سلام
من یه نوجوان 15 ساله ام که دنبال کار میگردم...حداقل حقوقش 300 هزار تومن در ماه یا بیشتر باشه و بتونم توی خونه انجام بدم.من هر روز توی روزنامه ها دنبال کار میگردم اما چیزی پیدا نمیکنم.
خواهش میکنم اگه کاری برای من سراغ دارید به من بگید.
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 1487  بازدید

سلام
من دنبال مدرک شیلاتم تا باهاش بتونم کار پرورش ماهی رو شروع کنم
اما چون هیچ چی از شرایطه گرفتن مدرک شیلات ندارم به کارم گره افتاده

من نمیدونم دقیقا اولین کاری که باید بکنم چیه!!!
از یکی شنیدم مراکزی هستن که اول چند تا کتاب بهم میدن بعد اینکه خوندمشون میرم امتحان میدم تموم میشه
بعد چند روز یه مدرک برام میفرستم
حالا این مراکز کجان رو موندم

اگه کمکم کنین از خدا میخوام هر چی میخواین بهتون بده!
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 1051  بازدید

وقتی ایمیل و پسورد رو وارد میکنم میگه گوگل یه کد خواهد فرستاد .اما این کد نمیاد .چیکار کنم.واجبهههههههههههههه
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 805  بازدید

من آدمی هستم که به نظر دیگران در مور خودم خیلی اهمیت میدم.همش دوست دارم توجه هرکسی رو که در اطرافم هست جلب کنم. ممکنه بگید کمبود عاطفی دارم ولی اصلا اینطور نیست.خانوادم از هر نظر به من توجه میکنن. شایدم همین توجه زیاد باعث شده که تا یک نفر به من اخم میکنه یا باهام سرسنگین رفتار میکنه، همش در اخلاق و رفتاری که با اون فرد داشتم، دنبال یه اشتباه بگردم. طرز رفتار اون آدم رو با یه فرد دیگه«مثلا دوستم» مقایسه کنم. اینکه دوستم چه رفتاری داشته که باعث جلب توجه اون فرد شده. اشتباه برداشت نکنید من اصلا دنبال جلب توجه جنس مخالف نیستم که هیچ، اصلا به نظر پسرا در مورد اخلاقم توجه نمیکنم . نه اینکه انتقاد پذیر نباشم، نه. اگه انتقاد یه پسر سازنده باشه و حق با اون باشه، سعی میکنم خودمو درست کنم ولی اگه بیجا باشه اهمیت نمیدم.ولی در مورد دخترا«خصوصـــــــــا دوستام» اگه مثلا یکی از همکلاسی هام بهم بگه " خیلی مغروری" ممکنه در ظاهر بگم همینه که هست، ولی اگه ببینم رفتاراش باهام سرد شده سعی میکنم بیشتر بهش محبت کنم. حتی بعضی اوقات به دوست صمیمیمم حسودیم میشه.اینکه اون چیکار میکنه که نظر یکی از دبیرامون رو جلب میکنه یا همه بچه های کلاس باهاش مهربونن و بهش اهمیت میدن. منم سعی میکنم مثل اون باشم.فقط وقتی که از یه خصلت اون شخص بدم بیاد، سعی نمیکنم اون خصوصیت رو داشته باشم..........لطفا کمکم کنید.....جواب های مسخره هم نگید جدیه.
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 1098  بازدید

چطوری میشه اعتماد به نفس از دست رفته رو دوباره بدست آورد؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 944  بازدید

جدیدترین سوالات

سلام
بنده در یک شرکت صنعتی کار میکنم
و سقف حقوقم به دو میلیون میرسه

متولد 1347 میباشم و درحال حاضر دارای سابقه کار 6 سال هستم


آیا اگر قبل از بازنشستگی , فوت کنم

چیزی به همسر و پسر 22 ساله ام تعلق میگیره؟

چطور میشه محاسبه اش کرد؟


با تشکر
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 509  بازدید

در سایتی (نمی دانم مجاز به ذکر آدرس هستم یا نه) مطلبی مطالعه کردم تحت عنوان "مادرانه"، با توجه به این که یکی از رسالت های سایت سوجا می­تواند کمک به حل معضلات اجتماعی و یافتن راه حل­های بومی برای مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و ... کشورمان باشد و میزان مراجعه به این سایت در مقایسه با سایت­های شخصی بیشتر است فکر کردم بهتر است، با الهام گرفتن از آن متن این مساله را به صورت سوال در سایت سوجا مطرح نمایم.

سوال این است: چرا پدران این دوره مردتر و مادران این دوره زن­تر نیستند یا چرا مردانگی مردان و زنانگی زنان ما در این دوره نسبت به نسل های قبلی، کاهش یافته است؟ و تبعات آن چیست؟ (ره)
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 1726  بازدید

سلام ..آدمی هستم کم بیرون میرم واگر هم برم منو میرسونن
میخواستم در ارتباط با استفاده از مترو راهنماییم کنید چون تا حالا استفاده نکردم
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 601  بازدید

سلام وقت بخیر من نذر کرده بودم که یک کار مکروهی را ترک کنم آیا نذر من صحیح است
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 13  بازدید

عمیق ترین موضوعی که در زندگی فکرتو به خودش مشغول کرده چی بوده؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 197  بازدید

سوال های تصادفی

سایتی برای جستجوی جاوا
از گروه : سوالات گوناگون 855  بازدید

رشته مکاترونیک چگونه رشته ای است؟ بازار کار آن چگونه است؟
از گروه : سوالات گوناگون 1019  بازدید

سلام. من یه بازی قدیمی (مال سال 2002) دارم که تا زمانی که ویندوز 8 داشتم هم کاملا درست اجرا میشد. اما وقتی ویندوز 8.1 رو نصب کردم ، بازی مثل تصاویر سه بعدی که باید با عینک ببینید شده!
من نمی دونم مشکل از کجاست. یه بار هم بازی رو از اول نصب کردم که کارساز نبوده. امیدوارم شما بتونید کمکم کنید این مشکل رو حل کنم.
(اینم از تصویر مربوطه)
از گروه : مشکلات نرم افزار 937  بازدید

سلام.من دختری 25 ساله هستم.دو ماهه نامزد کردم.قبلا از نامزدیم با پسری دوست بودم که قصد ازدواج داشتم.بعدا فهمیدم متاهله و یه بچه هم داره.بعد اون هی خواستم برم کنار نمیزاشت.میگفت من برادرتم.حالا که نامزد کردم گفتم دیگه نمیخوام حتی برادرم باشی.بعد دو ماه تازه پیداش شده به خونه مون زنگ میزنه مزاحم میشه.میگه خانومم به خاطر تو خونه رو ترک کرده.فهمیده با هم دوست بودیم.من نامزدمو خیلی دوست دارم.نمیخوام به هیچ وجه از دستش بدم.میترسم بدونه.بعضی وقتا میخاو خودکشی کنم راحت شم.یا میخوام به یه بزرگتر بگم باهاش حرف بزنه یا به پلیس.تو رو خدا کمکم کنید.من چی کار کنم.
از گروه : جرم و جنایت 680  بازدید

موسيقي بدون ترديد جزيي جدانشدني از زندگي انسان مي باشد. حتي كلام خدا نيز كه بصورت كتاب هاي آسماني بر پيامبرانش نازل شده است داراي ريتم و آهنگي دلنشين است. بشر از ايتدا تا به حال از وسائل متفاوتي براي نواختن آهنگ و ساخت موسيقي استفاده كرده است. هر كس كه اطلاعي از تاريخچه ساخت و وسائل و ابزار موسيقي دارد ديگران را از دانسته خود بهره مند سازد
از گروه : سوالات گوناگون 760  بازدید
جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

eshg va mokhalefat

salam dokhtari hastam 27 sale alan 2 sale ba ye pesari ashna shodam va hamdigaro vagean dos darim fagat on tehrane man tabriz 2 bar madaresh zang zadan bara khastegari vali khanevadam razi nemishan va migan ma nemitonim deltang mishim begid chi kar konam mamnon misham


0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

2


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده




3374
7134
9273

Guest
واقعا خنده داره... خانواده خودخواهی داری... تورو از کسی که دوستش داری دور کردن و میگن دلتنگت میشن؟
ازدواج خواه و ناخواه تورو از خانوادت دور میکنه... حالا چه شهر خودتون باشین چه یه جای دیگه... امیدوارم خانوادت اینو بفهمن که دوست داشتنشون داره واست زندان میسازه...
0
امتیاز


0
198
185

Adi666
درود یک راه سنتی وجود دارد... در قدیم الایام یکی از شرایطی که خانواده دختر برای پسر میگذاشتند این بود که باید یک خانه نزدیک خانه مادر زنش تهیه کند... شما هم میتوانی از این موهم استفاده کنی و این رو جزء شرایط خودتون قرار بدهید.... براتون آرزوی خوشبختی و پایداری می کند... بدرود
0
امتیاز





کاربر میهمان
     

می تونی به این سوال ها جواب بدی؟




















ترس از رویای در خواب   ( 144 بازدید)

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام من رستم 24 سال دارم...برادر کوچکترم 22سال دارد...10 سال پیش ساعت 2:30صبح وقتی برادر کوچکترم خواب بود من در حال ضبط یک کاست نوار بودم..من و برادرم در یک اتاق بودیم ..بلندگوی ضبط را نزدیک خودم که کنار برادرم بودم گذاشته بودم...که ناگهان ناخواسته صدای بلندگوی با اخرین ولوم پخش شد ...بمدت 6ثانیه ..برادرم در حالت خواب از جایش پرید و بعد از قطع صدای بلندگو سر جایش افتاد ....واز خواب بیدار نشد...وقتی از خواب بیدار شد من ماجرا را برایش گفتم اما او حتی این قضیه یادش نمیامد... از امان موقع مدتی بعد حدوداا 7ماه بعد ..در هفته یکباردر خواب میترسید و با صدای بلند از خواب بیدار میشد ...پیش دکتر هم نمیرفت....این وضعیت سال به سال بدتر میشد...تا جایی که دوسال پیش برای مدتی کاملا دچار اختلال روانی شد..یعنی هر شب از خواب با فریاد های بسیار وحشتناک بیدار میشد و کاملا افسردگی شدیدی گرفت ...ب لطف خدا بعد از 6 ماه وضعیتش بهتر شد..اما حالا دومرتبه مثل سابق در خواب فریاد میزند بسیار وحشتناکتر از گذشته ...وقتی بیدار است حالش خوب است اما چند روز پیش با هم بحثمان شد و برادرم بهم گفت که زود عصبی میشم کنترلم رو از دست میدم اونقدری که قلبم میخواد منفجر بشه ...و بیش از چندین دفعه در خیابان بیرون از منزل بدون اینکه متوجه چیزی بشم بیهوش میشم و وقتی بهوش میام تنها چیزی که میدونم اینکه روی زمین توی یک کوچه افتاده ام و حالت بیهوشی من زمان کوتاهی دارد حدوداا 1یا2 دقیقه...و در اخر برادرم گریه کرد و بهم گفت که من پیش یک روانشناس بدون اینکه خانواده با خبر بشه رفته ام و روانشناس بهم گفته که همه اتفاق هایی که برات پیش امده دلیلش تنها میتونه یک شوک به مغزت در زمان استراحت باشه...و بعدش برادرم بهم گفت که من مسول همه این رنج و درد و عذابی که میکشه....از اون لحظه تا حالا من کلا اعصابم بهم ریخته..تازه میخواستم ازدواج کنم که همه چیز را بهم زدم..کلی احساس گناه میکنم ..قلبم خیلی بدرد میاد و میسوزه خیلی گریه میکنم ..من برادرم را خیلی دوست دارم ..تنها دعای من بعد نمازم اینه>>خدایا منو زودتر از این دنیا ببر و حال داداشمو خوب کن..هر شب میرم بیرون بین اونایی که ادعاشون میشه عمدا با شمشیر بهشون حمله میکنم که شایید یکی منو از این دنیا مرخصم کنه اما متاسفانه همچین اتفاقی تا حالا نیوفتاده و چند نفر بیگناه را هم بشدت مجروع کردم..کلا دارم دیونه میشم همین الان هم گریه کردم ..خیلی دارم عذاب میکشم اما نه به اندازه برادرم..لطفا کسی میتونه یک راه برای بهبودی وضعیت برادرم پیشنهاد بده..هرکی کمکم کنه من تا روزی که زنده ام برای خودش و نسلش دعای خیر میکنم>>و در ضمن داداشم توی خواب که جیغ میکشه هر بار یا یکی از اعضای خانوادمون رو میبینه که میخواد بهش اسیب بزنه یا یک پیرمرد که شمشیر بدست بسمتش حمله میکنه و میخواد بکشدش>>همین موضوع باعث شده من از دست روانشناسی که به برادرم مشاوره داده بسیار ناراحت بشم..یک روانشناس برای رضای خدا نظر کاملا علمی را بمن پیشنهاد بده ..من منتظر جوابتان هستم ..و من الله توفیق..














پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات