یه سوال میخوا در مورد عشق
از گروه : ازدواج 129  بازدید

با سلام و خسته نباشید
مدت 2 ماه است که با دختر خانمی منولد 70 و سال آخر دندانپزشکی آشنا شده ام(با معرفی خاله).در این مدت 2 بار به صورت حضوری با یکدیگر صحبت کرده ایم و مابقی به صورت تماس تلفنی بوده است.بعد از این مدت ایشون گفتن که تصمیم گرفتن که تا مرداد 95 که آزمون تخصص دارند ازدواج نکنند.حال سوال بنده این است که این مدت را صبر کنم یا نه؟و آیا اینکه این یه بهونه است؟در ضمن ایشون گفتن که حتی در صورت مراجعه بعد از آزمون هم هیچ تضمینی برای جواب مثبت وجود ندارد.
لطفا مرا راهنمایی کنید
از گروه : ازدواج 691  بازدید

دنبال فیلمی هستم که دختر زشتی در دانشگاه مورد تمسخر دیگران قرار میگرفت بعد از تصادفی جراحی میشه وبا جراحی که روی صورتش میشه به دختر زیبایی تبدیل میشه و از کسانی که مسخره اش میکردن انتقام میگیره
از گروه : ازدواج 219  بازدید

به نام خدایی که دوست داشتن را دوست دارد
من 29 سال دارم. فردی مذهبی، ورزشی، اجتماعی ، شوخ طبع و احساساتی هستم . بعد از مدت‌ها به لطف خداوند،تلاش خانواده و دعای دیگران در خارج از کشور برای من کار مهیا شد. برای امر ازدواج به چندین خانواده رفتم از فامیل و آشنا و غریبه. هر کدام که پا پیش می گذاشتیم، بخاطر مسالی از جمله مثبت نبودن خون دو طرف، دوری از محل زندگی خانواده ، محل کار و … ازدواج صورت نمی گرفت و با مشکل بر می خوردم.
این امر من را پیش از پیش نگران و نگرانتر می کرد اما آن را نشان نمیدادم تا اینکه بعد از این همه جستجو و ناامیدی به شخصی که دوست خواهرزادم است وچند بار که ان را در منزل خواهرم دیدم، صحبت آن را کردم. (دختری که از سوی خواهرام و بقیه از تمام خصلتها مورد تایید است) خاطرخواه آن شدم از خانواده خواهش و اصرار کردم با خانواده شخص صحبت کنند. خانواده بنده به دلیل ناهمزبان بودن ممناعت ایجاد کردند . چند وقتی این مساله بین من و خانواده مطرح شد و دائم این را میگفتم ((ایه قرآن مصداق حکایت من است که خدا می فرماید: ما شما را با رنگها و زبانهای مختلف خلق کردیم و شما را در قبائل مختلف قرار دادیم که با همدیگر آشنا شوید، همانا بهترین شما کسی است که با تقوا تر باشد…)(پس ملاک بزرگی و بهتر بودن نزد خدا، تقواست نه رنگ و زبان !!)
پس از کش و قوسهایی، چون خانواده با دختر ارتباط داشتند، مساله و اوضاع من را از کوچک تا بزرگ را به او گفتند ابتدا تلفنی با پدر ایشان صحبت کردم و بعد از مدتی همراه با خانواده به خواستگاری این شخص رفتیم. پس از صحبت با دختر، بله را از آن گرفتم، دل به او بستم. پدر راضی بود اما مادر، مساله دوری دختر از خانواده و در کشور دیگر زندگی کردن را قبول نکرد.
این مساله کمتر از یک هفته طول کشید.. با قبول نکردن مادر ایشان و گرفتن جواب نه، ضربه روحی روانی سنگینی متحمل شدم.
دوباره بعد از آن شخصی به من معرفی شد. جهت آشنایی با آن، رفتم اما این دلشکستگی و دوست داشتن در من بود، با این شخص صحبت کردم و تمام شرایط،حال و روز و اتفاق پیش خودم را گفتم ، علاقه ابتدایی بینمان پیش امد، ایشان قبول کرد و چند روز بعد عقد انجام شد..!!!
یک روز بعد از عقد، به کار برگشتم. همیشه سعی میکردم فکرم را از دختر قبلی خارج کنم همیشه خودم را از این حالت خارج میکردم و با مرور زمان فراموش کنم. تا اینکه روزی با خانم صحبت می کردم و درگیری فکری داشتم، ساکت شدم ادامه صحبت ندادم و خانم از بنده سوال کرد من نیز با صداقت گفتم فکر شخص قبلی من را اذیت میکند.
بخاطر این امر، خانم به مشاوره مراجعه کرد و شرایط من را به مشاور گفت! مشاور با فهمیدن تمام ریز و بم موضوع به خانم گفت که شما باید از هم جدا بشوید اینگونه زندگی کردن سخت و آسیب زننده است. (با اینکه قبلا به او گفته بودم)
از هر طرف غضب پیام ها بر من نازل شد و من را مقصر خطاب کردند!!
خانم پیام داد و گفت:
نمی تونم با تو زندگی کنم
کاش عقد نمیکردیم
نمی تونم با شخصی که دل و روحش جایی دیگه باشد زندگی کنم
نمی توانم با کسی باشم که علاقم به او یکطرفه باشد
نمیتونم با شخصی باشم که تنها جسمش پیش من باشد
و گفت که به من شک دارد!!

با وجود اینکه قبلا گفته بودم اما الان اینگونه شد!!
با شنیدن و خواندن این صحبت ها ، دلشکستگی خودم را نسبت به آن بروز ندادم و همش از مثبت بودن و راضی کردن صحبت میکردم حتی با خانواده خانم تماس و معذرات خواهی کردم
بار دیگر این صحبت و شک کردن به من تکرار شد این صحبتها روز به روز بر من سنگینتر و سنگیتر میشد و دائم مرا چه در خانه و هنگام کار، از لحاظ روحی روانی بر من مشکل ایجاد کرد.
دلشکسته بودم با جدایی خواستن خانم، افسرده شدم امیدم به زندگی از بین رفت و دیگر انگیزه ای به ادامه ندارم. حتی آن علاقه‌ی کوچک که در ابتدا بوجود آمد، از بین رفت و نسبت به حال و زندگی خودم متنفر شدم . از لحاظ روحی نابود و همیشه در حال فکر و فراموشی هستم. از آن وقت با خود صحبت می کنم: کاش آن دختر میشد، دوستش داشتم دل به آن بستم خودم را ………
بعد از گدشت 10 روز ،در خصوص این مساله با خانواده چند بار صحبت کردم و گفتم من همان لحظه جواب ندادم و از روی عصبانیت تصمیم نگرفتم درباره آینده من و نحوه ادامه زندگی خودم با خانمی که اول بسم الله این را بگوید، فکر کردم و الان دارم به شما میگم بنده نمی خواهم با خانم ادامه زندگی بدهم. (قبل از اینکه بزرگتر شود و بعدها پشیمان بشوم، جلوی آن را میگیرم) بعد از چند بار صحبت کردن، با واکنش سخت و عصبی خانواده برخورد کردم. نمی دانم چرا مرد را همیشه مقصر قلمداد می کنند یک عمر زندگی برادر خود را به شناخت یک ماهه خانم فروختند و از آن طرفداری میشود.
آیا ضربه خوردن و آثار روحی و زندگی تنها بر دختر وارد میشود یا مرد نیز بر آن تأثیر دارد؟
اینکه بگویند دختر بیشتر آسیب میبیند درست، پس تکلیف مرد چه میشود؟
نمیدانم اگر کسی قبل از ازدواج با صداقت مسائل خود را به دختر بگوید آیا اشتباه کرده است ؟؟ که بعد از عقد باید اینشکلی با او رفتار شود و جواب بگیرد؟
این تنها 45 روز از زمان عقد گذشته است

خیلی اشتباه کردم خواهشا من را راهنمایی کنید
از گروه : ازدواج 1246  بازدید

سلام
بنده حدود یک سال هست که به منظور ازدواج با دختری آشنا شده ام و وی را خیلی دوست دارم. در این مدت طی حرف هایی که زدیم به این نتیجه رسیدیم که در خیلی از زمینه ها با هم تفاهم داریم ولی اخیرا که شروع کردیم در باره ی مسایل جنسی صحبت کنیم، من به ایشون گفتم که علاقه ی شدیدی به بوسیدن پای وی دارم که یک واکنش عجیبی از وی دیدم و به من گفت که حتی نگاه کردن به پاهاش رو نمی تونه تحمل کنه تا برسه به اینکه بزاره پاهاشو بوس کنم. به من گفت که برم پیش روانشناس تا ببینیم میشه این حس رو از بین برد یا نه؟ ولی واقعیتش اینکه که من این حس رو از بچگی داشتم و اصلا نمیتونم این حس رو تو خودم از بین ببرم یا بهتر بگم این که نمیخوام این کار رو بکنم. دلیلشم این بود که اولن از این کار چندشش میشه و ثانیا کفت که این کار باعث میشه حس مرد بودن رو نسبت به من از دست بده و اصلا دوست نداره منو تو این حالت ببینه، همین طور گفت که این کارا نشانه ی شهوته و اصلا شهوت بعد ازدواج رو نمیتونه تحمل کنه و گفت فقط معاشقه و رابطه ی عرف رو اجازه میده ( حتی با لیسیدن اندام جنسی و جاهای دیگه مشکل نداره ولی گفت رو پا خیلی حساسه).
من خودم به شخصه با این شرایط اصلا نمیتونم کنار بیام. فعلا بهش گفتم که دارم رو این موضوع کار میکنم ولی واقعا الان نمیدونم کار درست دیگه چیه. من قبلا با این امید که نظر وی به تدریج در این باره عوض میشود بر این موضوع پافشاری خاصی نکردم ولی وی به من اطمینان داد که نظرش عوض نخواهد شد. من وی رو خیلی دوست دارم ولی الان به شک افتادم که آیا ازدواج کردن با وی، ارامش به من خواهد داد یا نه. ممنون میشم اگه شما راهنمایی کنید.
وی 22 سال دارد و دانشچو ارشد هست، نماز خوان و با حجاب معمولی مانتو هست.
از گروه : ازدواج 498  بازدید

جدیدترین سوالات

سلام.من یه خانم 30 ساله هستم 2 ساله که از شوهرم جدا شدم.الان یک ساله که با یک آقا آشنا شدم و ایشان همسر و فرزند داره و تو زندگیش هیچ مشکلی هم نداره و خیلی هم دوسشون داره. اما به گفته خودش عاشق من هست و میگه که پشتیبانمه اما باید قدم قدم بریم جلو تا همه چی به هم نریزه.نمیدونم عشقش راسته یا ... اما هرچی که هست یک دفعه داشتم اس ام اس بازی میکردم بد کتکی ازش خوردم.صداش میلزید و داد میزد که چرا عاشق تو شدم؟چرا به عشق تو رویا پردازی کردم. هرطور که بود اون جریان رو پشت سر گذاشتیم و هنوز با همیم. همیشه هم میگه خیلی نگرانه و اگه بفهمه من با مردی حرف زدم یا بهم پیشنهادی شده کاملا به هم میریزه.باید این را هم بگم من دو تا بچه دارم و اون آقا هم خیلی پایبند خونوادشه و همین تعجبم را صد برابر میکنه.درضمن باید بگم من هم خیلی دوسش دارم و پایبندش شدم و بهش احترام میگذارم.
از گروه : ازدواج 1661  بازدید

سلام
راست میگن که خدا برای دختر دم بخت 3تا خواستگار خوب میفرسه اگه دختر بی علت ردش کنه دیگه خواستگاری براش نمیاد؟
من 26 سالمه از دوران دبیرستانم واسم خواستگار میومده من یه چندتاشون رو بی علت شایدم از روی بچگی ردشون کردم الآن یه 4سالیه که خیلی خواستگار دارم ولی نمیدونم که مشخصاتم رو از پشت تلفن میپسندند ولی تا میان خونمون و با هم صحبت میکنیم دیگه میرن و اصلن پشت سرشونم نگاه نمیکنند ظاهر خیلی بدیم ندارم که نشه بهم نگاه کرد قیافم متوسطه ولی اگه چاق بشم میدونم که خیلی خوشگل میشم ولی نمیتونم تپل بشم چون هیکلم رو دوست دارم تحصیلاتم هم لیسانس حقوق و خانواده ی تحصیل کرده ای دارم توقع خانواده و خودم هم خیلی واسه ازدواج پایینه ولی پیش خودم میگم که به خاطر اون خواستگارایی که بی علت ردشون کردم.
لطفا هرکی میتونه راهنماییم کنه چون سنم داره میره بالا خیلی هم نگرانم.
ممنون
از گروه : ازدواج 1489  بازدید

سلام من پسری 13 ساله هستم من با دختری در یک جشن دوست شدم و خیلی همدیگرو دوست داریم یعنی دیوونه همدیگه ایم ما تقریبا یک ماه با هم دوست بودیم!
اون قبل از اینکه با من دوست بشه با یه پسر دیگه ای دوست بود که اون پسر وقتی اون دختر منو ول کرد قرس خورد و به بیمارستان رفت و دوست دخترم وقتی اینو فهمید با من قهر کرد و ولم کرد و با من جوری رفتار میکرد که اصلا من وجود نداشتم! بعد یک ماه دیدم فایده نداره و بر نمیگرده خواستم خود کشی کنم! خواستم خودمو دار بزنم و این کارم کردم ولی همین که نفسم داشت بند میومد و چشمم سیاهی میرفت داداش بزرگم اومد و تنابو از گلوم دراورد منو به بیمارستان برد و از رو بد شانسی زنده موندم و الان چهار ماهه که حتی ندیدمش شمارشم دارم ولی نمیدونم چی بهش بگم و از این که دوباره ببینمش و منو ول کنه میترسم من الان بخواتره اون مشکله قلبی پیدا کردم ولی هنوز اونو دوست دارم و نمیخوام از دست بدمش لطفا لطفا به منه بد بخت کمک کنید اگه انصاف دارید راهنماییم کنید نزارید سکته کنم هر روز گریه میکنم هر روز به فکره اونم چند بار خواستم رگمو بزنم ولی دیدم مرامشو ندارم و نمیتونم:( کمکککک
از گروه : ازدواج 1566  بازدید

سلام دختری هستم 28 ساله که پدر و مادرم را در کودکی از دست دادم و زندگیمو در کنار پدر بزرگ و مادر بزرگ پدر . مادری گذراندم . وقتی سنم بالا رفت در دانشگاه با شخصی آشنا شدم اوائل خوب بودیم ولی بدلایلی که او همیشه شکاک بود ازش جدا شدم . بعدا بعضی از اقوام مثل شوهر عمه ها و بعضی دیگر میخواستند ازم سوء استفاده کنند و بناچار با شخصی که دلم نمی خواست مجبور به ازدواج شدم ولی او در همان اوایل شروع کرد به خیانت کردن به من و جلو چشمهای خودم با خیلی از ذخترها رابطه برقرار میکرد و میکنه . از نظر سنی هم 10 سال از من بزرگتره و این ازدواج رو بنا بدلایلی که تحت فشار خانواده بخصوص مادر بزرگ پدری و مادر جونم بودم انجام دادم . بعد از اینکه مشاهده کردم داره بهم خیانت میکنه با هم دعواهای زیادی داشتم و او به من گفت که من با تو ازدواج نمیکنم ولی بزار تا پدرم که سن بالایی داره فوت کنه و من صاحب میراثش بشم و به تو هم کاری ندارم . بعد اسمتو از شناسنامه ام پاک میکنم . منم برای اینکه تو خانواده چیزی بهم نگویند این نظرشو پذیرفتم و در عید امسال هم رسمس عقد کردیم . اما بعد از اینکه توافق کردیم که به من کاری نداشته باشه و حتی فقط به صورت صوری به هم در جمع هستیم . بین صحبتها و رسمی شدن با فردی آشنا شدم که خیلی بهش بدلایل مختلف دلبسته شدم و شرایط من را هم پذیرفته که بعد از رفع مشکلم با فرد قبلی با هم ازدواج کنیم . البته من اوائل این موضوع را از این فرد پنهان کردم ولی بعدا چون فهمید برایش توضیح دادم . اوایل او نارحتیهای زیادی داشت ومیگفت از اینکه این کار اجباری رو انجتم داده ای ناراحت نیست ولی از اینکه ازش پنهان کرده بودم ناراحت بود .
ولی بلاخره قبول کرده که تا شرایط من با اون فرد قطع بشود . این فرد هم برای اینکه با من مشکل نداشته باشه به طریقی رابطه محرمیت را با من از طریق باسلامی حل .
حالا من مانده ام که اگر اون فردی که اسم من در شناسنامه اش وجود داره زیر قولش بزنه و بخواد منو اذیت کنه این آزارم میده که این فرد دومم که خیلی خیلی دوستش دارم و اون هم دوستم داره را از دست بدم . خواهش میکنم اگر میتوانید به من کمک کنید که چیکار کنم .
از گروه : ازدواج 360  بازدید

منو پسر خالم خعلی با هم فرق داریم از همه نظر
منم هنوز خیلی بچه م
ولی تازگیا فهمیدم ،خالم منتظره تا کنکور بدم بعد بیان خواستگاری!
نگاه خودمم ب حامد عوض شده
این حس برای کی پیش اومده؟
راهنماییم کنید
ذهنم درگیره
اصن شاید اشتباهی متوجه شدم
نمیــــدونم
از گروه : ازدواج 2074  بازدید

سوال های تصادفی

تگ نوشتن جستجو در طراحي سايت چيست؟
از گروه : کامپیوتر 2230  بازدید

سلام اگه ممکنه لینک دانلود کاکائو تالک ورژن کامپیوترش رو به من بدید؟؟؟
از گروه : دانلود نرم افزار 1461  بازدید

آیا قربانی کردن در مراسمات شگون دارد یا خرافات است؟
از گروه : اجتماعی 2386  بازدید

سلام
apache ode اصلا چی هست؟ هرچی سرچ کردم فقط مقالات انگلیسی راجع به این هست.و متوجه شدن مفهوم آن کمی سخت است.اگر سایتی میشناسید که فارسی در مورد این موضوع صحبت کند یا اگر اطلاعاتی در این باره دارید لطفا کمکم کنید.ممنون
از گروه : دروس و مسائل رشته کامپیوتر و IT 1575  بازدید

باسلام
بنده یه رانای 92 دارم ازش فوق العاده راضیم هم از نظر زیبایی و هم فنی و شتاب .فقط یه چند وقتیه یه مشکلی براش پیش اومده که توی سرعت پایین اونم توی ترافیک موقع شتاب گرفتن موتور هن میشه و ریپ میزنه اما توی سرعت بالا اینجوری نیست.دیاگ گذاشتم استپر موتور را تعویض کردم شمع ها و صافی بنزین هم همینطور اما خوب نشد. میتونه عیب از وایر باشه. ممنون میشم راهنمایی کنید
از گروه : تعمیرات موتور 777  بازدید
جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

کدوم پوزیشن؟؟؟؟؟؟

اگه کسی هست که تجربه داره لطفا بگه
کدوم پوزیشن برای اولین رابطه(!) بهتره و درد کمتری داره؟



1
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

2


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده



4709
7611
14927

Guest

سلام بهترین پوزیشن برای اولین رابطه جنسی پوزیشنی است که زن در زیر و مرد رویش قرار می گیرد به طوری که پشت زن روی زمین و صورت زن و مرد در مقابل هم قرار می گیرد.
بهتر است یک بالشت زیر کمر زن قرار بگیرد و زن پاهایش را بالا بیاورد(زانوهایش راجمع کن)و هر چقدر می تواند و راحت است از هم باز کند. در این حالت زاویه ورود الت مرد مناسب است و چون حرکات با مرد است در ان لحظات بحرانی! بهتر می تواند تصمیم بگیرد و کم کم مسیر را بشکافد و به جلو برود. انشاالله همیشه خوش باشین.
0
امتیاز


4709
7611
14927

Guest

پوزیسیونی که پاها کاملا باز باشند
0
امتیاز




جواب تو چیه؟

کاربر میهمان
     




2000 تومان هدیه بهترین جواب


می تونی به این سوال ها جواب بدی؟















با سلام
لیست پانویسی دارم که متن هر شماره اینتر خورده و به سطر بعدی رفته و در ابتدای اون سطر هم یک علامت فلش قرار گرفته. چطور میتونم به ورد دستور بدم که علامت فلش رو با کلید بک اسپیس جایگزین کنه که ضمن حذف اون علامت، اون سطر هم یک سطر بالا بیاد. در زیر ، نمونه اون رو میذارم. ممنون میشم اگه ایمیل بفرمایید. با تشکر
پانویس
۱.
↑ خطیب‌ بغدادی‌، احمد، ج۱۱، ص۳۴۶، تاریخ‌ بغداد، قاهره‌، ۱۳۵۰ق‌.
۲.
↑ ابن‌عساکر، علی‌، ج۱، ص۳۴، تبیین‌ کذب‌ المفتری‌ فیما نسب‌ الی‌ الامام‌ ابی‌الحسن‌ الاشعری‌، به‌ کوشش‌ حسام‌ الدین‌ قدسی‌، دمشق‌، ۱۳۴۷ق‌.
۳.
↑ مسعودی‌، علی‌، ج۱، ص۳۴۳، التنبیه‌ و الاشراف‌، به‌ کوشش‌ عبدالله‌ اسماعیل‌صاوی‌، بغداد، ۱۳۵۷ق‌/۱۹۳۸م‌.
۴.
↑ ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص۲۳۱.
باید اینطور بشه :
پانویس
۱.خطیب‌ بغدادی‌، احمد، ج۱۱، ص۳۴۶، تاریخ‌ بغداد، قاهره‌، ۱۳۵۰ق‌.
۲.ابن‌عساکر، علی‌، ج۱، ص۳۴، تبیین‌ کذب‌ المفتری‌ فیما نسب‌ الی‌ الامام‌ ابی‌الحسن‌ الاشعری‌، به‌ کوشش‌ حسام‌ الدین‌ قدسی‌، دمشق‌، ۱۳۴۷ق‌.
۳.مسعودی‌، علی‌، ج۱، ص۳۴۳، التنبیه‌ و الاشراف‌، به‌ کوشش‌ عبدالله‌ اسماعیل‌صاوی‌، بغداد، ۱۳۵۷ق‌/۱۹۳۸م‌.
۴.ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص۲۳۱.





















پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات