خنده دار ترين جکي که تا حالا شنيدين چيه
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 7713  بازدید

لام
من ((امیر)) هستم و ۱۸ سالمه می خوام داستان زندگیمو بگم
من فرزند ۵ از خانواده ی فرزندی هستم .و چند تا خواهرم از من بزرگ تر هستند اگه بخوام از اول شروع کنم چون محیط خانوادم بیشتر دخترانه بود  و بخاطر شرایط کاری پدرم  کمتر با افراد دیگه ای رابطه داشتیم و این شرایط باعث شد که من از همون اول مشکالی داشته باشم مثلا نبود اعتماد بنفس و مقایسه کردن خودم با دیگران ..خلاصه همین طور گذشت تا اینکه کلاس پنجم ابتدایی رو تموم کردم و سه ماه تعطیلی بعدش رو رفتم خونه ی پدربزرگم (متاسفانه )اون سن برای من اوج شکل گیری شخصیت بود من یه پسر خاله داشتم بخاطر  اینکه  یه پسر بود خالم خیلی بهش رو داده بود  و یه اخلاق  عجیبی داشت  و حدود سه سال ازم هم بزرگتر بود گفتم براتون که رفتارش عجیب بود مثلا مثل پادشاها دستور میداد ..من تو اون  سن  از اون رفتار  الگو گرفتم  و این شد که بعد حدود  ۲ هفته برگشتم خونه اما اینبارو متفاوت بودم وه مثل اون دستور میدادم مثلان که نصف  فلان لیوانو اب بیار یا..... و این شد  شروع  مشکلات جدیم .این دستور دادن  بعدش باعث  برخاشگریم شد و حدود یه سال بعد وارد  بلوغ زود رسم شدم خلاصه  کار به جایی کشید  سال سوم راهنمایم باعث شد رو به روانشناش کنم و حدود ۶ ماهی رو قرص مصرف کنم .خلاصه حالم بهتر شد  اما  قابل  اطمینان  نبودم مثلا در اوج  خوش اخلاقی  یهو  ۱۸۰ درجه  رفتارم  تغییر میکرد .بخاطر بلوغ زود رس  و مشکات قبل هم یه بی اعتماد بنفس کامل  بودم یادم میاد دوس داشتم که جلب توجه کنم و همه نگاهم کنن و اینکه شبا که می خوابیدم از خدا می خواستم یا خوشگلم کنه  یا بکشدم ((یادش  بخیر دوران  میل جذابیتم ) خلاصه به همین طور و این احوالات  گذشت تا این که سال سوم با یه بنده خدایی ((ایشالله هر جا که هست  تنش  سالم باشه  )) اشنا شدم که باعث یکی از بدترین اتفاقات دوران  زندگیم شد البته مشکل از اون  نبود از من بود اون همکلاسیم به نظر من زیبای روی بود و منم که دوس داشتم زیبا رو باشم و همیشه هم مقایسه میکردم همه ی این عوامل باعث شد که احساس خیلی عجیبی داشته باشم  هم رقابت بود هم نفرت  هم ... اون موقع وقتی نگاهش میکردم همون قیافه ای رو داشت که من تو رویا   می خواستم باشم  همون دقیقا باعث مشکلاا بعد من شد مشکلات روانیم خیلی بالا گرفت  معدم  زخم شد با خانواده  خیلی  حرفم میشد از خودم متنفر می شدم  و فک میکردم که شاید خدای نکرده  خدایی نکرده علاقه زه همجنس خودم داشته باشم  راستی  اینم بگم که خیلی دوس داشتم  اون زمان بهم توجه  میکرد درسام  بد شده بود  و اصلا مدرسه نمی  رفتم  اینم بگم که خانوادم می دونستن که حالم بده اما  نمی دونستن  بخاطر  اون بنده خداست و خیال میکردن مشکلات  قبله  اما یکی از ابجیام خبر داشت و می دونست اون زمان خیلی دردودل می کردم و باعث میشد حالم بهتره  بشه ..گذشت و منم به کمک خدا تونستم اون کلاس ۱۲ رو تمام کنم و دیگه نبینمش  و حالا شده ۱۷ سالم و کلاس ۱۲ هم تموم کردم..راستشو  بخواین  از خیلی  بچگی عشق  پلیس  بودن داشتم  و عاشق این کار بودم همون سه ماه تطعیلی ثبت نام کردم واسه پلیس  شدن   وقتی  فک میکردم بالاخره از دست  اون افکار  خلاص  شدم (نه کامل خلاص ولی نسبت بهتر )و الان دیگه می خوام  پلیس این  مملکت باشم احساس  مفید  بودن میکردم ثبت نام کردم و همزمان هم درس می خوندم که پیش دانشگاهی رو بگیرم  هم مراحل نظامی شدن خلاصه بعد از ثبت نام قبول شدم  و تونستم همه مراحل  رو جز مرحله ی اخر بگذرونم  راستی اینم بگم وقتی زه قبل فکرد میکردم می گفتم این انع مع عسری یسرای منه واین اسونی من بعد از اون سختیه که تونستم سربلند بیرون بیام ...بریم سر اصل مطلب روز  ۲۶.۹.۹۵ روز بدی بود ساعت ۱۹ مشکل واسم ایجاد شد  اونم فقط یه فرکانس از گوش چپم ضعیف بود در حالی که من همه ی مراحل رو رفته بودم تو همون سن ۱۷ سالگی  بعد از این قضایا منع استخدام شدم یعنی دیگه نتونم هیج وقت به ارزوم برسم این قدر علاقه داشتم اون زمان  تو ((اربعین بود)) پدرو مادرم رفته بودن کربلا من لباس های نظامی رو خریده بودم..بعد از منع استخدام شدنم تمام دنیا رو  مقابل خودم دیدم  چیزی که فک میکردم اسونیه منه واسم تمام شد و این  یه شکست دیگه  واسم بود هر روز که از خواب  پا میشدم منتظر یه معجزه بودم چون نمی تونستم باور کنم از شغلی که همیشه دوسش داشتم و دارم رو نمی تونم داشته باشم خلاصه همین فکر و داشتم تا حدود ۶ ماه بعد و جریان نامزد گرفتنم واسه من  شد ۱۸ سالم و یه مسائلی پیش اومد و اینکه  داشت سن پدد و مادرم بالا میرفت تصمیم‌گرفتم که ما ازدواج کنیم بعد از شکست تو نظام رفتم  خواستگاری خلاصه قسمت ما شد که  دختر فامیل رو بگیرم (( البته واسه چند ساله اینده ها ))) ما هم ۱۷ برج ۱ سال ۹۶ رفتم خواستگاری اونا هم قبول کردن منم با خودم فک میکردم بعد از جریان کلاس ۱۲ و شکست تو نظام  خدا (( فدای خدا بشم الهی.. ))  می خواد شادم کنه و این دیگه راسی راسی انع مع عسری یسرای من باشه  ناگفته نمونه یکی از ارزو هام براورده شده بود  خلاصه  بلوغ ما هم تموم شدو  به یه قیافه ی قشنگ  رسیدیم  و خیلی هم خوب بود مثلا یادم میاد میرفتم  بازار  هرکس  از جلو می اومد  حتما حتما  یه نگاهی  می کرد اما  من تا اون سن ۱۸ سالگی خوشبختانه با این که همه ی دوستام رفیق بازی میکردن  بجز  یه مزاحمت تلفنی  واسه یه دختر ایجاد کردم  اونم وقتی  کلاس  پنج بودم دیگه  هیچ ارتباط دیگه ای نبوده بریم سر اون موضوع ازدواج خوب با خودم گفتم خوبه دیگه اینم ان مع عسری  یسراس حدود و بعد از چند  ماه  دختره (((اونم خدا حفظش  کنه و از خدا واسش یه زندگی  خوب می خوام ؟)*)؟؟ بهم گفت از انتخاب  تو پشیمون شدم   و نمی خوام با تو زندگی کنم در حالی که من   یکی از دلایل رفیق بازی نکردنم این بود((ایه ی  ۲۳  یا ۳۱ سوره نور )) مردان پاک زنان پاک ..مردان ناپاک زنان ناپاک..... می گفتم خدا من که کار بدی نکردم تا با همسر اینده ام زندگی خوبی داشته باشم ولی  درعوض  این نصیبم شد خلاصه  بعد از  حدود دو ماه از این قضیه با اینککه  اون  دختره هیچ ارتباطی باهام نداشت  در حالی که خیلی از  کسای حتی شوهر هم داشتن ...استغفروالله  ولی  ما بخاطر خدا  پاک موندیم..راسی منم بگم خانواده رو در جریان گذاشته بودم بعد از اینکه پدرو مادرم  از مسافرت برگشتن بهشون گفتم وقرار بر این شد که تمومش کنن ..و تمومش هم کردن و اما  اینم  انع مع عسری  یسرای  من نبود ..راستی  بگم بعد از منع استخدام شدنم راهی نداشتم جز درس خوندن و چون کنکور ۹۶ رو از دست دادم ک قصد دارم بخونم واسه ۹۷ اما یه دلایلی نمی ذاره ...((  می خوام فردا اول صبح  ))شروع کنم به درس خوندن .. راستی اینم بگم تا حتی چند روز پیش خیلی از خدا  گله میکردم می گفتم اون از  دوران  دبیرستانم  اون از  سرکار رفتم اینم از  ازدواج کردنم  و همیشع  هم میرفتم  پیش خواهرم درودل میکردم و می گفتم من سختی کشیدم  اما  امشبو رفتم  اما  درودل نکردن چون یه کلیپ دیدم که یه نفر تو زلزله ی سرپل اعضای خونوادشو از دست داده بود فک کردم  همین کافیه که خونوادم کنارمن و باهاشون  شادم با پدرو مادرم  میگمو می خندم ... پیش خودم خجالت  کشیدم اینابرم  بگم خدا  چرا این اتفاقا واسم افتاد  راسی اینم‌ بگم الان  قیافم  خیلی خوب نیست موهام کوتاهه  و ریش هم دارم  اما دیگه الان نمی خوام  جذاب باشم یا جلب  توجه کنم  دوس دارم عادی عادی  باشم  یه گوشه  کنار  خونوادم  زندگیمو  پیش  ببرم  تا ببینم خدا چی می  خواد  خدا هم منو ببخشه  شاید یه وقتایی بی وجدانی کردم  و یک طرفه قضاوت کردم اما شاید این اتفاقات  باعش  شد  که اون پسری که تو دخترا  بزرگ شد و مثل دختر فک میکرد  حالا شده  مردی  همسنو سالاش  یا  حتی  کسایی که ازش  بزرگترن ازش راهنمایی می خوان البته  خدا کمکم کنه همین دیدگاه  رو داشته  باشم الان ۲۳.۵۸ دقیقه   روز  ۳۰ ابان ۹۶ این داستانو  واسه ی این مینویسم  که کسایی که  فک می کنین خیلی  بد بختن  بخودشون بیان  و به این دیگاه  فک کنن که خدا داره  یادشون میده  رسم  زندگی  رو  یا  کسی بتونه  از این داستان درس بگیره  هرچند مشکلات بزرگی  نبودن  اما خوب  ادم  یاد میگیره . اینم بگم خیلی خیلی جزئیات بیشتره  (( اینکه از همه ی رفیقام فقط من موندم  ))  اما خلاصه کردم واستون .من امیر   ۱۸ ساله  خدارو شکر میکنم که مشکلات رو تا وقتی  که جون و تازه نفس  بودم  کشیدم  ....انشالله  هممون  عاقبت بخیر  بشیم.ببخشید از غلط ها
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 33  بازدید

در سایتی ( ( لینک ) ) مطلبی مطالعه کردم تحت عنوان "مادرانه"، با توجه به این که یکی از رسالت های سایت سوجا می­تواند کمک به حل معضلات اجتماعی و یافتن راه حل­های بومی برای مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و ... کشورمان باشد و میزان مراجعه به این سایت در مقایسه با سایت­های شخصی بیشتر است فکر کردم بهتر است، با الهام گرفتن از آن متن این مساله را به صورت سوال در سایت سوجا مطرح نمایم.

سوال این است: چرا پدران این دوره مردتر و مادران این دوره زن­تر نیستند یا چرا مردانگی مردان و زنانگی زنان ما در این دوره نسبت به نسل های قبلی، کاهش یافته است؟ و تبعات آن چیست؟ (ره)
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 1282  بازدید

بایه پسری دوستم چند وقته اما دوسال پیش بهم گفت قصد ازدواج بهیچوجه نداره چون امکاناتشو نداره . اما پارسال بخاطر یک رفتار نامناسب ترکش کردم .ایشونم رفتن دنبال یه دختره دیگه که حتی واسه ازدواج پیگیرش بودن که طرف جواب رد بهش داد .حالا دوباره برگشته تو زندگیم .بازم میگه قصد ازدواج نداره . همش فکرش ازارم میده یا منو دوس نداره .... اگه واقعن قصد ازدواج نداشت چرا اون دخترو میخاست شدیدا پارسال ؟؟ مغرور هم هستم .نمیتونم علنن بهش بگم قصدت چیه .لفظی و عملی هم بهم ثابت کرده دوستم داره .. ؟ به نظر شما دوستان دنبال چیه ؟ البته دنبال رابطه هم نیست اینو بهتون بگم چون خیلی سرد و بی احساس و منفعله. ممنونم از همتون
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 1477  بازدید

از نظر آب و هوا، منابع، راحتی، آسایش، کار، درآمد، امنیّت. اگه به خودتون باشه در نهایت کجا رو برای زندگی انتخاب می کنید؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 177  بازدید

جدیدترین سوالات

salam dokhtari hastam 27 sale alan 2 sale ba ye pesari ashna shodam va hamdigaro vagean dos darim fagat on tehrane man tabriz 2 bar madaresh zang zadan bara khastegari vali khanevadam razi nemishan va migan ma nemitonim deltang mishim begid chi kar konam mamnon misham
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 1129  بازدید

سلام
من کد ملی و مشخصات فردی رادارم و می خواهم بدانم چه شماره پلاک هایی به نام او می باشد (خودرو و موتورسیکلت)
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 13798  بازدید

من آدمی هستم که به نظر دیگران در مور خودم خیلی اهمیت میدم.همش دوست دارم توجه هرکسی رو که در اطرافم هست جلب کنم. ممکنه بگید کمبود عاطفی دارم ولی اصلا اینطور نیست.خانوادم از هر نظر به من توجه میکنن. شایدم همین توجه زیاد باعث شده که تا یک نفر به من اخم میکنه یا باهام سرسنگین رفتار میکنه، همش در اخلاق و رفتاری که با اون فرد داشتم، دنبال یه اشتباه بگردم. طرز رفتار اون آدم رو با یه فرد دیگه«مثلا دوستم» مقایسه کنم. اینکه دوستم چه رفتاری داشته که باعث جلب توجه اون فرد شده. اشتباه برداشت نکنید من اصلا دنبال جلب توجه جنس مخالف نیستم که هیچ، اصلا به نظر پسرا در مورد اخلاقم توجه نمیکنم . نه اینکه انتقاد پذیر نباشم، نه. اگه انتقاد یه پسر سازنده باشه و حق با اون باشه، سعی میکنم خودمو درست کنم ولی اگه بیجا باشه اهمیت نمیدم.ولی در مورد دخترا«خصوصـــــــــا دوستام» اگه مثلا یکی از همکلاسی هام بهم بگه " خیلی مغروری" ممکنه در ظاهر بگم همینه که هست، ولی اگه ببینم رفتاراش باهام سرد شده سعی میکنم بیشتر بهش محبت کنم. حتی بعضی اوقات به دوست صمیمیمم حسودیم میشه.اینکه اون چیکار میکنه که نظر یکی از دبیرامون رو جلب میکنه یا همه بچه های کلاس باهاش مهربونن و بهش اهمیت میدن. منم سعی میکنم مثل اون باشم.فقط وقتی که از یه خصلت اون شخص بدم بیاد، سعی نمیکنم اون خصوصیت رو داشته باشم..........لطفا کمکم کنید.....جواب های مسخره هم نگید جدیه.
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 1135  بازدید

سلام . سال نو مبارک . من شماره موبایل و آدرس محل کارش و نام و نام خانوادگی یک نفر رو دارم میخوام کد ملی یا شماره شناسنامه و اسم پدرش رو بدست بیارم . لطفا هر کس بلده کمک کنه . :)
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 2193  بازدید

من 3 سال است ازدواج کرده ام اما هنوز احساس خوشبختی نمی کنم اگر به عقب بر میگشتم هیچ وقت شوهرم را انتخاب نمی کردم چون من فوق لیسانس اقتصاد داشتم و استاد دانشگاه هستم و به دنبال دکتری گرفتن هستم فکر می کردم شوهرم بتونه کمکم کنه ولی اون دنبال پول در آوردن و کارمند بانک ودر حال گرفتن لیسانس. میگه بچه میخوام بعد دکتری بخون من از وقتی با این اقا ازدواج کردم احساس کمال گرایی ندارم.اما وقتی مجرد بودم خدمو یه شخص تحصیل کرده با سواد خانواده دار و پول دار می دونستم اما به خاطر عشق و عاشقی شوهرمو انتخاب کردم هرچند تمام خانوادم با ازدواجم مخالف بودن.
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 784  بازدید
جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

من عاشق شدم

سلام من دختری19 ساله هستم چندسالی هست که یه حس خاصی به پسرعمم دارم که7ماه ازم بزرگتره اما ار امسال خیلی بیشتر شد خیلی زیاد خوابشو میبینم.الکی بغض دارم همش گریه میکنم حتی همین حالا که دارم مینویسم.نمیدونم چیکارکنم نمیدونم اون اصلا من و دوست داره بعضی اوقات احساس میکنم بهم توجه میکنه اما گاهی هم ن.یکم مبهمه احساس میکنم دوسم داره اما اصلا بروز نمیده واقعا حالم بده هر روز بدترهم میشم.بچه که بودیم همیشه ازم حمایت میکردحالا وقتی جایی باشیم همیشه اون سلام میکنه یا گاهی باهام شوخی میکنه.گاهی که رمان زیادی باشه که ندیدمش یا ببینمش و باهام نحرفیم شک میکنم که اصلا عاشقش هستم یا ن امابه معنی واقعی تمام زندگیم و احاطه کرده خیالم خوابم فکرم.توی خیابون که میرم چشمم به آدماشاید ببینمش یا به پلاک موتورها و ماشین ها نگاه میکنم بلکه ببینمش.وفتی تنها باشم تود خیابون احساس میکنم کنارمه و مواظبمه دارم نگام مبکنه.لطفا بهم کمک کنید خیلی ممنون.


0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

2


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده




3744
7284
10387

Guest
سلام

اینا اقتضای سنه. خیلی بهش توجه نکن بچسب به زندگی واقعی
0
امتیاز


3744
7284
10387

Guest
0
امتیاز





کاربر میهمان
     



1650 تومان هدیه بهترین جواب
با سلام و خسته نباشی خدمت اعضای گروه کدی که من نوشتم کد قاعده کرامر برای حل سه معادله سه مجهول است،منتها یه اشکال در این کد است، موقعی من کد را ران میکنم فقط یه جواب از سه جواب را به من می دهد.اگه امکان داره یه نگاهی بهش بندازین و اشکالش را درج کنین.با تشکر.
 #include<stdio.h>
 
#include<conio.h>
#include<math.h>
main()
{
int i,j,k,l,m=0,y,u,r;
float d,determ=1.0,a[3][3],b[3],x[3],c[3][3],deltam[3],delta=1.0,p[3][3],q[3];
for(i=0;i<=2;i++)
{
for(j=0;j<=2;j++)
{
printf("matris a");
scanf("%f",&a[i][j]);
}
}
for(l=0;l<=2;l++)
{
printf("bordar b");
scanf("%f",&b[l]);
}
for(i=0;i<=2;i++)
{
for(j=0;j<=2;j++)
{
c[i][j]=a[i][j];
}}
for(i=0;i<2;i++)
{
for(j=i+1;j<=2;j++)
{
d=c[j][i]/c[i][i];
for(k=0;k<=2;k++)
{
c[j][k]=c[j][k]-(d*c[i][k]);
}
}
}
for(i=0;i<=2;i++)
{
for(j=0;j<=2;j++)
{
if(i==j)
determ=determ*c[i][j];
}
}
for(y=0;y<=2;y++){
for(u=0;u<=2;u++){
p[y][u]=a[y][u];
}}
for(j=0;j<=2;j++)
{
for(i=0;i<=2;i++)
{
for(l=0;l<=2;l++)
{
if(i==l)
{
p[i][j]=b[l];
if(l==2 && m<=2)
{
for(i=0;i<2;i++)
{
for(j=i+1;j<=2;j++)
{
d=p[j][i]/p[i][i];
for(k=0;k<=2;k++)
{
p[j][k]=p[j][k]-(d*p[i][k]);
}
}
}
for(i=0;i<=2;i++)
{
for(j=0;j<=2;j++)
{
if(i==j){
delta=delta*p[i][j];
}
}}
deltam[m]=delta;
x[m]=(deltam[m])/(determ);
for(r=0;r<=2;r++){
if(r==m){
q[r]=x[m];
} }
m=m+1;
for(y=0;y<=2;y++){
for(u=0;u<=2;u++){
p[y][u]=a[y][u];
}}
}
}
}
}}
for(r=0;r<=2;r++){
printf("%f",q[r]);
}
getch();
}




می تونی به این سوال ها جواب بدی؟

































پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات