جدیدترین سوالات

سلام من در حال حاظر ترم 2 کارشناسی نرم افزار هستم و در مورد تصمیم برای ادامه در مقطع ارشد نیاز به راهنمایی دارم .

من علاقه ی شدیدی به این رشته دارم ولی متاسفانه وجود بعضی از دروس بی کاربرد که باعث میشه بجای وقت گذاشتن روی مسائل کاربردی تر ذهن خودمون را درگیر مطالبی کنیم که به دردمون نمیخوره باعث شده علاقه ام کم بشه و برای ادامه ی تحصیل تردید دارم .

من در اوقات فراغت و بی کاری سراغ یادگیری مطالب مورد نیاز بازار کار و برنامه نویسی میرم و مسائل کاربردی را دنبال میکنم و خیلی بهشون علاقه دارم ولی حجم برخی دروس بی ارزش که فقط باید پاس بشن باعث شده به ادامه ی تحصیل بی رغبت بشم .

البته بعضی دروس هم که خیلی کاربردی هستن را بهشون اهمیت میدم و سعی میکنم با نمره ی عالی پاس کنم مثل دروس اصول مهندسی نرم افزار - هوش مصنوعی - پایگاه داده و این چنین دروس که خیلی به درد میخورن .

آیا توی کارشناسی ارشد هم همین اوضاع هست و بجای پرداختن به مباحث کاربردی و با ارزش باید وقت و ذهنمون را درگیر پاس کردن درسهای بیهوده کنیم ؟

آیا ادامه ی تحصیل در مقطع ارشذ را پیشنهاد میکنید ؟




سوال های تصادفی





با سلام واحترام
من 31ساله مهندس ساختمان استخدام رسمی با درآمد ماهانه120000تومان حدود9ساله پیش با همسرم آشنا شدم ،ایشان تازه دیپلم هنرستان دررشته معماری گرفته بودنند.درنهایت هر دو خانواده بعد از گذشت 3ماه ازآشنایی ما درجریان قرار گرفتند و دراین فاصله ایشان را تشویق به ادامه تحصیل نمودم وبردم کلاس کنکورثبت نام کردم تااینکه درمقطع کاردانی دررشته معماری پذیرفته شدوبعد ازدوسال بعد ازتثیبت شرایط کاری وشروع به تحصیل من وهچنین ترم آخر کاردانی ایشان زمینه ازدواج فرآهم شد.دوره 2ساله دوستی ما رابطه گاهی خوب وبدی داشتیم ومشکل از جانب من بخاطر نوع تفکرات خشک وپوسیده وعدم برخورد صحیح با جنس مخالف بودبطوریکه رابطه دستوری حاکم شدوایشان بدلیل (سن17ساله )کمی که داشتندتحت تاثیر قرارگرفته وعلی رغم میل باطنی کرنش نشان میدادندومواردی که به ایشان تکلیف میکردم مثلا آرایش نکن ،حق بیرون رفتن با خواهررو نداری بیرون میری باید اطلاع بدی چه ساعتی میری وبرمیگردی و... که این مسائل متاثرازشرایط خانوادگی من بود.تا اینکه با مشکلاتی بیان آن خارج ازحوصله است ازدواج کردیم ومن هم تحصیل میکردم وهم کاروبه اصرارمن مجددادرکنکورسراسری شرکت کردند و دررشته مهندسی معماری پذیرفته شدندودرنهایت فارغ تحصیل گردیدند.ازابتدا به دیلل نحوه برخوردپدر وبویژه مادرمن تنش های درهمان ابتدا زندگی ما بوجود آمدواین برخورد ها ناشی ازعدم آگاهی ومدیریت پدر وبویژه مادرم بود که بخاطرفقرفرهنگ خانوادگی آنها ایجاد شد.شاید هم بعضی از حرفها ورفتارهای آنها تعمدی نباشدواین موضوع را من بارها به همسرم میگفتم ولی ایشان اصراربه اینکه من مدافع آنها هستم محکوم میکردودراین میان اصطکاک بین ما زیاد میشد وبه مشاجره ودعوا فیزیکی ختم میشدکه دوبارمادر وخواهر ایشان با تماسی که من گرفتم حضور پیدا کردن ولی متاسفانه ضعف مدیریت و عدم آگاهی آنها برای حل وفصل این موضوعات بی اساس منجر به شعله ورشدن دعوا میشد.واز آن ابتدا یکسری حرمت ها بین ما شکسته شدوسعی کردم ترمیم کنم ولی با یک تلنگرمجددمسائل دامن زده میشد،وتصمیم گرفتم با 2تا خواهر ایشان خیلی رسمی وسرد برخورد کنم.واین روند ادامه داشت تا سال90که گاهی روابط خوبی با همسرم داشتم وگاهی روابط سردی که ایشان پیشنهاد بچه دارشدن دادن ومن نمیپذیرفتم،ویک سال شانه خالی کردم وبالاخره سال 91با اصرار ایشان ومرافه ومراجعه به پزشک وتوصیه پزشک مبنی براینکه ایشان مدت طولانی ازدواج کردن وباردارنشدن مصلحت به اینکه باردار شوند.علی رغم میل باطنی من تصمیم گرفتیم بچه دار شویم.اسفند 92فرزندم به دنیا آمدوبعداز گذشت چند ماه کوران اختلاف همسرم با مادرم تا الان شعله وراست.حس عجیبی دارم نه علاقه ای به همسرم دارم نه به فرزندم دارم.زندگی سخت وکلیشه ای شده،دوستانم رنج سنی 50تا60ساله ازمهندسین همکارهستنند با روحیه های بالا واهل تفریح های سالم کوه ،جنگل وموسیقس دوسالی هست با اینها ارتباط دارم وبصورت هفتگی برنامه میذاریم ویا دورهم جمع میشویم اهل موسیقی وشعر هستنندلحظات شادی را باهم داریم،واقعا حوصله خونه رفتن ندارم هیچ جذابیتی برام نداره ،احساس میکنم فرزند 6ماه ام را دوست ندارم حوصله گریه کردنشم ندارکم،احساس میکنم با همسرم نمیتونم ارتباط بگیرم دیگه دوستش ندارم،ارتباط همسرم باخانواده اش معمولی است ایشان هم ابراز میکند زندگیش تباه شده واززندگی وازدواجش راضی نیست ومشکل اساسیش به یاد آوردن خاطرات تلخ گذشته است ،سردی بدی حبه زندگی ما حاکم شده،واقعا نمیدونم چی باید کنم.
توضیح اینکه ازلحاظ مالی وفرهنگی تقریبا هردوخانواده دریک سطح اند
جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

ارشد اکوتوریسم

سلام و خسته نباشین..میخواستم در مورد ارشد اکوتوریسم اطلاعات کاملی ازتون بگیرم.اینکه کدوم دانشگاهها( ازاد و دولتی) و با چه ظرفیتی دانشجو میگیرن؟ بعد من کارشناسی تغذیه خوندم ایا میتونم برای این رشته اقدام کنم؟



0
امتیاز

جوابی برای این سوال در دست نیست!

ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

0


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده




جواب تو چیه؟

کاربر میهمان
     





2000 تومان هدیه بهترین جواب




من یکسال پیش یک گوشی هوشمند پر از اطلاعات مهم را داخل یک ماشین (گم) کرده و دیگر از آن خبری نشد تا اینکه پس از پیگیری توسط شرکت مخابرات ایرانسل سیمکارت انداخته شده روی آن را ردیابی کرده و دو نفر به عنوان متهم از نظر دادگاه شناسایی گردیده و حکم تحصیل مال ازطریق نامشروع برای آنان صادر شد تا مشخص گردد کدام یک از آنان است که پس از اظهارات متهمین، یکی از آنان بعنوان متهم اصلی شناخته شد و به من گفتند پرونده بسته شده است و برای اظهار نظر رفته است که پس از مدتی جواب ابلاغیه من به شرح ذیل میباشد:
در خصوص شکایت شاکی مبنی بر مفقودیت گوشی اش ردیابی آن دلالت بر پیدایش آن توسط متشکی عنهم دارد و موضوع استرداد بایستی از طریق حقوقی پیگیری شود و ارکان عمل ارتکابی با ماده 2 قانون تشدید مجازات منطبق نمی باشد لذا توجها به نظر دادیار محترم اظهار نظر مستندا به ماده 177 قانون آیین دادرسی کیفری قرار منع تعقیب صادر و مراتب در اجرای بند (ک) ماده 3 اصلاحی قانون تشکیل محاکم عمومی و انقلاب اعلام می گردد. این قرار مستندا به بند (ن) ماده 3 قانون اخیر الذکر ظرف 10 روز از ابلاغ اعتراض از سوی ذینفع خواهد بود.
----
حال پس از گذشت یکسال دوندگی دنبال این مسئله متهمین تبرئه گردیدند و سر من بی کلاه. این در صورتی است متهم اصلی چندین بار با من تماس داشته که با هم توافقی این قضیه را حل کنیم و خودش در سخنانش ابراز داشتند که یا پوله مال را بهم بدهد یا خوده مال را پس بدهد. اگر تحصیل مال از طریق نامشروع از نظر دادگاه نیست پس یعنی آنرا دزدیده و در هنگام پیدا کردن گوشی گم شده آنرا به صاحب اصلی اش پس نداده است و از آن سوء استفاده کرده و من ادعای حصیت دارم از ایشان. مشاورین و وکلای عزیز در این خصوص چه باید بکنم و چطوری اعتراض خود را به دادگاه ابلاغ نمایم تا بتوانم حق خود را باز پس گیرم ؟؟؟












سلام. من دختر هجده ساله ای هستم که به خاطر یک سری مشکلات خونوادگی، هفته ای دو بار به یه گروه مشاوره مراجعه میکنم...توی این گروه، افرادی با مشکلات مختلف دور هم حلقه میزنن و راجع به مشکلاتشون به هم میگن تا سبک بشن و اونوقت مشاوری که در اونجا حضور داره همگی رو تک تک راهنمایی میکنه تا چطور مشکلاتشون رو حل کنن...به تازگی یه آقای بیست و هفت ساله به جمع ما ملحق شده که خیلی عجیب بنظر میاد...خیلی افسرده ست...به ندرت حرف میزنه و اگه هم بزنه، به اصرار مشاوره...هر وقت که شروع میکنه به حرف زدن، بغضش رو نمیتونه نگه داره و گریه میکنه...یه روز راجع به مشکلش گفت...اون گفت که بیست سالش بوده که ازدواج کرده و بیست و دو سالگی پدر شده...توی یه حادثه همسرش و پسر یه ماهش رو از دست میده و الان خودشو باعث و بانی همه ی این اتفاقات میدونه...بعد از پنج سال هنوز نتونسته روحیه شو بدست بیاره...حالا من، توی همه ی این گیر و دار، یه حس خاصی نسبت به این آقا پیدا کردم که بعید میدونم این باشه که بهش جذب شده باشم، چون اصلا بنظر نمیاد مرد قوی و محکمی باشه...نمیدونم...دلم میخواد بهش کمک کنم...دلم براش میسوزه ولی نمیدونم چرا همش فکر میکنم یه حسی فراتر از اینا بهش دارم...بنظرتون چطور میتونم حس واقعیم رو نسبت بهش کشف کنم؟





پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات