خودتو بیشتر بشناس:       آزمون شخصیت شناسی MBTI

سوالات با برچسب فکر


07

سوال


22

جواب

با سلام واحترام
من 31ساله مهندس ساختمان استخدام رسمی با درآمد ماهانه1200000تومان حدود9ساله پیش با همسرم آشنا شدم ،ایشان تازه دیپلم هنرستان دررشته معماری گرفته بودنند.درنهایت هر دو خانواده بعد از گذشت 3ماه ازآشنایی ما درجریان قرار گرفتند و دراین فاصله ایشان را تشویق به ادامه تحصیل نمودم وبردم کلاس کنکورثبت نام کردم تااینکه درمقطع کاردانی دررشته معماری پذیرفته شدوبعد ازدوسال بعد ازتثیبت شرایط کاری وشروع به تحصیل من وهچنین ترم آخر کاردانی ایشان زمینه ازدواج فرآهم شد.دوره 2ساله دوستی ما رابطه گاهی خوب وبدی داشتیم ومشکل از جانب من بخاطر نوع تفکرات خشک وپوسیده وعدم برخورد صحیح با جنس مخالف بودبطوریکه رابطه دستوری حاکم شدوایشان بدلیل (سن17ساله )کمی که داشتندتحت تاثیر قرارگرفته وعلی رغم میل باطنی کرنش نشان میدادندومواردی که به ایشان تکلیف میکردم مثلا آرایش نکن ،حق بیرون رفتن با خواهررو نداری بیرون میری باید اطلاع بدی چه ساعتی میری وبرمیگردی و... که این مسائل متاثرازشرایط خانوادگی من بود.تا اینکه با مشکلاتی بیان آن خارج ازحوصله است ازدواج کردیم ومن هم تحصیل میکردم وهم کاروبه اصرارمن مجددادرکنکورسراسری شرکت کردند و دررشته مهندسی معماری پذیرفته شدندودرنهایت فارغ تحصیل گردیدند.ازابتدا به دیلل نحوه برخوردپدر وبویژه مادرمن تنش های درهمان ابتدا زندگی ما بوجود آمدواین برخورد ها ناشی ازعدم آگاهی ومدیریت پدر وبویژه مادرم بود که بخاطرفقرفرهنگ خانوادگی آنها ایجاد شد.شاید هم بعضی از حرفها ورفتارهای آنها تعمدی نباشدواین موضوع را من بارها به همسرم میگفتم ولی ایشان اصراربه اینکه من مدافع آنها هستم محکوم میکردودراین میان اصطکاک بین ما زیاد میشد وبه مشاجره ودعوا فیزیکی ختم میشدکه دوبارمادر وخواهر ایشان با تماسی که من گرفتم حضور پیدا کردن ولی متاسفانه ضعف مدیریت و عدم آگاهی آنها برای حل وفصل این موضوعات بی اساس منجر به شعله ورشدن دعوا میشد.واز آن ابتدا یکسری حرمت ها بین ما شکسته شدوسعی کردم ترمیم کنم ولی با یک تلنگرمجددمسائل دامن زده میشد،وتصمیم گرفتم با 2تا خواهر ایشان خیلی رسمی وسرد برخورد کنم.واین روند ادامه داشت تا سال90که گاهی روابط خوبی با همسرم داشتم وگاهی روابط سردی که ایشان پیشنهاد بچه دارشدن دادن ومن نمیپذیرفتم،ویک سال شانه خالی کردم وبالاخره سال 91با اصرار ایشان ومرافه ومراجعه به پزشک وتوصیه پزشک مبنی براینکه ایشان مدت طولانی ازدواج کردن وباردارنشدن مصلحت به اینکه باردار شوند.علی رغم میل باطنی من تصمیم گرفتیم بچه دار شویم.اسفند 92فرزندم به دنیا آمدوبعداز گذشت چند ماه کوران اختلاف همسرم با مادرم تا الان شعله وراست.حس عجیبی دارم نه علاقه ای به همسرم دارم نه به فرزندم دارم.زندگی سخت وکلیشه ای شده،دوستانم رنج سنی 50تا60ساله ازمهندسین همکارهستنند با روحیه های بالا واهل تفریح های سالم کوه ،جنگل وموسیقس دوسالی هست با اینها ارتباط دارم وبصورت هفتگی برنامه میذاریم ویا دورهم جمع میشویم اهل موسیقی وشعر هستنندلحظات شادی را باهم داریم،واقعا حوصله خونه رفتن ندارم هیچ جذابیتی برام نداره ،احساس میکنم فرزند 6ماه ام را دوست ندارم حوصله گریه کردنشم ندارکم،احساس میکنم با همسرم نمیتونم ارتباط بگیرم دیگه دوستش ندارم،ارتباط همسرم باخانواده اش معمولی است ایشان هم ابراز میکند زندگیش تباه شده واززندگی وازدواجش راضی نیست ومشکل اساسیش به یاد آوردن خاطرات تلخ گذشته است ،سردی بدی حبه زندگی ما حاکم شده،واقعا نمیدونم چی باید کنم.
توضیح اینکه ازلحاظ مالی وفرهنگی تقریبا هردوخانواده دریک سطح اند
از گروه : طلاق 653  بازديد
سلام من میخواستم بدونم که وسواسی فکری دارم وقتی میخوام ی کاری بکنم باید حتما یچیز خوب بیارم توذهنم بعد اون کار انجام بدم وگرنه مجبورم چندین باراین کر تکرارکنم وگرنه احساس میکنم ی اتفاق بد می افتدخیلی هم استرس دارم. تروخدا کمکم کنید
از گروه : وسواس 648  بازديد
عمیق ترین موضوعی که در زندگی فکرتو به خودش مشغول کرده چی بوده؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 91  بازديد
پربازدید ترین های این برچسب
سلام من تازه عضو شدم و زياد با شيوه كارش اطلاعي ندارم. ولي سوالات زيادي دارم چند تاش رو مطرح ميكنم .
1=براي من گه گداري در ماه يا سال از يك روز گرفته تا يك ماه پشت سر هم بد بياري ميارم
2=گاهي قدرت اراده و قدرت تصميم گيري رو ازدستم ميدم و قادر به هيچ گونه كاري نيستم
3=قدرت ريسك پذيري ندارم
4= به تازه گي فكرم خيلي مشغول هست و اين از همه برام مهم تره احساس ميكنم اتفاق خاصي خواهد افتاد همش فكر ميكنم ذهنم بزرگتر از خيلي چيز ها هست مسائلي براي من خيلي كوچيك و گاهي كوچكترين مسائل برام خيلي بزرگ مياد و خيلي چيز ها كه بايد طي يگ گفت و گو بايد بيان بشه ممنون
از گروه : سلامت روحی و جسمی 887  بازديد
سلام
من یه دختر 19 ساله دانشجو هستم که مدتی هست که با یکی از هم کلاسی های دانشگاه در ارتباط هستم اما متاسفانه یه سری فکرای منفی مدام فکرمو ازار میده که مثلا دوسم نداره و...در جایی که اون تا جایی که میتونسته به من ثابت کرده که بهم توجه داره حالا من نمیدونم با این فکرای اشتباه چی کار کنم خواهشا کمکم کنید
از گروه : جوانان و ارتباطات 699  بازديد
با سلام واحترام
من 31ساله مهندس ساختمان استخدام رسمی با درآمد ماهانه1200000تومان حدود9ساله پیش با همسرم آشنا شدم ،ایشان تازه دیپلم هنرستان دررشته معماری گرفته بودنند.درنهایت هر دو خانواده بعد از گذشت 3ماه ازآشنایی ما درجریان قرار گرفتند و دراین فاصله ایشان را تشویق به ادامه تحصیل نمودم وبردم کلاس کنکورثبت نام کردم تااینکه درمقطع کاردانی دررشته معماری پذیرفته شدوبعد ازدوسال بعد ازتثیبت شرایط کاری وشروع به تحصیل من وهچنین ترم آخر کاردانی ایشان زمینه ازدواج فرآهم شد.دوره 2ساله دوستی ما رابطه گاهی خوب وبدی داشتیم ومشکل از جانب من بخاطر نوع تفکرات خشک وپوسیده وعدم برخورد صحیح با جنس مخالف بودبطوریکه رابطه دستوری حاکم شدوایشان بدلیل (سن17ساله )کمی که داشتندتحت تاثیر قرارگرفته وعلی رغم میل باطنی کرنش نشان میدادندومواردی که به ایشان تکلیف میکردم مثلا آرایش نکن ،حق بیرون رفتن با خواهررو نداری بیرون میری باید اطلاع بدی چه ساعتی میری وبرمیگردی و... که این مسائل متاثرازشرایط خانوادگی من بود.تا اینکه با مشکلاتی بیان آن خارج ازحوصله است ازدواج کردیم ومن هم تحصیل میکردم وهم کاروبه اصرارمن مجددادرکنکورسراسری شرکت کردند و دررشته مهندسی معماری پذیرفته شدندودرنهایت فارغ تحصیل گردیدند.ازابتدا به دیلل نحوه برخوردپدر وبویژه مادرمن تنش های درهمان ابتدا زندگی ما بوجود آمدواین برخورد ها ناشی ازعدم آگاهی ومدیریت پدر وبویژه مادرم بود که بخاطرفقرفرهنگ خانوادگی آنها ایجاد شد.شاید هم بعضی از حرفها ورفتارهای آنها تعمدی نباشدواین موضوع را من بارها به همسرم میگفتم ولی ایشان اصراربه اینکه من مدافع آنها هستم محکوم میکردودراین میان اصطکاک بین ما زیاد میشد وبه مشاجره ودعوا فیزیکی ختم میشدکه دوبارمادر وخواهر ایشان با تماسی که من گرفتم حضور پیدا کردن ولی متاسفانه ضعف مدیریت و عدم آگاهی آنها برای حل وفصل این موضوعات بی اساس منجر به شعله ورشدن دعوا میشد.واز آن ابتدا یکسری حرمت ها بین ما شکسته شدوسعی کردم ترمیم کنم ولی با یک تلنگرمجددمسائل دامن زده میشد،وتصمیم گرفتم با 2تا خواهر ایشان خیلی رسمی وسرد برخورد کنم.واین روند ادامه داشت تا سال90که گاهی روابط خوبی با همسرم داشتم وگاهی روابط سردی که ایشان پیشنهاد بچه دارشدن دادن ومن نمیپذیرفتم،ویک سال شانه خالی کردم وبالاخره سال 91با اصرار ایشان ومرافه ومراجعه به پزشک وتوصیه پزشک مبنی براینکه ایشان مدت طولانی ازدواج کردن وباردارنشدن مصلحت به اینکه باردار شوند.علی رغم میل باطنی من تصمیم گرفتیم بچه دار شویم.اسفند 92فرزندم به دنیا آمدوبعداز گذشت چند ماه کوران اختلاف همسرم با مادرم تا الان شعله وراست.حس عجیبی دارم نه علاقه ای به همسرم دارم نه به فرزندم دارم.زندگی سخت وکلیشه ای شده،دوستانم رنج سنی 50تا60ساله ازمهندسین همکارهستنند با روحیه های بالا واهل تفریح های سالم کوه ،جنگل وموسیقس دوسالی هست با اینها ارتباط دارم وبصورت هفتگی برنامه میذاریم ویا دورهم جمع میشویم اهل موسیقی وشعر هستنندلحظات شادی را باهم داریم،واقعا حوصله خونه رفتن ندارم هیچ جذابیتی برام نداره ،احساس میکنم فرزند 6ماه ام را دوست ندارم حوصله گریه کردنشم ندارکم،احساس میکنم با همسرم نمیتونم ارتباط بگیرم دیگه دوستش ندارم،ارتباط همسرم باخانواده اش معمولی است ایشان هم ابراز میکند زندگیش تباه شده واززندگی وازدواجش راضی نیست ومشکل اساسیش به یاد آوردن خاطرات تلخ گذشته است ،سردی بدی حبه زندگی ما حاکم شده،واقعا نمیدونم چی باید کنم.
توضیح اینکه ازلحاظ مالی وفرهنگی تقریبا هردوخانواده دریک سطح اند
از گروه : طلاق 653  بازديد
آخرین جواب ها با این برچسب
اعتیاد به فکر
وقتی صحبت از اعتیاد به فکرمی شود یعنی در منطقه ای موضوع می ایستد و می چرخد و اصلأ رو به جلو نمی رود و بی دلیل همانجا موضوعها می مانند و می چرخند. بعد از مدتی به این کار عادت می کنیم و به آن اعتیاد پیدا می کنیم؛ به طوریکه، در دنیای ذهن و خیال دائمأ در حال چرخیدن دور موضوعها هستیم. مانند چرخیدن با اتومبیل در مکانی بدون اینکه به مقصدی برسیم.
همانطور که گفته شد اعتیاد به فکر یعنی چرخیدن. البته گاهی از اوقات به دلیل اضطراب و استرس مغز موجب این چرخش می شود. ولی در برخی از اوقات هم این چرخش ناشی از عادت است. اعتیاد به فکر درست مانند فیلمی است که بارها و بارها تماشا می کنیم.
صرف نظر از عامل اضطراب و وسواس، در برخی از اوقات اعتیاد به فکر فرار از واقعیت و فرار از کار خوب و درست است.
زندگی را باید آنقدر با کارهای خوب پر کرد که وقتی برای فکرهای بد و غلط نداشته باشیم. بنابراین صرف وقت و نیرو و انرژیی است که ما سر افکار و تخیلات بدون فایده و غیر ضروری می گذاریم و ما را از کار مفید و مؤثر باز می دارد و هم اینکه به ذهنمان آسیب می زنیم.
از گروه : توهم زمان : 6 مهر ماه 1395 ساعت: 7:51:41  
روحت مشکلی نداره!
این کار خیلی عجیب نیست و خیلی ها انجامش میدن...خیال کردن و دنبال کردن مکالمه ها و اتفاقات تخیلی یه جور اعتیاده که باید ترک کرد. مطمئنا اگر وسط یک مهمونی، بازی یا کار جالبی که بهش علاقه مندی باشیم دنبال این فکر و خیالا نمیریم، ولی برای فرار کردن از درس که هیچکس حالشو نداره چه راهی دم دست تر از این؟
حتما یک مشاور/روان شناس راهنمایی های خوبی در این زمینه برات داره.
از گروه : توهم زمان : 6 مهر ماه 1395 ساعت: 7:44:44  
همه روز های خوب و بد دارن. بعضی وقت ها اما بیشتر به چشم میان به خاطر توالی شون. سعی کن لذت ببری از اتفاقا
از گروه : سلامت روحی و جسمی زمان : 19 شهریور ماه 1395 ساعت: 22:9:54  
پربازدید ترین ها

سوال و جواب ها با برچسب فکر


اَندیشه یا فِکر،[۱] یکی از نیروهای درونی انسان است که به مفاهیم مربوط است. ایمانوئل کانت از جمله فیلسوفانی است که در کتابش با عنوان «سنجش خرد ناب» دربارهٔ فکر و مفاهیم به بحث پرداخته است. صفحه « فکر » در ویکیپدیا



سلام من میخواستم بدونم که وسواسی فکری دارم وقتی میخوام ی کاری بکنم باید حتما یچیز خوب بیارم توذهنم بعد اون کار انجام بدم وگرنه مجبورم چندین باراین کر تکرارکنم وگرنه احساس میکنم ی اتفاق بد می افتدخیلی هم استرس دارم. تروخدا کمکم کنید
از گروه : وسواس 648  بازديد
عمیق ترین موضوعی که در زندگی فکرتو به خودش مشغول کرده چی بوده؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 91  بازديد
س فکرم خیلی خیلی مشغوله چه کار کنم بچه ها؟؟؟؟؟؟!!!!!!؟!؟!؟!؟!
از گروه : نگرانی 291  بازديد
با سلام واحترام
من 31ساله مهندس ساختمان استخدام رسمی با درآمد ماهانه1200000تومان حدود9ساله پیش با همسرم آشنا شدم ،ایشان تازه دیپلم هنرستان دررشته معماری گرفته بودنند.درنهایت هر دو خانواده بعد از گذشت 3ماه ازآشنایی ما درجریان قرار گرفتند و دراین فاصله ایشان را تشویق به ادامه تحصیل نمودم وبردم کلاس کنکورثبت نام کردم تااینکه درمقطع کاردانی دررشته معماری پذیرفته شدوبعد ازدوسال بعد ازتثیبت شرایط کاری وشروع به تحصیل من وهچنین ترم آخر کاردانی ایشان زمینه ازدواج فرآهم شد.دوره 2ساله دوستی ما رابطه گاهی خوب وبدی داشتیم ومشکل از جانب من بخاطر نوع تفکرات خشک وپوسیده وعدم برخورد صحیح با جنس مخالف بودبطوریکه رابطه دستوری حاکم شدوایشان بدلیل (سن17ساله )کمی که داشتندتحت تاثیر قرارگرفته وعلی رغم میل باطنی کرنش نشان میدادندومواردی که به ایشان تکلیف میکردم مثلا آرایش نکن ،حق بیرون رفتن با خواهررو نداری بیرون میری باید اطلاع بدی چه ساعتی میری وبرمیگردی و... که این مسائل متاثرازشرایط خانوادگی من بود.تا اینکه با مشکلاتی بیان آن خارج ازحوصله است ازدواج کردیم ومن هم تحصیل میکردم وهم کاروبه اصرارمن مجددادرکنکورسراسری شرکت کردند و دررشته مهندسی معماری پذیرفته شدندودرنهایت فارغ تحصیل گردیدند.ازابتدا به دیلل نحوه برخوردپدر وبویژه مادرمن تنش های درهمان ابتدا زندگی ما بوجود آمدواین برخورد ها ناشی ازعدم آگاهی ومدیریت پدر وبویژه مادرم بود که بخاطرفقرفرهنگ خانوادگی آنها ایجاد شد.شاید هم بعضی از حرفها ورفتارهای آنها تعمدی نباشدواین موضوع را من بارها به همسرم میگفتم ولی ایشان اصراربه اینکه من مدافع آنها هستم محکوم میکردودراین میان اصطکاک بین ما زیاد میشد وبه مشاجره ودعوا فیزیکی ختم میشدکه دوبارمادر وخواهر ایشان با تماسی که من گرفتم حضور پیدا کردن ولی متاسفانه ضعف مدیریت و عدم آگاهی آنها برای حل وفصل این موضوعات بی اساس منجر به شعله ورشدن دعوا میشد.واز آن ابتدا یکسری حرمت ها بین ما شکسته شدوسعی کردم ترمیم کنم ولی با یک تلنگرمجددمسائل دامن زده میشد،وتصمیم گرفتم با 2تا خواهر ایشان خیلی رسمی وسرد برخورد کنم.واین روند ادامه داشت تا سال90که گاهی روابط خوبی با همسرم داشتم وگاهی روابط سردی که ایشان پیشنهاد بچه دارشدن دادن ومن نمیپذیرفتم،ویک سال شانه خالی کردم وبالاخره سال 91با اصرار ایشان ومرافه ومراجعه به پزشک وتوصیه پزشک مبنی براینکه ایشان مدت طولانی ازدواج کردن وباردارنشدن مصلحت به اینکه باردار شوند.علی رغم میل باطنی من تصمیم گرفتیم بچه دار شویم.اسفند 92فرزندم به دنیا آمدوبعداز گذشت چند ماه کوران اختلاف همسرم با مادرم تا الان شعله وراست.حس عجیبی دارم نه علاقه ای به همسرم دارم نه به فرزندم دارم.زندگی سخت وکلیشه ای شده،دوستانم رنج سنی 50تا60ساله ازمهندسین همکارهستنند با روحیه های بالا واهل تفریح های سالم کوه ،جنگل وموسیقس دوسالی هست با اینها ارتباط دارم وبصورت هفتگی برنامه میذاریم ویا دورهم جمع میشویم اهل موسیقی وشعر هستنندلحظات شادی را باهم داریم،واقعا حوصله خونه رفتن ندارم هیچ جذابیتی برام نداره ،احساس میکنم فرزند 6ماه ام را دوست ندارم حوصله گریه کردنشم ندارکم،احساس میکنم با همسرم نمیتونم ارتباط بگیرم دیگه دوستش ندارم،ارتباط همسرم باخانواده اش معمولی است ایشان هم ابراز میکند زندگیش تباه شده واززندگی وازدواجش راضی نیست ومشکل اساسیش به یاد آوردن خاطرات تلخ گذشته است ،سردی بدی حبه زندگی ما حاکم شده،واقعا نمیدونم چی باید کنم.
توضیح اینکه ازلحاظ مالی وفرهنگی تقریبا هردوخانواده دریک سطح اند
از گروه : طلاق 653  بازديد
سلام
من یه دختر 19 ساله دانشجو هستم که مدتی هست که با یکی از هم کلاسی های دانشگاه در ارتباط هستم اما متاسفانه یه سری فکرای منفی مدام فکرمو ازار میده که مثلا دوسم نداره و...در جایی که اون تا جایی که میتونسته به من ثابت کرده که بهم توجه داره حالا من نمیدونم با این فکرای اشتباه چی کار کنم خواهشا کمکم کنید
از گروه : جوانان و ارتباطات 699  بازديد
سلام من تازه عضو شدم و زياد با شيوه كارش اطلاعي ندارم. ولي سوالات زيادي دارم چند تاش رو مطرح ميكنم .
1=براي من گه گداري در ماه يا سال از يك روز گرفته تا يك ماه پشت سر هم بد بياري ميارم
2=گاهي قدرت اراده و قدرت تصميم گيري رو ازدستم ميدم و قادر به هيچ گونه كاري نيستم
3=قدرت ريسك پذيري ندارم
4= به تازه گي فكرم خيلي مشغول هست و اين از همه برام مهم تره احساس ميكنم اتفاق خاصي خواهد افتاد همش فكر ميكنم ذهنم بزرگتر از خيلي چيز ها هست مسائلي براي من خيلي كوچيك و گاهي كوچكترين مسائل برام خيلي بزرگ مياد و خيلي چيز ها كه بايد طي يگ گفت و گو بايد بيان بشه ممنون
از گروه : سلامت روحی و جسمی 887  بازديد
سلام من مدتیه که تا میام درس بخونم فکرم درگیر ادما وحرفاشون میشه به طوری که شاید اونا حرفی رو نزده باشن اما من تو ذهنم تصور میکنم که اگه طرف اینو میگفت من چی جوابشو میدادم وگاهی تو ذهنم دعوام میشه باطرف.توی ذهنم خیلی حرف دارم برای گفتن اما وقتی پای حرف زدن میاد وسط مرد عمل و حرف های ذهنمو گفتن نیستم.ایا من دچار بیماری روحیم؟
از گروه : توهم 58  بازديد
سلام من تازه عضو شدم و زياد با شيوه كارش اطلاعي ندارم. ولي سوالات زيادي دارم چند تاش رو مطرح ميكنم .
1=براي من گه گداري در ماه يا سال از يك روز گرفته تا يك ماه پشت سر هم بد بياري ميارم
2=گاهي قدرت اراده و قدرت تصميم گيري رو ازدستم ميدم و قادر به هيچ گونه كاري نيستم
3=قدرت ريسك پذيري ندارم
4= به تازه گي فكرم خيلي مشغول هست و اين از همه برام مهم تره احساس ميكنم اتفاق خاصي خواهد افتاد همش فكر ميكنم ذهنم بزرگتر از خيلي چيز ها هست مسائلي براي من خيلي كوچيك و گاهي كوچكترين مسائل برام خيلي بزرگ مياد و خيلي چيز ها كه بايد طي يگ گفت و گو بايد بيان بشه ممنون
از گروه : سلامت روحی و جسمی 887  بازديد
سلام
من یه دختر 19 ساله دانشجو هستم که مدتی هست که با یکی از هم کلاسی های دانشگاه در ارتباط هستم اما متاسفانه یه سری فکرای منفی مدام فکرمو ازار میده که مثلا دوسم نداره و...در جایی که اون تا جایی که میتونسته به من ثابت کرده که بهم توجه داره حالا من نمیدونم با این فکرای اشتباه چی کار کنم خواهشا کمکم کنید
از گروه : جوانان و ارتباطات 699  بازديد
با سلام واحترام
من 31ساله مهندس ساختمان استخدام رسمی با درآمد ماهانه1200000تومان حدود9ساله پیش با همسرم آشنا شدم ،ایشان تازه دیپلم هنرستان دررشته معماری گرفته بودنند.درنهایت هر دو خانواده بعد از گذشت 3ماه ازآشنایی ما درجریان قرار گرفتند و دراین فاصله ایشان را تشویق به ادامه تحصیل نمودم وبردم کلاس کنکورثبت نام کردم تااینکه درمقطع کاردانی دررشته معماری پذیرفته شدوبعد ازدوسال بعد ازتثیبت شرایط کاری وشروع به تحصیل من وهچنین ترم آخر کاردانی ایشان زمینه ازدواج فرآهم شد.دوره 2ساله دوستی ما رابطه گاهی خوب وبدی داشتیم ومشکل از جانب من بخاطر نوع تفکرات خشک وپوسیده وعدم برخورد صحیح با جنس مخالف بودبطوریکه رابطه دستوری حاکم شدوایشان بدلیل (سن17ساله )کمی که داشتندتحت تاثیر قرارگرفته وعلی رغم میل باطنی کرنش نشان میدادندومواردی که به ایشان تکلیف میکردم مثلا آرایش نکن ،حق بیرون رفتن با خواهررو نداری بیرون میری باید اطلاع بدی چه ساعتی میری وبرمیگردی و... که این مسائل متاثرازشرایط خانوادگی من بود.تا اینکه با مشکلاتی بیان آن خارج ازحوصله است ازدواج کردیم ومن هم تحصیل میکردم وهم کاروبه اصرارمن مجددادرکنکورسراسری شرکت کردند و دررشته مهندسی معماری پذیرفته شدندودرنهایت فارغ تحصیل گردیدند.ازابتدا به دیلل نحوه برخوردپدر وبویژه مادرمن تنش های درهمان ابتدا زندگی ما بوجود آمدواین برخورد ها ناشی ازعدم آگاهی ومدیریت پدر وبویژه مادرم بود که بخاطرفقرفرهنگ خانوادگی آنها ایجاد شد.شاید هم بعضی از حرفها ورفتارهای آنها تعمدی نباشدواین موضوع را من بارها به همسرم میگفتم ولی ایشان اصراربه اینکه من مدافع آنها هستم محکوم میکردودراین میان اصطکاک بین ما زیاد میشد وبه مشاجره ودعوا فیزیکی ختم میشدکه دوبارمادر وخواهر ایشان با تماسی که من گرفتم حضور پیدا کردن ولی متاسفانه ضعف مدیریت و عدم آگاهی آنها برای حل وفصل این موضوعات بی اساس منجر به شعله ورشدن دعوا میشد.واز آن ابتدا یکسری حرمت ها بین ما شکسته شدوسعی کردم ترمیم کنم ولی با یک تلنگرمجددمسائل دامن زده میشد،وتصمیم گرفتم با 2تا خواهر ایشان خیلی رسمی وسرد برخورد کنم.واین روند ادامه داشت تا سال90که گاهی روابط خوبی با همسرم داشتم وگاهی روابط سردی که ایشان پیشنهاد بچه دارشدن دادن ومن نمیپذیرفتم،ویک سال شانه خالی کردم وبالاخره سال 91با اصرار ایشان ومرافه ومراجعه به پزشک وتوصیه پزشک مبنی براینکه ایشان مدت طولانی ازدواج کردن وباردارنشدن مصلحت به اینکه باردار شوند.علی رغم میل باطنی من تصمیم گرفتیم بچه دار شویم.اسفند 92فرزندم به دنیا آمدوبعداز گذشت چند ماه کوران اختلاف همسرم با مادرم تا الان شعله وراست.حس عجیبی دارم نه علاقه ای به همسرم دارم نه به فرزندم دارم.زندگی سخت وکلیشه ای شده،دوستانم رنج سنی 50تا60ساله ازمهندسین همکارهستنند با روحیه های بالا واهل تفریح های سالم کوه ،جنگل وموسیقس دوسالی هست با اینها ارتباط دارم وبصورت هفتگی برنامه میذاریم ویا دورهم جمع میشویم اهل موسیقی وشعر هستنندلحظات شادی را باهم داریم،واقعا حوصله خونه رفتن ندارم هیچ جذابیتی برام نداره ،احساس میکنم فرزند 6ماه ام را دوست ندارم حوصله گریه کردنشم ندارکم،احساس میکنم با همسرم نمیتونم ارتباط بگیرم دیگه دوستش ندارم،ارتباط همسرم باخانواده اش معمولی است ایشان هم ابراز میکند زندگیش تباه شده واززندگی وازدواجش راضی نیست ومشکل اساسیش به یاد آوردن خاطرات تلخ گذشته است ،سردی بدی حبه زندگی ما حاکم شده،واقعا نمیدونم چی باید کنم.
توضیح اینکه ازلحاظ مالی وفرهنگی تقریبا هردوخانواده دریک سطح اند
از گروه : طلاق 653  بازديد
سلام من میخواستم بدونم که وسواسی فکری دارم وقتی میخوام ی کاری بکنم باید حتما یچیز خوب بیارم توذهنم بعد اون کار انجام بدم وگرنه مجبورم چندین باراین کر تکرارکنم وگرنه احساس میکنم ی اتفاق بد می افتدخیلی هم استرس دارم. تروخدا کمکم کنید
از گروه : وسواس 648  بازديد
س فکرم خیلی خیلی مشغوله چه کار کنم بچه ها؟؟؟؟؟؟!!!!!!؟!؟!؟!؟!
از گروه : نگرانی 291  بازديد
عمیق ترین موضوعی که در زندگی فکرتو به خودش مشغول کرده چی بوده؟
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی 91  بازديد
سلام من مدتیه که تا میام درس بخونم فکرم درگیر ادما وحرفاشون میشه به طوری که شاید اونا حرفی رو نزده باشن اما من تو ذهنم تصور میکنم که اگه طرف اینو میگفت من چی جوابشو میدادم وگاهی تو ذهنم دعوام میشه باطرف.توی ذهنم خیلی حرف دارم برای گفتن اما وقتی پای حرف زدن میاد وسط مرد عمل و حرف های ذهنمو گفتن نیستم.ایا من دچار بیماری روحیم؟
از گروه : توهم 58  بازديد


چند سوال تصادفی

سلام


من تمام مدتی که با کامپیوتر کار می کنم به ADSL
وصل هستم یعنی حتی زمانی که مثلا دارم با ورد کار می کنم و کاری به اینترنت ندارم. حتی ممکن است یک صفحه اینترنت مثلا گوگل باز باشد اما با اینترنت کار نکنم. ایا در این مدت شارژ من کم می شود؟
یعنی بهتر است زمانی که با اینترنت کار نمی کنم disconnect شود یا فرقی نمی کند؟
از گروه : اینترنت و سایت ها 688  بازدید
سلام
من یکی دو روزه در فیسبوک عضو شدم وقتی آدرس فیسبوکمو میزنم می نویسی این صفحه در حال حاضر در دسترس نیست چیکار باید بکنم؟
از گروه : دنیای مجازی 1010  بازدید
میخواستم بدونم جایی در ویندوز هست که کامپیوتر اتوماتیک روشن بشه؟کجاست؟
از گروه : سیستم عامل ها 1636  بازدید
علت قیام حضرت امام حسین علیه السلام چه بود؟
از گروه : سوالات گوناگون 528  بازدید
سلام من دختری 25ساله هستم مدتیه اصلا خواستگاری ندارم با اینکه خوشگلم و چیزی هم کم ندارم خواهشا منو کمک کنید باید چکار کنم
از گروه : عشق 512  بازدید
یه گرافیک دارم دوستم میگه سوخته از کجا مطمئن بشم که درسته یا نه؟
از گروه : مشکلات سخت افزار 1706  بازدید
با سلام
با توجه به اينكه آدرس خونه ام تغيير كرده ، براي دريافت كارت پايان خدمت هوشمند چه كار كنم؟
از گروه : سایر سوالات نظام وظیفه 637  بازدید
آیا ما در ایران می توانیم گرین کارت داشته باشیم و از سایت های جهانی خرید کنیم ؟
از گروه : پول و اعتبار 1603  بازدید
سلام
میخواستم از عزیزانی که زمینه اطلاعاتی در مورد سردی مزاج دارند بپرسم که:

1-چه مواد دارویی و غذایی(عرقیات و دارو های گیاهی) مزاج رو سرد میکنه؟

2-و چه موادی میل مرد رو به رابطه کم میکنه؟

و چه موادی نیز ترشح هورمون های عواطف رو در مردان کاهش میده؟


سپاسگزارم

از گروه : درمان دارویی 780  بازدید
میخواستم بدونم آیا رشته مدیریت با Bachelor Business Administration تفاوت دارد یا نه؟ لطفا در این مورد توضیحاتی بفرمائید.
از گروه : سوالات گوناگون 522  بازدید
با سلام و درود
آقا من یه روز با پیغام خطای نرم افزار آفیس مواجه شدم که مربوط به کرکش بود. بعدش یادم نیست چیکار کردم ، ولی یادمه درست نشد. یعنی دیگه آفیس اجرا نمیشد. بعد یه روز اومدم این آفیسو با توجه به دستوری که گفته شده بود کرک کردم، ولی جواب نداد. بعد آفیسو پاک کردم تا دوباره نصب کنم؛ ولی اینبار همون ابتدای کار پیغام خطا داد و نصب نکرد. بعد پاکش کردم تا یه آفیس دیگه نصب کنم و باز همون پیغام خطا رو ابتدای نصب داد.
تصور من این بود که آفیسِ قبلی هنوز از بیخ و بُن ریشه کن نشده و باعث میشه من نتونم آفیس جدید نصب کنم. فلذا به پیشنهاد یکی از دوستان از نرم افزاری به نام revo uninstaller استفاده کردم، ولی بازم نمیتونم آفیس نصب کنم.
پیغام خطایی که میده و عملیات نصبو متوقف میکنه، اینه:
Error 1719. The Windows Installer Service could not be accessed. This can occur if you are running Windows in safe mode, or if the Windows Installer is not correctly installed. Contact your support personnel for assistance
میشه راهنمایی کنید منو؟ چه باید کرد؟
از گروه : مشکلات نرم افزار 4151  بازدید
با سلام
لطفا یک سایتی برای من معرفی کنید که یک مرکز آپلود با لینک مستقیم باشه
از گروه : اینترنت و سایت ها 709  بازدید
سلام.لب تاب من سونی هس و ویندوز7 رو اون نصبه.2 مشکل داشتم. یکی اینکه وقتی لب تابم رو خاموش میکنم دوباره ری استارت میشه و باید دوباره خاموش کنم.دوم اینکه فیلم و کلیپ هایی که دانلود میکنم نمیدونم کجا ذخیره میشن. و فقط فیلم و کلیپ ها اینجوری هستن
از گروه : مشکلات نرم افزار 368  بازدید
میخواستم ببینم کاسپر خوبه یا نود32؟چون رقابت این دو زیاد است.دلیل خوب بودنش رو هم اگه میتونید بگید؟
از گروه : امنیت 1714  بازدید
نمايشگاه بين المللی صنايع و تجهيزات آشپزخانه، حمام، سونا واستخر در کجا برگزار می شه و اگر شما تا به حال در این نمایشگاه شرکت کرده اید، نظرتون در مورد آن چیست؟ آیا امکان عرضه کالا و به طور کلی مفید فایده برای مصرف کنندگان خانگی هم هست و یا خیر؟
از گروه : خرید لوازم منزل 1046  بازدید



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات