من آموزش های شما رو در آپارات دنبال می کنم بخش طراحی سایت مقدماتی رو و تو بخش gavascript به مشکل بر خوردم خواستم ببینم مشکلم کجاست
این ارور رو در بخش console.log میده
The character encoding of the HTML document was not declared. The document will render with garbled text in some browser configurations if the document contains characters from outside the US-ASCII range. The character encoding of the page must be declared in the document or in the transfer protocol.
از گروه : برنامه نویسی وب 141  بازدید

چجوری میتونیم سایت بسازیم؟
از گروه : برنامه نویسی وب 1537  بازدید

با سلام
بنده به تازگی میخام برنامه نویسی کار کنم
یه مشکل پیش پا افتاده دارم هرچی گشتم نتونستم پیدا کنم
وقتی که پنجره form[design] رو میبندیم چطور دوباره بازش کنیم؟
از گروه : برنامه نویسی وب 162  بازدید

The character encoding of the HTML document was not declared. The document will render with garbled text in some browser configurations if the document contains characters from outside the US-ASCII range. The character encoding of the page must be declared in the document or in the transfer protocol.
خسته نباشید این مشکل توی consol.log توی بخش javascript برام ÷یش اومده ممنون میشم راهنماییم کنید.
از گروه : برنامه نویسی وب 125  بازدید

سلام به دوستان و اساتید محترم
قصد دارم یک فروشگاه اینترنتی راه اندازی کنم .به نظر شما بهترین فروشگاه ساز اینترنتی چیست؟
الویتهای من برای یک فروشگاه خوب به این صورته:
1.سئوی بالا
2.قابلیت مقایسه چند کالای همنوع مثل چند موبایل
3.پنل مدیریتی اسان اما با امکانات بالا(چون مطالعات برنامه نویسی ندارم و فقط تا حدودی با جوملا و وردپرس اشنایی دارم)
ضمن اینکه مدت کوتاهی در محیط لوکال با جوملا و وردپرس کار کردم و به این نتیجه رسیدم که کار با وردپرس راحتتره اما از یکی دو نفر پرسیدم گفتن جوملا بهتر و گسترده تره.بعضی از دوستان هم پرستا شاپ یا برخی فروشگاه سازهای ایرانی رو بهم پیشنهاد کردن.کاملا گیج و سر در گم شدم.لطفا بی طرف و بدون تبلیغات اظهار نظر کنید تا این حقیر از اطلاعات و تجربیاتتون استفاده ببره.
با تشکر فراوان
از گروه : برنامه نویسی وب 1330  بازدید

جدیدترین سوالات

چگونه می توان متنی را از C# به sql ارسال کرد در صورتی که تعداد کارکترهایش بیشتر از یک ده هزار هستند؟

(data type = nvarchar(max در sql آخرین حدی که یک فیلد ذخیره می کند 4000 کارکتر است.

من یک صفحه Text Editor قصد دارم طرحی کنم که شامل متن و عکس است وقتی می خواهم ارسال کنم که در دیتابیس ذخیره شود

تا 4000 کارکترش ذخیره می شود و مابقی ذخیره نمی شوند.
از گروه : برنامه نویسی وب 136  بازدید

می خواستم ببینم کسی می دونه چطوری میشه یک data list رو مثل Grid view ، صفحه صفحه نشون داد؟
از گروه : برنامه نویسی وب 3156  بازدید

سلام دوستان عزیز
یه سوال استادمون گفته شبه کد یا فلوچارتشو براش بنویسیم سوال اینه:
نمودار گردشی برنامه ای را بنویسید که آنقدر نمره دریافت کند تا کاربر یک نمره منفی وارد کند آن گاه معدل نمرات مثبت دریافتی را چاپ کند.
گفته تا دوشنبه جوابو بیاریم . اگه زود جواب بدین ممنون میشم
از گروه : برنامه نویسی وب 1087  بازدید

سلام دوستان به کمکتون نیاز دارم
من نمودار ER کافی شاپ با 3 موجودیت drinksو customerوseller رو میخوام
و 10 query هم میخوام واسه این سه تا موجودیت کسی هست کمک کنه کداشو هم
بهم بگه ممنون میشم
از گروه : برنامه نویسی وب 1183  بازدید

برنامه ای که ماتریس مربعی باسایز nراگرفته وجای سطر وستون آن راعوض کند
ممنون میشم جواب بدین
از گروه : برنامه نویسی وب 1075  بازدید

سوال های تصادفی

سلام لطفأ راهنماییم کنید دوستم هفته ی پیش شارژنداشت بهم اس ام اس داد منم میزبان ایرانسل قبول کردم الان نمیتونم بش اس ام اس بدم این پیام میاد(پیامکی برای دریافت ندارید یا مهلت پاسخگویی تمام شده است. برای استفاده از سرویس میزبان پیامک،ارسال پیامک به 704093xxxx) الان چیکار کنم
؟؟؟؟ راهنمایم کنید لطفأ😢😞😔
از گروه : ایرانسل 303  بازدید

سلام دختر 35 ساله ای هستم که فوق العاده پراسترس و عصبی هستم طوریکه در این سن دچار تنهایی و ترسهای زیادی شدم برای درمان چه باید بکنم؟
از گروه : ترس 1066  بازدید

عاشق دختری شده ام و میدانم که این عشق عقلا نادرست ست اما قلبم از عقلم دیگر تبعیت نمیکند من دختری با اعتقادات قوی مذهبی هستم...ایا این گناه کبیره من بخشودنی ست؟
از گروه : عشق 888  بازدید

سلام من دختری 21 ساله هستم به علت جدایی پدر مادرم و مشکلات مالیی که مادرم دارد میخواهم کلیه ام را بفروشم برای این کار ایا اجازه پدرم الزامی است؟ و باید به کجا برای فروش کلیه ام مراجعه کنم؟
از گروه : سایر سوال و جواب های حقوقی 1401  بازدید

چگونه میشود با سرمایه گذاران خارجی جهت سرمایه گذاری ارتباط برقرار کرد؟
از گروه : مشارکت 1061  بازدید
جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

سیستم های مدیریت محتوی مبتنی بر دات نت C#

با سلام؛
چه سیستم های مدیریت محتوی (CMS) هایی رو مبتنی بر دات نت می شناسید که بتونن در حد یک سازمان، ایفای نقش بکنن؟



0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

1


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده



4333
7479
13305

Guest

دات نت نیوک cms قدرتمندی هست
0
امتیاز




جواب تو چیه؟

کاربر میهمان
     

1000 تومان هدیه بهترین جواب
با سلام.
چهار روز قبل یه بنده خدایی لپ تاپ منو (ایسوس مدل n56jr) به جای وصل کردن شارژر لپ تاپ، به اشتباه کابل برق هارد اکسترنال رو نزدیک پنج ثانیه به لپ تاپ وصل کرده بود و البته من سریع فهمیدم و سریع کشیدمش بیرون، اما از چند ساعت بعد که لپ تاپو به شارژ زدم دیگه نه لپ تاپ برق نمیگرفت و نه باتری شارژ میشد و نه بدون باتری روشن میشد، بعد از آن لپ تاپ رو پیش تعمیرکار بردم و لپ تاپ رو باز کرد و یه قطعه ریز آن که مسئول برق گیری و دادن برق به باتری و لپ تاپ بود، را تعویض کردو مشکل شارژ نشدن و روشن نشدن لپ تاپ درست شد ولی بازی هایی که به راحتی اجرا میشد الان لگ میزنه و مثل وقتی شده که لپ تاپ تو شارژ نیست. مثل این که به اندازه کافی به لپ تاپ برق نمیرسه که برق همه قطعات رو تامین کنه. و منم تا یکشنبه وقت ندارم لپ تاپو ببرم پیش تعمیرکار و الان دل تو دلم نیست و خواستم بدونم به نظر شما به قسمت دیگه لپ تاپ از جمله برد یا گرافیک که آسیبی نرسیده یه وقت مخصوصا تو این گرونی (برای تعویض همون قطعه ریز و دستمزدش نزدیک 200 هزینش شد)
قابل تعمیر هست مشکل الانش ؟ اصلا به نظرتون همون وصل شدن کوتاه یه کابل برق دیگه به لپ تاپ مشکلش بوده ؟



1025 تومان هدیه بهترین جواب



می تونی به این سوال ها جواب بدی؟












شاید تلنگری ...   ( 150 بازدید)

لام
من ((امیر)) هستم و ۱۸ سالمه می خوام داستان زندگیمو بگم
من فرزند ۵ از خانواده ی فرزندی هستم .و چند تا خواهرم از من بزرگ تر هستند اگه بخوام از اول شروع کنم چون محیط خانوادم بیشتر دخترانه بود  و بخاطر شرایط کاری پدرم  کمتر با افراد دیگه ای رابطه داشتیم و این شرایط باعث شد که من از همون اول مشکالی داشته باشم مثلا نبود اعتماد بنفس و مقایسه کردن خودم با دیگران ..خلاصه همین طور گذشت تا اینکه کلاس پنجم ابتدایی رو تموم کردم و سه ماه تعطیلی بعدش رو رفتم خونه ی پدربزرگم (متاسفانه )اون سن برای من اوج شکل گیری شخصیت بود من یه پسر خاله داشتم بخاطر  اینکه  یه پسر بود خالم خیلی بهش رو داده بود  و یه اخلاق  عجیبی داشت  و حدود سه سال ازم هم بزرگتر بود گفتم براتون که رفتارش عجیب بود مثلا مثل پادشاها دستور میداد ..من تو اون  سن  از اون رفتار  الگو گرفتم  و این شد که بعد حدود  ۲ هفته برگشتم خونه اما اینبارو متفاوت بودم وه مثل اون دستور میدادم مثلان که نصف  فلان لیوانو اب بیار یا.... و این شد  شروع  مشکلات جدیم .این دستور دادن  بعدش باعث  برخاشگریم شد و حدود یه سال بعد وارد  بلوغ زود رسم شدم خلاصه  کار به جایی کشید  سال سوم راهنمایم باعث شد رو به روانشناش کنم و حدود ۶ ماهی رو قرص مصرف کنم .خلاصه حالم بهتر شد  اما  قابل  اطمینان  نبودم مثلا در اوج  خوش اخلاقی  یهو  ۱۸۰ درجه  رفتارم  تغییر میکرد .بخاطر بلوغ زود رس  و مشکات قبل هم یه بی اعتماد بنفس کامل  بودم یادم میاد دوس داشتم که جلب توجه کنم و همه نگاهم کنن و اینکه شبا که می خوابیدم از خدا می خواستم یا خوشگلم کنه  یا بکشدم ((یادش  بخیر دوران  میل جذابیتم ) خلاصه به همین طور و این احوالات  گذشت تا این که سال سوم با یه بنده خدایی ((ایشالله هر جا که هست  تنش  سالم باشه  )) اشنا شدم که باعث یکی از بدترین اتفاقات دوران  زندگیم شد البته مشکل از اون  نبود از من بود اون همکلاسیم به نظر من زیبای روی بود و منم که دوس داشتم زیبا رو باشم و همیشه هم مقایسه میکردم همه ی این عوامل باعث شد که احساس خیلی عجیبی داشته باشم  هم رقابت بود هم نفرت  هم ... اون موقع وقتی نگاهش میکردم همون قیافه ای رو داشت که من تو رویا   می خواستم باشم  همون دقیقا باعث مشکلاا بعد من شد مشکلات روانیم خیلی بالا گرفت  معدم  زخم شد با خانواده  خیلی  حرفم میشد از خودم متنفر می شدم  و فک میکردم که شاید خدای نکرده  خدایی نکرده علاقه زه همجنس خودم داشته باشم  راستی  اینم بگم که خیلی دوس داشتم  اون زمان بهم توجه  میکرد درسام  بد شده بود  و اصلا مدرسه نمی  رفتم  اینم بگم که خانوادم می دونستن که حالم بده اما  نمی دونستن  بخاطر  اون بنده خداست و خیال میکردن مشکلات  قبله  اما یکی از ابجیام خبر داشت و می دونست اون زمان خیلی دردودل می کردم و باعث میشد حالم بهتره  بشه ..گذشت و منم به کمک خدا تونستم اون کلاس ۱۲ رو تمام کنم و دیگه نبینمش  و حالا شده ۱۷ سالم و کلاس ۱۲ هم تموم کردم..راستشو  بخواین  از خیلی  بچگی عشق  پلیس  بودن داشتم  و عاشق این کار بودم همون سه ماه تطعیلی ثبت نام کردم واسه پلیس  شدن   وقتی  فک میکردم بالاخره از دست  اون افکار  خلاص  شدم (نه کامل خلاص ولی نسبت بهتر )و الان دیگه می خوام  پلیس این  مملکت باشم احساس  مفید  بودن میکردم ثبت نام کردم و همزمان هم درس می خوندم که پیش دانشگاهی رو بگیرم  هم مراحل نظامی شدن خلاصه بعد از ثبت نام قبول شدم  و تونستم همه مراحل  رو جز مرحله ی اخر بگذرونم  راستی اینم بگم وقتی زه قبل فکرد میکردم می گفتم این انع مع عسری یسرای منه واین اسونی من بعد از اون سختیه که تونستم سربلند بیرون بیام ...بریم سر اصل مطلب روز  ۲۶.۹.۹۵ روز بدی بود ساعت ۱۹ مشکل واسم ایجاد شد  اونم فقط یه فرکانس از گوش چپم ضعیف بود در حالی که من همه ی مراحل رو رفته بودم تو همون سن ۱۷ سالگی  بعد از این قضایا منع استخدام شدم یعنی دیگه نتونم هیج وقت به ارزوم برسم این قدر علاقه داشتم اون زمان  تو ((اربعین بود)) پدرو مادرم رفته بودن کربلا من لباس های نظامی رو خریده بودم..بعد از منع استخدام شدنم تمام دنیا رو  مقابل خودم دیدم  چیزی که فک میکردم اسونیه منه واسم تمام شد و این  یه شکست دیگه  واسم بود هر روز که از خواب  پا میشدم منتظر یه معجزه بودم چون نمی تونستم باور کنم از شغلی که همیشه دوسش داشتم و دارم رو نمی تونم داشته باشم خلاصه همین فکر و داشتم تا حدود ۶ ماه بعد و جریان نامزد گرفتنم واسه من  شد ۱۸ سالم و یه مسائلی پیش اومد و اینکه  داشت سن پدد و مادرم بالا میرفت تصمیم‌گرفتم که ما ازدواج کنیم بعد از شکست تو نظام رفتم  خواستگاری خلاصه قسمت ما شد که  دختر فامیل رو بگیرم (( البته واسه چند ساله اینده ها ))) ما هم ۱۷ برج ۱ سال ۹۶ رفتم خواستگاری اونا هم قبول کردن منم با خودم فک میکردم بعد از جریان کلاس ۱۲ و شکست تو نظام  خدا (( فدای خدا بشم الهی.. ))  می خواد شادم کنه و این دیگه راسی راسی انع مع عسری یسرای من باشه  ناگفته نمونه یکی از ارزو هام براورده شده بود  خلاصه  بلوغ ما هم تموم شدو  به یه قیافه ی قشنگ  رسیدیم  و خیلی هم خوب بود مثلا یادم میاد میرفتم  بازار  هرکس  از جلو می اومد  حتما حتما  یه نگاهی  می کرد اما  من تا اون سن ۱۸ سالگی خوشبختانه با این که همه ی دوستام رفیق بازی میکردن  بجز  یه مزاحمت تلفنی  واسه یه دختر ایجاد کردم  اونم وقتی  کلاس  پنج بودم دیگه  هیچ ارتباط دیگه ای نبوده بریم سر اون موضوع ازدواج خوب با خودم گفتم خوبه دیگه اینم ان مع عسری  یسراس حدود و بعد از چند  ماه  دختره (((اونم خدا حفظش  کنه و از خدا واسش یه زندگی  خوب می خوام ؟)*)؟؟ بهم گفت از انتخاب  تو پشیمون شدم   و نمی خوام با تو زندگی کنم در حالی که من   یکی از دلایل رفیق بازی نکردنم این بود((ایه ی  ۲۳  یا ۳۱ سوره نور )) مردان پاک زنان پاک ..مردان ناپاک زنان ناپاک.... می گفتم خدا من که کار بدی نکردم تا با همسر اینده ام زندگی خوبی داشته باشم ولی  درعوض  این نصیبم شد خلاصه  بعد از  حدود دو ماه از این قضیه با اینککه  اون  دختره هیچ ارتباطی باهام نداشت  در حالی که خیلی از  کسای حتی شوهر هم داشتن ...استغفروالله  ولی  ما بخاطر خدا  پاک موندیم..راسی منم بگم خانواده رو در جریان گذاشته بودم بعد از اینکه پدرو مادرم  از مسافرت برگشتن بهشون گفتم وقرار بر این شد که تمومش کنن ..و تمومش هم کردن و اما  اینم  انع مع عسری  یسرای  من نبود ..راستی  بگم بعد از منع استخدام شدنم راهی نداشتم جز درس خوندن و چون کنکور ۹۶ رو از دست دادم ک قصد دارم بخونم واسه ۹۷ اما یه دلایلی نمی ذاره ...((  می خوام فردا اول صبح  ))شروع کنم به درس خوندن .. راستی اینم بگم تا حتی چند روز پیش خیلی از خدا  گله میکردم می گفتم اون از  دوران  دبیرستانم  اون از  سرکار رفتم اینم از  ازدواج کردنم  و همیشع  هم میرفتم  پیش خواهرم درودل میکردم و می گفتم من سختی کشیدم  اما  امشبو رفتم  اما  درودل نکردن چون یه کلیپ دیدم که یه نفر تو زلزله ی سرپل اعضای خونوادشو از دست داده بود فک کردم  همین کافیه که خونوادم کنارمن و باهاشون  شادم با پدرو مادرم  میگمو می خندم ... پیش خودم خجالت  کشیدم اینابرم  بگم خدا  چرا این اتفاقا واسم افتاد  راسی اینم‌ بگم الان  قیافم  خیلی خوب نیست موهام کوتاهه  و ریش هم دارم  اما دیگه الان نمی خوام  جذاب باشم یا جلب  توجه کنم  دوس دارم عادی عادی  باشم  یه گوشه  کنار  خونوادم  زندگیمو  پیش  ببرم  تا ببینم خدا چی می  خواد  خدا هم منو ببخشه  شاید یه وقتایی بی وجدانی کردم  و یک طرفه قضاوت کردم اما شاید این اتفاقات  باعش  شد  که اون پسری که تو دخترا  بزرگ شد و مثل دختر فک میکرد  حالا شده  مردی  همسنو سالاش  یا  حتی  کسایی که ازش  بزرگترن ازش راهنمایی می خوان البته  خدا کمکم کنه همین دیدگاه  رو داشته  باشم الان ۲۳.۵۸ دقیقه   روز  ۳۰ ابان ۹۶ این داستانو  واسه ی این مینویسم  که کسایی که  فک می کنین خیلی  بد بختن  بخودشون بیان  و به این دیگاه  فک کنن که خدا داره  یادشون میده  رسم  زندگی  رو  یا  کسی بتونه  از این داستان درس بگیره  هرچند مشکلات بزرگی  نبودن  اما خوب  ادم  یاد میگیره . اینم بگم خیلی خیلی جزئیات بیشتره  (( اینکه از همه ی رفیقام فقط من موندم  ))  اما خلاصه کردم واستون .من امیر   ۱۸ ساله  خدارو شکر میکنم که مشکلات رو تا وقتی  که جون و تازه نفس  بودم  کشیدم  ....انشالله  هممون  عاقبت بخیر  بشیم.ببخشید از غلط ها






















پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات