سلام من قرص B2. مصرف میکنم و صبح طود با بدن درد و خورد بودن از خواب بیدار میشوم و خوابم خیلی سنگین میشود
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 148  بازدید

من یه دخترم و حدود چند ماهه ( نزدیک یک ساله) که با یه پسری حرف میزدم.بهم ابراز علاقه کرد و من به خاطر خلا روحی اون دوره از زندگیش قبول کردم.من هیچ علاقه ای به این پسر ندارم و میخوام ترکش کنم.اما میترسم بلایی سرش بیاد.
هر بار حرف رفتن میزنم حالش بد میشه و حرف از مردن و اینکه حالش بد میشه و ... میزنه. اینو میدونم که جون عزیزه و پسر این حرفهارو میزنن و اینها.اما اگه راست باشه چی؟ اگه واقعا حالش بد شه چی؟ اونوقت پلیس و خانوادش و ... خیلی میترسم.
میترسم و گیر افتادم.
تورو خدا کمکم کنید.
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 1200  بازدید

آیا جایگزین کردن شیره تریاک به جای شیشه,عاقلانه است!
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 85  بازدید

واس بیهوشی موقت میخوام قرص پروپانیدید رو همین
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 3  بازدید

سلام من دختری ۲۰سالم که کمبود محبت زیادی از طرفم خانوادم داشتمو دارم که جدیدا خیلی توهم میزنم خیالاتی میشم یا اینکه همیشه زندگی رو ک با پسری دوست داشتم ک بهش نرسیدم مثل ی فیلم بازی میکنم خونه تنها بودنی باهاش حرف میزنم میشینم میخوابم هم از طرف اون صحبت میکنم از طرف خودم وسط خنده هام گربم میگیره نامزدمم میترسه از این وضعیتم بنظرتون به کمبود محبتم مربوط میشه؟

از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 102  بازدید

جدیدترین سوالات

سلام من دختری19 ساله هستم چندسالی هست که یه حس خاصی به پسرعمم دارم که7ماه ازم بزرگتره اما ار امسال خیلی بیشتر شد خیلی زیاد خوابشو میبینم.الکی بغض دارم همش گریه میکنم حتی همین حالا که دارم مینویسم.نمیدونم چیکارکنم نمیدونم اون اصلا من و دوست داره بعضی اوقات احساس میکنم بهم توجه میکنه اما گاهی هم ن.یکم مبهمه احساس میکنم دوسم داره اما اصلا بروز نمیده واقعا حالم بده هر روز بدترهم میشم.بچه که بودیم همیشه ازم حمایت میکردحالا وقتی جایی باشیم همیشه اون سلام میکنه یا گاهی باهام شوخی میکنه.گاهی که رمان زیادی باشه که ندیدمش یا ببینمش و باهام نحرفیم شک میکنم که اصلا عاشقش هستم یا ن امابه معنی واقعی تمام زندگیم و احاطه کرده خیالم خوابم فکرم.توی خیابون که میرم چشمم به آدماشاید ببینمش یا به پلاک موتورها و ماشین ها نگاه میکنم بلکه ببینمش.وفتی تنها باشم تود خیابون احساس میکنم کنارمه و مواظبمه دارم نگام مبکنه.لطفا بهم کمک کنید خیلی ممنون.
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 1264  بازدید

قرص B2 تو تست TLC نشون میده
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 117  بازدید

سرم خیلی پوسته میدهد.همه شامپوها را امتحان کردم.چه کنم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 2215  بازدید

سلام شوهر من حدود هفت سال پاکی داره.قبلا هرویین مصرف میکرده.اما امروز تو جیبش قرص b2پیدا کردم.میگه واسه اینکه بتونم رابطه جنسی داشته باشم از عطاری خریدم.بنظرتون معتاد شده باز؟من باید چکار کنم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 119  بازدید

از نظر آب و هوا، منابع، راحتی، آسایش، کار، درآمد، امنیّت. اگه به خودتون باشه در نهایت کجا رو برای زندگی انتخاب می کنید؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 344  بازدید
جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

کاش یه آدم واقعی پیدا بشه

سلام
ببخشید میخواستم قبل اینکه چیزی بگم
بگم که این سوال نیست
یه جور درد و دله
یا شایدم راهمو گم کردم و راهنمایی میخوام
من تازه به 18 سالگی رسیدم
تموم عمرمو به این فکر میکردم که آدمای دور و اطرافم چرا به این دنیا به این اندازه علاقه دارن؟
تو حرفاشون از اینکه دنیا نمیمونیم و همه میمیریم هست اما تو کاراشون یه چیز دیگه مشاهده میشه
تموم ذهنم سه سالیه آشفتس ، نمیدونم قراره تو آینده چیکار کنم؟
الآن به جایی رسیدم که دیگه حتی نمیدونم کیم!یادم رفته هدفم چی بود!
دیگه خودتون فکرشو بکنین
یعنی کسی که تموم آدمایی که تا حالا دیده دارن یه جور زندگی میکنن
همه آدما طوری زندگی میکنن که انگار جاودانن
روزهاشون مثل همن
دیروزشون هیچ فرقی با امروز نمیکنه
نمیدونم دارم چیکار میکنم
دوست ندارم مثل یه گوسفند زندگی کنم
واقعا سخته وقتی کل عمرت جواب تکراری و آدمای تکراری ببینی
تنها فکری که تو این سه سال دردناک داشتم این بود که از این شهر با پای پیاده برم تا شاید یه جایی اون بیرون بتونم پیدا کنم که آدماش و زندگیشون تکراری و کسل کننده نباشه
اینم بگم پول اصلا برام مهم نیست
این دنیا حالمو به هم زده
پولدار هم نیسیم که پول زده شده باشم
اگه یکی راهی میتونه جلوم بزاره بگه


0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

6


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده




4294
7465
13021

Guest
پسرم
ممنون از کمکتون
اما این آخریه زیادی بی شخصیته
0
امتیاز


4294
7465
13021

Guest
نگفتی پسری یادختر!? به ... درمانی پناه ببرتازندگی برات جذاب وشیرین بشه
0
امتیاز


4294
7465
13021

Guest
سلام. تو مشکل افسردگی داری ! بعدش قرار نست کسی تا اخر زنده بمونه همه رفتنین فقط فرقش تو زندگی کردنمنه" تو اگه بخوای فکر اینو بکنی عمرت تموم میشه " اگه بجای این 3سال به هدفت فکر میکردی یا به کار مهمتری فکر میکردی شاید یه نتیجی میگرفتی اما بعد از این باز هم بخوای به این چیز بی معنی فکر کنی باز به هیچی "تو باید سفر بری یا بیشتر با خانواده یا دوستان صحبت کنی سبک بشی البته اینم بخاطر سن و سالته یه دوره ست سنت که بره بالا به این چیزا فکر نمیکنی
0
امتیاز


4294
7465
13021

Guest
خیلی ممنونم از جوابهاتون اما اگه راستشو بخواین راضی نشدم
ببینین دوستان من منظورم اینه که این آدما چرا به این زندگی گوسفندی که هر صبح بیدار میشن ، صبحانه میخورن میرن سرکار و بعدش میان ناهار میخورن و بعدشم استراحت یا تفریح بعد از ظهریشون رو انجام میدن آخر سر هم میخوابن تا فردا یه روز مثل اینو تجربه کنن
یعنی اونا دوست دارن امروزشون مثل دیروزشون باشه
آدمایی که تا حالا دیدم-چه غریبه چه آشنا-همشون همین حالت رو داشتن
من نمیفهمم
چرا باید برای اینجور زندگی مسخره ای که همه جاش برام قابل پیش بینیه خوشحال باشم
به نظر خودم همون رفتن بهترین کاره
0
امتیاز


4294
7465
13021

Guest
چه عیبی داره یکی از سرگرمی هات این باشه که این آدمای تکراری، کارهای جدید بکنی؟ آزمایش کنی تغییر یه سری چیزا چطور از تکرار درشون میاره؟ من از این کار لذت می برم.. شاید توهم بردی! مادام که سعی می کنی توی هر شرایطی خودت رو اثبات کنی و اونچه می خوای رو بیرون بکشی... شرایط جدید هم برات اتفاق می افته، نمی خوام بگم بزرگ می شی می فهمی... اما سن و سال توی حالات آدم خیلی مهمه.. 18 سالگی توی خیلی از آدمایی که به زندگی فکر می کنن مثه تو، برهه ی آشفتگیه... سعی کن خدتو از این آشفته بازار با دست پر و امیدوار به آینده خارج کنی
0
امتیاز


4294
7465
13021

Guest
یه جواب تکراری که می تونم بت بدم اینه که جوینده یابندست! من الان 26 سالمه، توی زندگی شخصیم هم یادم میاد حداقل 3 بار شرایطی نه دقیقا مثل تو اما تو مایه های تو رو تجربه کردم... اول اینکه خیلی اوقات اتفاقایی که توی زندگی می افتن، اینقدر تصادفی و غیر قابل پیش بینی هستن که باور نمی کنی خودت.. به لحظه ای تموم سوالات پاسخ داده می شن، درهای جدید به روت باز می شن و اون آدمای جدید و با کارهای جدید می بینی! مثلا چطور؟ مثلا اگر مشغول کنکور هستی، توی دانشگاه که بری می بینی آدما چقدر متفاوت هستن! اگر سر کار بری، می فهمی آدما چقدر نیاز ها، آسیب پذیری، نقاط قوت و تمایلات متفاوت گاه جالبی دارن...
0
امتیاز





کاربر میهمان
     



1025 تومان هدیه بهترین جواب




می تونی به این سوال ها جواب بدی؟











با سلام.دختری ۳۱ ساله هستم و دو سال پیش عقد کردم.همسر بسیار مهربانی دارم که مرا بسیار درک میکند.در زندگی مشترکمان مشکلی ندارم.
اما از زمانی که به یاد دارم مادر پدرم اختلافات شدیدی داستند.پدرم مرد خوبی است که به خاطر آرامش من و برادرم بیشتر اوقات سکوت کرده است.
مادرم زن بد دهن خودخواه خودشیفته است که فقط خودش و خانواده اش را قبول دارد.
در جمع فامیل به من و برادرم و پدرم توهین میکند فحشهای جنسی میدهد.پدرم را کتک زده از خانه بیرون میکند.حتی سر بی اهمیت ترین مسائل دعوا راه میاندازد و ما هرلحظه استرس داشتیم که الان جنگی در راه است.من به احترام اینکه مادر است در برابر این رفتارها سکوت میکردم تا اینکه دوماه پیش که پدرم را از خانه بیرون کرد و برادرم را کتک زد برای اولین بار اعتراض کردم.جنگ بزرگی راه افتاد.به فامیل زنگ زد و آبرویم را برد.جلوی همسرم میخواست مرا کتک بزند و فحشهای بدی بهم داد.از همسرم خواست مرا طلاق دهد میگفت من دختر پاکی نیستم.
الانم دوماه است که قهر کرده.
تمام خاطرات تلخ این سالها هر لحظه از ذهنم رد میشن و من هر روز افسرده تر میشم.فیط به خاطر همسرو پدرم زنده ام.همه چیزو از دست دادم.چند وقت دیگه عروسیم بود که بهم خورد مادرم میدونه من خیلی روی آبروم پیش خانواده همسرم حساسم نمیخواد بیاد.اعصابم بهم ریخته کمتر با خانواده همسرم رفتو آمد میکنم چون دستانم میلرزد هرچی ب میدارم از دستم میریزد مشکل قلبی پیدا کردم و تحت نظر پزشک هستم.وظایف زناشویی را انجام نمیدهم.به کمک شما نیاز دارم.میخواهم به زندگی برگردم اما نمیشود.تورو خدا کمکم کنید
























پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات