خودتو بیشتر بشناس:       آزمون شخصیت شناسی MBTI

سوالات با برچسب خانواده


20

سوال


73

جواب

من معتاد به سيگار هستم و در ماه مبارک رمضان هر چه تلاش مى‏کنم که تندخو نباشم نمى‏توانم و همين باعث ناراحتى زياد افراد خانواده‏ام شده است و خودم هم از وضعيت دشوارم رنج مى‏برم، تکليف من چيست؟
از گروه : آثار ماه مبارک رمضان 642  بازديد
سلام سئوال كه چه عرض كنم مي خوام بگم اين آقايون بلا نصبت اون خوباش چه مرگشونه چي مي خوان . تحصيلاتم فوقه حقوق . چهره تقريبا خوب . خوش لباس و بسيار شيك و هميشه به روز . از محالاته تو خونه ناراحتي را بندازم با شوهرم كنار ميام رو حرفش حرف نميارم هميشه پشتيبان مالي و حامي محبتي او هستم بد اخلاقي نمي كنم . هر چي برا يه زن بشماريد كه برا آقاش انجام بده ميدم ولي شوهرم دوس داره با خانومهاي ديگه صحبت كنه و حتي تفريحات خسته شدم از خودم ادامه زندگي برام سخته ديگه نمي تونم اين تحقير رو تحمل كنم با كسي هم دوست نميشم اين همون خوبش بود كه با هم ازدواج كرديم مخصوصا كه برا بدست آوردنم 1 سال تلاش سختي كرد الان 10 ساله با هم هستيم از محبت هاي دروغينش خسته شدم روحيه ام وقتي مرد كه فهميدم طي پيامكي به دوس دخترش نوشته بود خانوممو دوس دارم ولي عاشقش نيستم و اون بايد اينو بدونه . سرتونو درد نيارم شوهرم منو با اين حرفش كشت . مي خوام بگم اي مرد دردت چيه چي مي خوايي من از اوناش نيستم تو نشدي يكي ديگه من از اوناشام كه تو نشدي . فقط خدا . حالا مي خوايي منو افسرده كني من برا خدا دارم نفس مي كشم فقط آرزو ميكنم موقع مردنم بالا سرم باشي بهت بگم نامرد دلمو بد جور شكستي من انقدر خجالت مي كشم كه حتي نمي تونم بهت بگم مي دونم دوس دختر داري . باشه برو خوش باش ولي تا كي ..... اعتراض نكنيد بگ كه چي ... دله ديگه دستشويي كه نيست ببخشيد .... آبي كه ريخت ديگه جمع نميشه .... اگه هم جمع بشه ...ديگه به زلالي آب اولي نيس قبول كنيد .... مي خواستم بگم يه بدبخت ديگه به بدبختهاي موجود اضافه شد البته نه بدبخت كلي ها بدبخت بي شانس در زندگي متاهلي وگرنه همينطوريشم خيلي شاد و سر حالم و چيزي هم كم ندارم خدا رو شكر و به داشته هام افتخار مي كنم
از گروه : روانشناسی زناشویی 793  بازديد
باسلامومن دختری23 ساله هستم اما خانواده ام مرتب میگن تو ساده و بدبختی و آداب معاشرت بلد نیستی .چیکار کنمبا این همه تحقیر؟درحالی که دانشجو شهرسازیم و مربی گری شنا کار میکنم.خانوادم قبولم ندارن
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 1853  بازديد
پربازدید ترین های این برچسب
سلام
من دختری 35 ساله هستم با ظاهری زیبا و جذاب..از نظر تحصیلات بالاترین مرتبه (دکتری) و موقعیت اجتماعی را دارم. مدت 6 سال با پسر خاله ام که الان 41ساله است دوست هستم. من بدلیل از دست دادن پدر و مادر رفت و آمدی با خانواده خاله ام نداشتم اما 6 سال قبل بطور اتفاقی پسر خاله ام را در منزل مادر بزرگم دیدم اون ورشکسته شده بود و بسیار از نظر روحی داغون بود.. همون شب اون به من ابراز علاقه کرد و این ابراز کردن همچنان بیشتر میشد طوری که همیشه به من میگفت اگه منو ول کنی من میمیرم.. همیشه بهم التماس میکرد که دوستم داشته باش.. و من اول بخاطر ناراحتی های اون کنارش مونم اما کم کم عاشقش شدم.. از نظر مالی وضع خوبی نداشت و من بدور از چشم همه یعنی خانواده خودم و خودش اون رو حمایت میکردم.. حتی شارژ ایرانسلش رو هم براش میخریدم.. گوشی موبایل و... همه همه با من بود.. سعی میکردم آخر هفته هارو کنار اون و خانوادش باشم و بهشون محبت بی دریغ میکردم.. خودش همیشه میگفت تو دنیا هیچکس مثل تو پیدا نمیشه.. تمام این مدت هر موقع بیرون میرفتیم هزینه ها با من بود.. و منو حتی یک پارک برای تفریح نبرد و علتش را میگفت چون من دست خالیم خجالت میکشم بیام بیرون.. البته ناگفته نماند گاهگاهی برایم هدیه هم میخرید و بهم میگفت اگه پولدار بشم دنیا رو برات میگیرم..
5 سال به این منوال من همه جوره کنار خودش و خانوادش بودم تا اینکه سال گذشته با کمک یکی از دوستانش دفتر دار یک وکیل شد و کمی پول دار شد.. اما بعد از چند ماه از کارش من متوجه اس ام اسهای عاشقانش شدم.. و بعد فهمیدم با یک زن مطلقه که یک دختر 17 ساله داشت دوست شده بود و نسبت به اون زن بسیار متعصب بود در حالیکه نسبت به من هیچ تعصب و تعهدی نشون نمیداد و میگفت چون دوستت دارم نمیخوام محدودت کنم حتی چند بار به من پیشنهاد داد با دوستاش رابطه برقرار کنم.. و بعد گفت میخواستم امتحانت کنم.. بهش گفتم اگه منو دوست داری با اون زن بهم بزن اما اون میگفت من یک مدت باید با این زن به رابطم ادامه بدم تا یک بهانه پیدا کنم و ازش جدا بشم..
بهم گفت که من عاشق تو هستم و نسبت به اون زن احساسی ندارم التماس میکرد کنارم باش و تنهام نذار تا من با اون رابطمو بهم بزنم میگفت من تو این رابطه گیر کردم.. و من باور کردم..
تا عید امسال که من برای عیدیشون رفته بودم و اون زن زنگ زد و بهش گفت من پایین ساختمون منتظرت هستم و پسر خالم کروات و عطر و ادکلن زد و بسیار تیپ زد و رفت به من گفت دنبالم نیا.. اما من باهاش رفتم پایین ساختمون.. دست پسرخالمو گرفتم و اون به شدت دستم انداخت کنار و گفت دست منو نگیر خوشم نمیاد بعد رفت پیش اون زن.. پیش زنه به من گفت حرفاتو بزن و برو.. و بهم توهین کرد.. بعد با اون زن خندون سوار پراید زنه شدن و رفتند.. چند ساعت بعد زنه به من زن زد و گفت تو باهاش 6 سال دوست بودی و من 2 ماه.. گفت رفتارش با تو بقدری توهین آمیز بود که به من برخورد.. البته زنه میخواست با این حرفاش ناراحتی منو بیشتر کنه.. بعد از اون روز من باهایش قهر کردم و جواب تلفن و اس هاشو نمی دادم.. خیلی معذرت خواهی کرد و اظهار پشیمونی میکرد میگفت من اون روز کروات زدم که برم با اون زن دعوا کنم و بهم بزنم اما تو نذاشتی... به خانوادش گفته من به حرف اون زن گوش دادم و ازش فاصله گرفتم.. اما من هربار اس ام اس های عاشقانه ایندو را با هم میدیدم داغون میشدم.. در ضمن تو این مدتی که با اون زن دوست شده هر هفته با هم شمال و پارک های مختلف تهران میرن.. و عکسهای خیلی زیبا از اون زن میگیره و میگه چه اشکال داره دوربین همرام بوده ازش عکس گرفتم.. به من میگه تو خودتو با کی مقایسه میکنی جای تو، تو قلب من محفوظه و اون جای تورو نمیگیره.. الان رابطمو باهاش بهم زدم اما خانوادش تلاش میکنن این رابطه درست بشه.. حتی من بهش گفتم اگه به اون زن بهم بزنی می بخشمت اما اون همچنان به این رابطه اصرار میکنه..
الان نمیدونم چکار کنم .. فقط فکر میکنم اگه واقعا راست میگفت و دوستم داشت اینکارا رو با هام نمیکرد.. اما من همچنان عاشقش هستم..
لطفا راهنمایی کنید ایا همچین آدمی واقعا اینطور که میگه دوستم داره؟ یا ممکن هست در آینده بهتر بشه.. میدونم که دوباره برمیگرده اما آیا واقعا میشه همچین رفتار هایی رو بخشید؟ میتونم منتظرش بمونم تا بهم برگرده؟ راستی اینو بگم از وقتی من ولش کردم مریض شده.. و دکتر گفته نارحتیش عصبیه..
من عاشقانه دوستش دارم اما نمیدونم چیکار کنم.. اگه یک مدت بگذره و اون زن دست از سرش برداره آیا میتونم دوباره بهش اعتماد کنم؟
از گروه : ازدواج 3454  بازديد
باسلامومن دختری23 ساله هستم اما خانواده ام مرتب میگن تو ساده و بدبختی و آداب معاشرت بلد نیستی .چیکار کنمبا این همه تحقیر؟درحالی که دانشجو شهرسازیم و مربی گری شنا کار میکنم.خانوادم قبولم ندارن
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 1853  بازديد
مگر نه اینست که امام حسین برای رسیدن به خدا خود و خانواده اش را فدای اسلام کرد پس چرا ما عزا می گیریم؟
از گروه : اجتماعی 1455  بازديد
آخرین جواب ها با این برچسب
ببین من خودم در یک دانشگاه خیلی معتبر اروپایی تحصیل کردم . ولی بدم میاد از آدم هایی مثل شما که فکر میکنن تحصیل ، شعور و عقل و کمال میاره . شوهر شما یک انسان واقع بین و خیلی مناسب برای خانواده است که به فکر آینده هر دو تونه که بچه می خواد . ولی شما که از نظر من سطح شعور و فهم خیلی پایینی داری می خوای بری دنبال مسخره بازی و کمال گرایی . کمال گرایی رو در به کمال رسوندن خانوادت ببین . نه در مدرک دکتری . قدر زندگیتو بدون و یه بچه هم بیار و کمال گرایی رو در تربیت کردن بچه ات ببین . وگرنه اصلا چرا ازدواج کردی ؟ واقعا خدا رو شکر میکنم که زنی مثل تو ندارم
از گروه : سایر سوال و جواب های اجتماعی زمان : 19 آبان ماه 1395 ساعت: 1:29:8  
تکالیف مدرست رو خودت باید انجام بدی.

چیزی که این سایت کم داره امکان گزارش سوالات الکی و بی ربط و غیر مسئولانه س که باید حذف بشه.
از گروه : هوش زمان : 16 آبان ماه 1395 ساعت: 12:39:7  
دیابت از بیماری هایی هس که زمینه ارثی هم داره بسته به نوع دیابتشون ممکنه شما و اون دختر خانوم ناقل باشید پس پیشنهاد مشاور ژنتیک میدم دو بار و در آزمایشگاه های مختلف تست بدین تا بعدا پشیمون نباشید .
از گروه : سایر سوال و جواب های پزشکی زمان : 20 تیر ماه 1395 ساعت: 20:21:28  
پربازدید ترین ها

سوال و جواب ها با برچسب خانواده


در جوامع انسانی، خانواده به گروهی از افراد گفته می‌شود که با یکدیگر از طریق هم‌خونی، تمایل سببی، و یا مکان زندگی مشترک وابستگی دارند. خانواده در بیشتر جوامع، نهاد اصلی جامعه‌پذیری کودکان است. سازمان ملل متحد (۱۹۹۴) نیز در آمار جمعیتی خود، خانواده را چنین تعریف می‌کند: «خانواده یا خانوار به گروه دو یا چند نفره‌ای اطلاق می‌شود که با هم زندگی می‌کنند؛ درآمد مشترک برای غذا و دیگر ضروریات زندگی دارند و از طریق خون، فرزندخواندگی یا ازدواج، با هم نسبت دارند. در یک خانواده ممکن است یک یا چند خانواده زندگی کنند، تمام خانوارها، هم خانواده نیستند.»[۱] انسان شناسان به طور کلی نهاد خانواده را این طور طبقه‌بندی می‌کنند: مادرتباری (مادر و فرزندان او)، زناشویی (زن و شوهر، و فرزندان؛ که خانواده هسته‌ای نیز خوانده می‌شود)، و خانواده گسترده (consanguinal) یا هم‌خونی که در آن پدر و مادر و فرزندان با دیگران مثلاً خویشاوندان در مکان مشترکی زندگی می‌کنند.[۲] همچنین در برخی جوامع مفاهیم دیگری از خانواده وجود دارد که روابط سنتی خانواده را کنار گذاشته‌اند. خانواده به عنوان یک واحد اجتماعیِ جامعه پذیری، در جامعه‌شناسی خانواده مورد بررسی قرار می‌گیرد. تبارشناسی رشته‌ای است که دودمان‌های خانوادگی را در تاریخ مطالعه می‌کند. همچنین اقتصاد خانواده در علم اقتصاد بررسی می‌شود. اهداف خانواده و اقتضای تأسیس آن ایجاب می‌کند که بانیان آن یعنی زن و شوهر، در تحکیم و پایداری این بنا، نهایت سعی خود را بکنند و با همان انگیزه که بر تشکیل آن اقدام کردند، بر دوام آن اصرار ورزند تا وحدت و پویایی این نهاد مقدس تا پایان حفظ شود. در خانواده نقش‌های مختلفی وجود دارد که هر کدام با توجه به ویژگیشان توسط یک یا چند نفر از اعضای خانواده انجام می‌شوند. به عنوان مثال وظیفه امرار معاش خانواده بر عهده پدر خانواده می‌باشد. یکی از وظایف بسیار مهم در خانواده تربیت فرزند است که به عهده پدر و مادر می‌باشد ولی به خاطر ارتباط بیشتر مادر با فرزند تأثیر بیشتر از طرف مادر بر فرزند صورت می‌پذیرد. صفحه « خانواده » در ویکیپدیا

سلام
من دختری 35 ساله هستم با ظاهری زیبا و جذاب..از نظر تحصیلات بالاترین مرتبه (دکتری) و موقعیت اجتماعی را دارم. مدت 6 سال با پسر خاله ام که الان 41ساله است دوست هستم. من بدلیل از دست دادن پدر و مادر رفت و آمدی با خانواده خاله ام نداشتم اما 6 سال قبل بطور اتفاقی پسر خاله ام را در منزل مادر بزرگم دیدم اون ورشکسته شده بود و بسیار از نظر روحی داغون بود.. همون شب اون به من ابراز علاقه کرد و این ابراز کردن همچنان بیشتر میشد طوری که همیشه به من میگفت اگه منو ول کنی من میمیرم.. همیشه بهم التماس میکرد که دوستم داشته باش.. و من اول بخاطر ناراحتی های اون کنارش مونم اما کم کم عاشقش شدم.. از نظر مالی وضع خوبی نداشت و من بدور از چشم همه یعنی خانواده خودم و خودش اون رو حمایت میکردم.. حتی شارژ ایرانسلش رو هم براش میخریدم.. گوشی موبایل و... همه همه با من بود.. سعی میکردم آخر هفته هارو کنار اون و خانوادش باشم و بهشون محبت بی دریغ میکردم.. خودش همیشه میگفت تو دنیا هیچکس مثل تو پیدا نمیشه.. تمام این مدت هر موقع بیرون میرفتیم هزینه ها با من بود.. و منو حتی یک پارک برای تفریح نبرد و علتش را میگفت چون من دست خالیم خجالت میکشم بیام بیرون.. البته ناگفته نماند گاهگاهی برایم هدیه هم میخرید و بهم میگفت اگه پولدار بشم دنیا رو برات میگیرم..
5 سال به این منوال من همه جوره کنار خودش و خانوادش بودم تا اینکه سال گذشته با کمک یکی از دوستانش دفتر دار یک وکیل شد و کمی پول دار شد.. اما بعد از چند ماه از کارش من متوجه اس ام اسهای عاشقانش شدم.. و بعد فهمیدم با یک زن مطلقه که یک دختر 17 ساله داشت دوست شده بود و نسبت به اون زن بسیار متعصب بود در حالیکه نسبت به من هیچ تعصب و تعهدی نشون نمیداد و میگفت چون دوستت دارم نمیخوام محدودت کنم حتی چند بار به من پیشنهاد داد با دوستاش رابطه برقرار کنم.. و بعد گفت میخواستم امتحانت کنم.. بهش گفتم اگه منو دوست داری با اون زن بهم بزن اما اون میگفت من یک مدت باید با این زن به رابطم ادامه بدم تا یک بهانه پیدا کنم و ازش جدا بشم..
بهم گفت که من عاشق تو هستم و نسبت به اون زن احساسی ندارم التماس میکرد کنارم باش و تنهام نذار تا من با اون رابطمو بهم بزنم میگفت من تو این رابطه گیر کردم.. و من باور کردم..
تا عید امسال که من برای عیدیشون رفته بودم و اون زن زنگ زد و بهش گفت من پایین ساختمون منتظرت هستم و پسر خالم کروات و عطر و ادکلن زد و بسیار تیپ زد و رفت به من گفت دنبالم نیا.. اما من باهاش رفتم پایین ساختمون.. دست پسرخالمو گرفتم و اون به شدت دستم انداخت کنار و گفت دست منو نگیر خوشم نمیاد بعد رفت پیش اون زن.. پیش زنه به من گفت حرفاتو بزن و برو.. و بهم توهین کرد.. بعد با اون زن خندون سوار پراید زنه شدن و رفتند.. چند ساعت بعد زنه به من زن زد و گفت تو باهاش 6 سال دوست بودی و من 2 ماه.. گفت رفتارش با تو بقدری توهین آمیز بود که به من برخورد.. البته زنه میخواست با این حرفاش ناراحتی منو بیشتر کنه.. بعد از اون روز من باهایش قهر کردم و جواب تلفن و اس هاشو نمی دادم.. خیلی معذرت خواهی کرد و اظهار پشیمونی میکرد میگفت من اون روز کروات زدم که برم با اون زن دعوا کنم و بهم بزنم اما تو نذاشتی... به خانوادش گفته من به حرف اون زن گوش دادم و ازش فاصله گرفتم.. اما من هربار اس ام اس های عاشقانه ایندو را با هم میدیدم داغون میشدم.. در ضمن تو این مدتی که با اون زن دوست شده هر هفته با هم شمال و پارک های مختلف تهران میرن.. و عکسهای خیلی زیبا از اون زن میگیره و میگه چه اشکال داره دوربین همرام بوده ازش عکس گرفتم.. به من میگه تو خودتو با کی مقایسه میکنی جای تو، تو قلب من محفوظه و اون جای تورو نمیگیره.. الان رابطمو باهاش بهم زدم اما خانوادش تلاش میکنن این رابطه درست بشه.. حتی من بهش گفتم اگه به اون زن بهم بزنی می بخشمت اما اون همچنان به این رابطه اصرار میکنه..
الان نمیدونم چکار کنم .. فقط فکر میکنم اگه واقعا راست میگفت و دوستم داشت اینکارا رو با هام نمیکرد.. اما من همچنان عاشقش هستم..
لطفا راهنمایی کنید ایا همچین آدمی واقعا اینطور که میگه دوستم داره؟ یا ممکن هست در آینده بهتر بشه.. میدونم که دوباره برمیگرده اما آیا واقعا میشه همچین رفتار هایی رو بخشید؟ میتونم منتظرش بمونم تا بهم برگرده؟ راستی اینو بگم از وقتی من ولش کردم مریض شده.. و دکتر گفته نارحتیش عصبیه..
من عاشقانه دوستش دارم اما نمیدونم چیکار کنم.. اگه یک مدت بگذره و اون زن دست از سرش برداره آیا میتونم دوباره بهش اعتماد کنم؟
از گروه : ازدواج 3454  بازديد
ایا می توان نقش خانواده را در تربیت فرزندان نادیده گرفت؟شاغل بودن دلیلی بر تربیت نادرست فرزندان خواهد بود؟
از گروه : اجتماعی 1366  بازديد
تعداد بزرگسالان بیشتر از تعداد پسران، تعداد پسران بیشتر از تعداد دختران و تعداد دختران بیشتر از تعداد خانواده هاست. اگر هیچ خانواده ای کمتر از 3 فرزند نداشته باشد، کمترین تعداد ممکن خانواده ها چقدر است؟
از گروه : هوش 1149  بازديد
من با نامزدم مشکل داریم خانوادش دخالت دارن و این پسر عرضه هیچ چیزی نداره
از گروه : روانشناسی زناشویی 622  بازديد
یک زوج 8 پسر دارند و هر پسر از این خانواده یک خواهر دارد اگر هر یک از فرزندان این خانواده حداقل یک برادرزاده داشته باشد، این خانواده حداقل چند نفر هستند؟ (با فرض اینکه همه اعضا زنده اند حداقل تعداد افراد شامل پدر، مادر، فرزندان و همسرانشان و نوه ها را بیابید)
از گروه : هوش 944  بازديد
مگر نه اینست که امام حسین برای رسیدن به خدا خود و خانواده اش را فدای اسلام کرد پس چرا ما عزا می گیریم؟
از گروه : اجتماعی 1455  بازديد
باسلامومن دختری23 ساله هستم اما خانواده ام مرتب میگن تو ساده و بدبختی و آداب معاشرت بلد نیستی .چیکار کنمبا این همه تحقیر؟درحالی که دانشجو شهرسازیم و مربی گری شنا کار میکنم.خانوادم قبولم ندارن
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 1853  بازديد
سلام
من دختری 35 ساله هستم با ظاهری زیبا و جذاب..از نظر تحصیلات بالاترین مرتبه (دکتری) و موقعیت اجتماعی را دارم. مدت 6 سال با پسر خاله ام که الان 41ساله است دوست هستم. من بدلیل از دست دادن پدر و مادر رفت و آمدی با خانواده خاله ام نداشتم اما 6 سال قبل بطور اتفاقی پسر خاله ام را در منزل مادر بزرگم دیدم اون ورشکسته شده بود و بسیار از نظر روحی داغون بود.. همون شب اون به من ابراز علاقه کرد و این ابراز کردن همچنان بیشتر میشد طوری که همیشه به من میگفت اگه منو ول کنی من میمیرم.. همیشه بهم التماس میکرد که دوستم داشته باش.. و من اول بخاطر ناراحتی های اون کنارش مونم اما کم کم عاشقش شدم.. از نظر مالی وضع خوبی نداشت و من بدور از چشم همه یعنی خانواده خودم و خودش اون رو حمایت میکردم.. حتی شارژ ایرانسلش رو هم براش میخریدم.. گوشی موبایل و... همه همه با من بود.. سعی میکردم آخر هفته هارو کنار اون و خانوادش باشم و بهشون محبت بی دریغ میکردم.. خودش همیشه میگفت تو دنیا هیچکس مثل تو پیدا نمیشه.. تمام این مدت هر موقع بیرون میرفتیم هزینه ها با من بود.. و منو حتی یک پارک برای تفریح نبرد و علتش را میگفت چون من دست خالیم خجالت میکشم بیام بیرون.. البته ناگفته نماند گاهگاهی برایم هدیه هم میخرید و بهم میگفت اگه پولدار بشم دنیا رو برات میگیرم..
5 سال به این منوال من همه جوره کنار خودش و خانوادش بودم تا اینکه سال گذشته با کمک یکی از دوستانش دفتر دار یک وکیل شد و کمی پول دار شد.. اما بعد از چند ماه از کارش من متوجه اس ام اسهای عاشقانش شدم.. و بعد فهمیدم با یک زن مطلقه که یک دختر 17 ساله داشت دوست شده بود و نسبت به اون زن بسیار متعصب بود در حالیکه نسبت به من هیچ تعصب و تعهدی نشون نمیداد و میگفت چون دوستت دارم نمیخوام محدودت کنم حتی چند بار به من پیشنهاد داد با دوستاش رابطه برقرار کنم.. و بعد گفت میخواستم امتحانت کنم.. بهش گفتم اگه منو دوست داری با اون زن بهم بزن اما اون میگفت من یک مدت باید با این زن به رابطم ادامه بدم تا یک بهانه پیدا کنم و ازش جدا بشم..
بهم گفت که من عاشق تو هستم و نسبت به اون زن احساسی ندارم التماس میکرد کنارم باش و تنهام نذار تا من با اون رابطمو بهم بزنم میگفت من تو این رابطه گیر کردم.. و من باور کردم..
تا عید امسال که من برای عیدیشون رفته بودم و اون زن زنگ زد و بهش گفت من پایین ساختمون منتظرت هستم و پسر خالم کروات و عطر و ادکلن زد و بسیار تیپ زد و رفت به من گفت دنبالم نیا.. اما من باهاش رفتم پایین ساختمون.. دست پسرخالمو گرفتم و اون به شدت دستم انداخت کنار و گفت دست منو نگیر خوشم نمیاد بعد رفت پیش اون زن.. پیش زنه به من گفت حرفاتو بزن و برو.. و بهم توهین کرد.. بعد با اون زن خندون سوار پراید زنه شدن و رفتند.. چند ساعت بعد زنه به من زن زد و گفت تو باهاش 6 سال دوست بودی و من 2 ماه.. گفت رفتارش با تو بقدری توهین آمیز بود که به من برخورد.. البته زنه میخواست با این حرفاش ناراحتی منو بیشتر کنه.. بعد از اون روز من باهایش قهر کردم و جواب تلفن و اس هاشو نمی دادم.. خیلی معذرت خواهی کرد و اظهار پشیمونی میکرد میگفت من اون روز کروات زدم که برم با اون زن دعوا کنم و بهم بزنم اما تو نذاشتی... به خانوادش گفته من به حرف اون زن گوش دادم و ازش فاصله گرفتم.. اما من هربار اس ام اس های عاشقانه ایندو را با هم میدیدم داغون میشدم.. در ضمن تو این مدتی که با اون زن دوست شده هر هفته با هم شمال و پارک های مختلف تهران میرن.. و عکسهای خیلی زیبا از اون زن میگیره و میگه چه اشکال داره دوربین همرام بوده ازش عکس گرفتم.. به من میگه تو خودتو با کی مقایسه میکنی جای تو، تو قلب من محفوظه و اون جای تورو نمیگیره.. الان رابطمو باهاش بهم زدم اما خانوادش تلاش میکنن این رابطه درست بشه.. حتی من بهش گفتم اگه به اون زن بهم بزنی می بخشمت اما اون همچنان به این رابطه اصرار میکنه..
الان نمیدونم چکار کنم .. فقط فکر میکنم اگه واقعا راست میگفت و دوستم داشت اینکارا رو با هام نمیکرد.. اما من همچنان عاشقش هستم..
لطفا راهنمایی کنید ایا همچین آدمی واقعا اینطور که میگه دوستم داره؟ یا ممکن هست در آینده بهتر بشه.. میدونم که دوباره برمیگرده اما آیا واقعا میشه همچین رفتار هایی رو بخشید؟ میتونم منتظرش بمونم تا بهم برگرده؟ راستی اینو بگم از وقتی من ولش کردم مریض شده.. و دکتر گفته نارحتیش عصبیه..
من عاشقانه دوستش دارم اما نمیدونم چیکار کنم.. اگه یک مدت بگذره و اون زن دست از سرش برداره آیا میتونم دوباره بهش اعتماد کنم؟
از گروه : ازدواج 3454  بازديد
باسلامومن دختری23 ساله هستم اما خانواده ام مرتب میگن تو ساده و بدبختی و آداب معاشرت بلد نیستی .چیکار کنمبا این همه تحقیر؟درحالی که دانشجو شهرسازیم و مربی گری شنا کار میکنم.خانوادم قبولم ندارن
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 1853  بازديد
مگر نه اینست که امام حسین برای رسیدن به خدا خود و خانواده اش را فدای اسلام کرد پس چرا ما عزا می گیریم؟
از گروه : اجتماعی 1455  بازديد
ایا می توان نقش خانواده را در تربیت فرزندان نادیده گرفت؟شاغل بودن دلیلی بر تربیت نادرست فرزندان خواهد بود؟
از گروه : اجتماعی 1416  بازديد
عوامل مؤثر بر نشاط در خانواده و فرد چیست؟
از گروه : اجتماعی 1405  بازديد
ایا می توان نقش خانواده را در تربیت فرزندان نادیده گرفت؟شاغل بودن دلیلی بر تربیت نادرست فرزندان خواهد بود؟
از گروه : اجتماعی 1366  بازديد
سلام من یک ترنس ftm بدجور حالم بده دیگه نمیدونم باید چیکار کنم همه مسخرم میکنن از این زندگی خسته شدم برام خیلی سخته وقتی که مردم و باید پیراهن و شلوار بپوشم ولی بجاش باید مانتو و شال بپوشم یا باهام دخترونه برخورد میکنن من مردم ولی بهم کارهای دخترونه میگن و دریک خانواده ی مذهبی کوفتی هستم و وقتی میرم بیرون تو یک کوچه ای تیریپ پسرونه میزنم ولی از ترس اینکه کسی منو ببینه و بشناسه یا گزارش بدجور میترسم و واقعا بریدم از کوچیکی همیشه میترسیدمو یواشکی لباس پسرونه میپوشیدمو بازی میکردم ولی واقعا نمیتونم این جسمو تحمل کنم لطفا جواب و راه حلمو به ایمیلم جواب بدین و کمکم کنید
از گروه : سایر سوال و جواب های پزشکی 1240  بازديد
تعداد بزرگسالان بیشتر از تعداد پسران، تعداد پسران بیشتر از تعداد دختران و تعداد دختران بیشتر از تعداد خانواده هاست. اگر هیچ خانواده ای کمتر از 3 فرزند نداشته باشد، کمترین تعداد ممکن خانواده ها چقدر است؟
از گروه : هوش 1149  بازديد
یک زوج 8 پسر دارند و هر پسر از این خانواده یک خواهر دارد اگر هر یک از فرزندان این خانواده حداقل یک برادرزاده داشته باشد، این خانواده حداقل چند نفر هستند؟ (با فرض اینکه همه اعضا زنده اند حداقل تعداد افراد شامل پدر، مادر، فرزندان و همسرانشان و نوه ها را بیابید)
از گروه : هوش 944  بازديد
من 30 ساله هستم و حدود 6 سال است ازدواج کرده ام . من از ابتدای زندگی مشکل شکاکیت همسرم را دارم و این موضو ع تاثیر فراوانی در رابطه ما گذاشته است . من در زندگی خیلی کار کرده ام و هیچ وقت اجازه ندادم همسرم و فرزندم هیچ سختی تحمل کنند و تمام تلاشم را کرده ام . با پزشکی صحبت کرده ام و ایشان فرمودند مقصر تویی چون خواسته ای تمام بار زندگی را به تنهایی به دوش بکشی همسر تو در خانه با فرزندت با هیچ آسیبی اجتماعی و سختی روبه رو نبوده اند و این باعث شده است که ایشان اعتماد به نفس خود را از دست بدهد که حتی کوچکترین کارهای بیرون از منزل را نیز برای ایشان شما برایش انجام می دهید . و این موضوع باعث ایجاد ذهنیت در همسر شما شده است . شما باید کاری کنید که ایشان در زندگی سختی بکشند مدتی بار زندگی را به دوش ایشان بیاندازید و از ایشان بخواهید که حتما جایی مشغول به کار شود و زندگی را ایشان اداره کنند . کاری کنید که ناملایمات زندگی در اولویت بر ناملایمات روحی و فکری باشند . این آخرین راه است . می خواستم ببینم پیشنهاد مشاور سایت چیست ؟
از گروه : سلامت روحی و جسمی 929  بازديد
بسم الله الرحمن الرحیم
من معلم هستم و سه فرزند دختر دارم.تا الان هیچ مشکلی از نظر تربیت فرزندان نداشته ام.دختر اولم لیسانس و دومی دوم دبیرستان و سومی چهارم ابتداییست.
مدت یک ماه است که دختر دومم خیلی از اینترنت استفاده می کنه و من نمیدونم به چه سایت هایی مراجعه میکنه و به بهانه های مسائل درسی خیلی زیاد در حد 5 تا 6 ساعت مدام توی اینترنته و هر وقت ازش میپرسم میگه کار تحقیقی و درسی دارم...
و من میدونم که کار درسی انقدر طول نمیکشه...حتی متوجه شده ام که نیمه شبهها که ما خواب هستیم تا دیر وقت حتی 4 صبح توی اینترنته...
اوایل من خیلی به او اعتراض نمیکردم و حساس نبودم اما بعد از اینکه چندین بار به او تذکر دادیم و بحث کردیم مرتب از تلفن همراه خود استفاده میکنه و بسیار روی تلفن خود حساسه نمیدونم ک اس ام اس میده یا توی اینترنته...
حتی مواقعی ک خانه نیست اون رو خاموش و پنهان میکنه و یا با خودش ب حمام میبره... من بارها سعی کردم گوشیشو چک کنم ولی یا مقاومت میکنه یا وقتی هم ک ب سختی بدون اینکه بفهمه اون رو چک میکنم میبینم لیست تماس ها و پیام هاش خالیه ک چیز غریبیه و مطمئنم ک اونها رو پاک کرده
حتی یک بار ک در کنار ما بود و تلفنش مرتب زنگ میخورد جواب نمیداد و اون رو قطع میکرد به طوری ک اون شماره چندین بار پشت سر هم زنگ زد و دخترم در حضور ما جواب نداد تا اینکه من اعتراض کردم که چرا تلفنتو جواب نمیدی!!!!چون مشکوک شده بودم ...گفت مهم نیس مزاحمه.بعد رفت بیرون از اتاق و شروع کرد به پیام دادن و ...
در ضمن اون فوق العاده با هوشه و نیاز نداره که خیلی درس بخونه چون بدون درس خوندن هم نمره اول کلاسه و بنابراین از وقتش فقط برای تفریح و اینترنت استفاده میکنه ...
همینطور بسیار حساس و زود رنجه ب طوری ک وقتی بهش تذکر میدم ک چرا انقدر میری تو اینترنت ؟ میگه شما ب من اعتماد ندارین
دوستانش مدام ب او خط میدهند ک برو فلان سایت و فلان اهنگ و کتاب و فیلم و...

خواهش میکنم راهنماییم کنید ک بتونم این مشکل رو قبل از اینکه مسئله حاد بشه ب خوبی حل کنم
بسیار از کمکتون سپاسگذارم
از گروه : جوانان و ارتباطات 814  بازديد
سلام سئوال كه چه عرض كنم مي خوام بگم اين آقايون بلا نصبت اون خوباش چه مرگشونه چي مي خوان . تحصيلاتم فوقه حقوق . چهره تقريبا خوب . خوش لباس و بسيار شيك و هميشه به روز . از محالاته تو خونه ناراحتي را بندازم با شوهرم كنار ميام رو حرفش حرف نميارم هميشه پشتيبان مالي و حامي محبتي او هستم بد اخلاقي نمي كنم . هر چي برا يه زن بشماريد كه برا آقاش انجام بده ميدم ولي شوهرم دوس داره با خانومهاي ديگه صحبت كنه و حتي تفريحات خسته شدم از خودم ادامه زندگي برام سخته ديگه نمي تونم اين تحقير رو تحمل كنم با كسي هم دوست نميشم اين همون خوبش بود كه با هم ازدواج كرديم مخصوصا كه برا بدست آوردنم 1 سال تلاش سختي كرد الان 10 ساله با هم هستيم از محبت هاي دروغينش خسته شدم روحيه ام وقتي مرد كه فهميدم طي پيامكي به دوس دخترش نوشته بود خانوممو دوس دارم ولي عاشقش نيستم و اون بايد اينو بدونه . سرتونو درد نيارم شوهرم منو با اين حرفش كشت . مي خوام بگم اي مرد دردت چيه چي مي خوايي من از اوناش نيستم تو نشدي يكي ديگه من از اوناشام كه تو نشدي . فقط خدا . حالا مي خوايي منو افسرده كني من برا خدا دارم نفس مي كشم فقط آرزو ميكنم موقع مردنم بالا سرم باشي بهت بگم نامرد دلمو بد جور شكستي من انقدر خجالت مي كشم كه حتي نمي تونم بهت بگم مي دونم دوس دختر داري . باشه برو خوش باش ولي تا كي ..... اعتراض نكنيد بگ كه چي ... دله ديگه دستشويي كه نيست ببخشيد .... آبي كه ريخت ديگه جمع نميشه .... اگه هم جمع بشه ...ديگه به زلالي آب اولي نيس قبول كنيد .... مي خواستم بگم يه بدبخت ديگه به بدبختهاي موجود اضافه شد البته نه بدبخت كلي ها بدبخت بي شانس در زندگي متاهلي وگرنه همينطوريشم خيلي شاد و سر حالم و چيزي هم كم ندارم خدا رو شكر و به داشته هام افتخار مي كنم
از گروه : روانشناسی زناشویی 793  بازديد
آیا مشمول متاهل که دارای فرزند می باشد و مستاجر نیز هست و وضعیت مالی خوبی ندارد و با درآمدش زندگی روز مره را میگذراند وهیچ حمایتی ازطرف خانواده خود وهمسرش ندارد ونمیتواند خانواده اش را بی سریرست بگذارد میتواندبه معافیت خدمت سربازی اقدام کند ؟آیا تدبیری بر این موضوع اندیشیده اید؟
از گروه : معافیت از سربازی 695  بازديد
25سالم 4سال ازدواج کردم بدعوای شب عروسی ندگیم شروع شد هر روز تعنهو کنایه از طرف خانواده همسرم بخاطر سب عروسی ازدواج فامیلی. بعد از ازدواج از تهران به شهرستان برای زندگی امدم دیگه قاطی کردم بس که سر هر موضوعی بایذ با همه بحث کنم با همه ذیگه احساس میکنم از زندگی سیر شدم نمی دانم چکار باید بکنم هیچ کس قبولم نداره دیگه حتی خودم هم وخودم را قبول ندارم
از گروه : روانشناسی زناشویی 643  بازديد
من معتاد به سيگار هستم و در ماه مبارک رمضان هر چه تلاش مى‏کنم که تندخو نباشم نمى‏توانم و همين باعث ناراحتى زياد افراد خانواده‏ام شده است و خودم هم از وضعيت دشوارم رنج مى‏برم، تکليف من چيست؟
از گروه : آثار ماه مبارک رمضان 642  بازديد


چند سوال تصادفی

با سلام. من مودم وایرلسم با کابل به لب تاب وصل میشه و مشکلی ندارم و همچنین با گوشی هم با وای فای به مودم وصل میشم ولی وقتی میخوام با لب تاب وصل بشم ( device ownership password) میخواد و من هر پسی رو میزنم وصل نمیشه چیکار کنم؟
از گروه : لپ تاپ 3492  بازدید
سلام یه سوال داشتم:وقتی میخوام تو فیسبوک ثبت نام کنم این error رو میده
There was an error with your request. Please make sure your browser has cookies enabled and try again
لطفا کمکم کنید باید چیکار کنم؟
از گروه : اینترنت و سایت ها 1118  بازدید
چگونه می توان یک حساب بین المللی افتتاح کرد )
از گروه : پول و اعتبار 4062  بازدید
براي پرهيز از خشونت نوجوانان چه کنیم؟
از گروه : زندگی 1636  بازدید
سلام دوستان من گوگل پلی رو پاک کردم الان هرکاری میکنم نصب میشه ولی تا میخام ازش استفاده بکنم میگه خدمات گوگل پلی توسط دستگاه شما پشتیبانی نمیشود یا اصلا نصب نشده است
گوشیمم هواوی g700 هست و روت کردم
لطفا کمک کنید
از گروه : برنامه موبایل 941  بازدید
سلام من حدود2ماهه که یه کیسته تخمدانه بزرگ دارم ... بیشتره دکترا میگن باید عمل کنم ولی 17 سالم بیشتر نیست و خیلی خیلی میترسم!!...اصلا نتونستم خودمو راضی کنم ....به نظرتون چیکار کنم؟؟یکی به دادم برسه کارم شده گریه این 2ماه
از گروه : مسایل روحی 742  بازدید
میخواستم بدونم آیا رشته مدیریت با Bachelor Business Administration تفاوت دارد یا نه؟ لطفا در این مورد توضیحاتی بفرمائید.
از گروه : سوالات گوناگون 522  بازدید
سلام
من اون گزینه که کاری میکنه منو هیچکس نگ نکنه روشن کردم ولی بازم تگ میشم
چکار کنم ؟؟
مرسی
از گروه : سایر سوال و جواب های کامپیوتری 713  بازدید
سه مرد به نام آقایان طباخ، قصاب و بنا که کارشان طباخی، قصابی و بنایی است وجود دارند و هیچ یک از این سه نفر شغلش با نامش یکسان نیست و آقای بنا نیز قصاب نیست. از نتایج زیر کدام صحیح است؟
1) آقای طباخ قصاب است
2) آقای قصاب طباخ است
3) آقای بنا طباخ است
از گروه : هوش 622  بازدید
با سلام چرا رباط ACL خانم ها بیشتر از اقایان دچار پارگی می شود
از گروه : ورزشی 1652  بازدید
کسی که تازه از کما بیرون اومده چه مراقبتهایی نیاز داره؟
از گروه : مسایل تخصصی 637  بازدید
سلام من عاشق یک نفری هستم اون میگه دوستم داره ولی نسبت بهم خیلی بی اهمیته از تابستون تا حالا دارم بهش پیام میدم ولی یا خاموشه یا جواب نمیده من خیلی دوستش دارم چند بار سعی کردم فراموشش کنم ولی نشده چی کار کنم تا حداقل جوابم را بده همه ی زندیگم رو بهش فکر کردم 1000 تا بیشتر صلوات فرستادم تا جوابمو بده ولی نداده لطفا برام دعا کنید خیلی حس بدی دارم احساس می کنم هیچ کس دوستم نداره دلم میخواداصلا به دنیا نیومده بودم احساس میکنم مزاحم همه هستم ممنون از سایت خوبتون
از گروه : سایر سوال و جواب های زندگی 460  بازدید
سلام
هر چقدر تلاش میکنم تا فلشم رو باز کنم مدام پیام
You need to format the disk in drive.. : before you can use it?
Do you want to format it?

میده، تمایلی به فرمت کردنش ندارم آیا میتونم بدون فرمت کردن بازش کنم؟
ممنون میشم راهنمایی کنید.
از گروه : مشکلات نرم افزار 314  بازدید
باتوجه به اینکه قانون کپی رایت در کشور ما وجود نداره وظیفه ما در قبال نرم افزارها یا همین  ویندوزی که  استفاده میکنیم چیه؟
از گروه : سوالات گوناگون 541  بازدید
سلام

اگر به کسی وابسته بشی، منتظرش باشی، و دلتنگش بشی.. . که نباید بشی! می دونی این کار غلطه! چکار می کنی؟
از گروه : اداب معاشرت 651  بازدید



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات