش توقع نداشتم ولی بازم باهم خوب بودیم ولی نگفت قید خواهرامو میزنمو اینا من بعد اون اتفاق خیلی گریه کردم ولی قرار بود زمانی به من دست بزنه دیگه به هیچ دختری دست درازی نکنه سر قضیه اون خواهریا دیگه باهم حرف نزدیم که به تفاهمم نرسیدیم گذشت گذشت رفتم کنار حرف زدیم یروز از من خواست که برم کنارش برای یه اتفاق دیگه منم با میل خودم رفتم چون دوست نداشتم به دخترای دیگه دست بزنه بارم رفتارش خوب بود مدتییی گذشت رفتارش یجوری شد بهم توجه نمیکنه پیامش میدم انلاین میشه جواب نمیده بعضی پیامارو زنگش میزنم خو





من یکسال پیش یک گوشی هوشمند پر از اطلاعات مهم را داخل یک ماشین (گم) کرده و دیگر از آن خبری نشد تا اینکه پس از پیگیری توسط شرکت مخابرات ایرانسل سیمکارت انداخته شده روی آن را ردیابی کرده و دو نفر به عنوان متهم از نظر دادگاه شناسایی گردیده و حکم تحصیل مال ازطریق نامشروع برای آنان صادر شد تا مشخص گردد کدام یک از آنان است که پس از اظهارات متهمین، یکی از آنان بعنوان متهم اصلی شناخته شد و به من گفتند پرونده بسته شده است و برای اظهار نظر رفته است که پس از مدتی جواب ابلاغیه من به شرح ذیل میباشد:
در خصوص شکایت شاکی مبنی بر مفقودیت گوشی اش ردیابی آن دلالت بر پیدایش آن توسط متشکی عنهم دارد و موضوع استرداد بایستی از طریق حقوقی پیگیری شود و ارکان عمل ارتکابی با ماده 2 قانون تشدید مجازات منطبق نمی باشد لذا توجها به نظر دادیار محترم اظهار نظر مستندا به ماده 177 قانون آیین دادرسی کیفری قرار منع تعقیب صادر و مراتب در اجرای بند (ک) ماده 3 اصلاحی قانون تشکیل محاکم عمومی و انقلاب اعلام می گردد. این قرار مستندا به بند (ن) ماده 3 قانون اخیر الذکر ظرف 10 روز از ابلاغ اعتراض از سوی ذینفع خواهد بود.
----
حال پس از گذشت یکسال دوندگی دنبال این مسئله متهمین تبرئه گردیدند و سر من بی کلاه. این در صورتی است متهم اصلی چندین بار با من تماس داشته که با هم توافقی این قضیه را حل کنیم و خودش در سخنانش ابراز داشتند که یا پوله مال را بهم بدهد یا خوده مال را پس بدهد. اگر تحصیل مال از طریق نامشروع از نظر دادگاه نیست پس یعنی آنرا دزدیده و در هنگام پیدا کردن گوشی گم شده آنرا به صاحب اصلی اش پس نداده است و از آن سوء استفاده کرده و من ادعای حصیت دارم از ایشان. مشاورین و وکلای عزیز در این خصوص چه باید بکنم و چطوری اعتراض خود را به دادگاه ابلاغ نمایم تا بتوانم حق خود را باز پس گیرم ؟؟؟





پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود،
سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.