خودتو بیشتر بشناس:       آزمون شخصیت شناسی MBTI
جستجوی سوال
متن سوال:

گروه مربوط به سوال:

خودتان سوال بپرسید!
همچنین می توانید با تکمیل فرم عضویت ، ازین پس سوال های خود را در سامانه ثبت کنید تا کارشناسان و سایر کاربران به آنها پاسخ دهند.

مشاهده سوال ها بر حسب گروه آنها

به منظور انتخاب دقیق تر، دامنه سوال را محدودتر نمایید، اگر تنها گروه اصلی را انتخاب کرده باشید، تمامی سوال های موجود در این گروه به نمایش در خواهد آمد.
پیشنهاد می شود حتما گروه تخصصی تر را برگزینید.

گروه سوال را انتخاب نمایید: گروه تخصصی تر را برگزینید:
تعداد جواب برای نمایش در هر صفحه:    
دوستی پسر و دختر

پسری 15 ساله هستم دوست دارم دوست دختر داشته باشم ولی می دانم پدر و مادرم مخالفت و سرزنش خواهند کرد چه کنم
از گروه : دوستی دختر - پسر شماره: 3931 1 شهریور ماه 1395 ساعت: 20:49:36
فوری

سلام.من فقط 15 سالمه...توی محیط کوچیک زندگی میکنم.بابام ابرو داره و کارمنده.

من سر یه حس هوس بچگانه با یه پسر دوست شدم...حدود دو یا سه ماه باهم بودیم و اون بالاخره موفق شد که منو مجاب کنه که هم دیگه رو ببینیم.رابطمون در حد بوسه و کنار هم بودن بوده.ن بیشتر.

من الان پشیمونم.و از طرفی سر یه سری موضوعات خبر به پدرم رسیده.البته بعد اینکه من بهش گفتم که باهاش دوست بودم.

اما خبری که به پدرم رسیده چیزی خیییییلی فراتر از رابطهی مارو گزارش داده...

و الانم پدرم میخواد شکایت کنه و من گفتم که رابطه ای نبوده.

نمیدونم بهش بگم که رابطه ای بوده و درچه حد بوده یا نه...

اگه بگم واسه بعدن بد نمیشه؟یا اگه نگم مشکلی پیش نمیاد؟اگه بخوام بگم چجوری بهش بگم که بد نشه برام؟

ممنون میشم سوالام و جواب بدین.



بهش بگم یا نه؟! اگه که سریع جواب بدین ممنون میشم
از گروه : دوستی دختر - پسر شماره: 3990 8 مهر ماه 1395 ساعت: 15:11:5
با عشقم چطوری برخورد کنم

سلام من پسری ۱۸ساله هستم که من یبار عاشق یکی شدم اما اوت رفت ولی بعد چتد وقت با یکی دوست شدم که عاشقانه دوسش دارم حتی حاظرم هرکاری براش کنم ما الان نزدیک ۷هست که باهم دوستیم خییلیم باهم خوب بودیم اما جدیدا به مشکل برخوردیم و یه روز قهر کرد دختره اما فرداش من نزاشتم قهر بمونه با تیغ تمام دستمو خط خطی کردم من بهش گفتم چقد دوسش دارم ولی اون میگه من نمیخوام انقدر دوستم داشته باشی نمیدونم چیکار کنم چجوری باهاش رفتار کنم قبلا خییلی باهم راحت حرف میزدیم ولی الان یه جور خاص رفتار میکنه که ادم احساس میکنه دیگه براش مهم نیست دوستش نداره میگه من این کارارو میکنم که حس دوست داشتن تو نسبت به من کمتر بشه خواهشا بگید من چیکار کنم دارم دیونه میشم کارم فقط شده گریه کردن
از گروه : دوستی دختر - پسر شماره: 4159 یک ماه پیش - 19 دی ماه 1395 ساعت: 7:27:13
رابطه

سلام من با ي پسر دوس شدم قصدش ازدواج بود ي بار باهم رابطه جنسي داشتيم متوجه شد ك قبلا رابطه جنسي داشتم ديكه رابطه تموم شد اما بازم زنگ ميزد خطمو عوض كردم اما ب خط مامانم ميزنگه ميترسم همه چي و ب مامانم بگه.ترو خدا كمكم كنيد
از گروه : دوستی دختر - پسر شماره: 2153 19 تیر ماه 1393 ساعت: 18:9:40
ارتباط و دوستی

سلام خسته نباشید من یه سوال دارم اما نمی دونم اینجا باید بپرسم یا نه اما به هر حال مطرحش میکنم
یکی از آشنایان من یکی دو. سال پیش با دختر خانومی دوست بودن و کارشون به رابطه جنسی کشیده شد و چند باری با هم ارتباط داشتن
این اقا الان ازدواج کردن و اون خانوم بعد دو سال برگشته و ادعا می کنه که چون با این اقا رابطه داشته بکارت خودش رو از دست داده و می خواد ازش شکایت کنه و ثابت کنه که این کار رو این آقا انجام داده
من می خوام بپیرسم آیا ادعای این خانوم می تونه اثبات بشه؟یعنی آزمایش یا معاینه از خانوم می تونه نشون بده که بکارتش توسط چه کسی از بین رفته ؟واگه ثابت بشه این خانوم می تونه این آقا را محکوم کنه یا بازداشتش کنه
ممنون میشم اگه به صورت پیام خصوصی جواب منو بدین باز هم متشکر از راهنمایی خوب شما
از گروه : دوستی دختر - پسر شماره: 2185 27 تیر ماه 1393 ساعت: 0:55:1
روابط دختر و پسر

سلام خسته نباشید . توروخدا یه راهنمایی خوب کنید زندگیم داره نابود میشه .
من یه دختر 19 ساله ام ظاهر خوبی دارم خیلیا خواستن باهام دوست بشن ولی قبول نکردم .یه ساله قبل با یه پسری اشنا شدم که خیلی مومنه به عقایدش پای بنده همین باعث شد که من عاشقش بشم ولی متاسفانه اون اصلا منو دوستنداره . چند وقته پیش متوجه شد که من بخاطر مشکلات جنسی (شهوتم) دارم سختی میکشم .ترسید گفت نمیخوام بری سراغ پسرایه دیگه کلی باهام حرف زد ولی خودشم میدونه که قانع نشدم . اون گفت اگه من بخوام رابطه داشته باشم که شهوتت کم بشه میشه زنا که گناهه بزرگیه .بهم گفت بیا صیغه ام شو .برا صیغه اگه پدر دختر نباشه میتونه راحت قبول کنه منم پدرم نیست متاسفانه . هنوز قبول نکردم ولی بهم گفت حتی اگه صیغه ی منم بشی تا هروقت که خودت نخواستی دستمم بهت نمیخوره بهش ایمان دارم چون رو من خیلی غیرت داره میدونم اگه من نخوام هیچکاری نمیکنه . ولی بهم گفت بعد اینکه زمانه صیغه تموم شد باید ازدواج کنی گفت من فقط تا زمان ازدواجت کنارت میمونم .گفت باید بدون دردسر بری . درضمن گفت رابطه ی (مقعدی) اگه خواستی باهات دارم . من تو زندگیم خیلی زیاد مشکل دارم هم از نظر مالی هم خانواده ام .خودمم نمیخوام یه دختره هرزه بشم .توروخدا زود راهنماییم کنید اون امشب ازم جواب میخواد من نمیدونم چیکار کنم .
از گروه : دوستی دختر - پسر شماره: 2304 20 مرداد ماه 1393 ساعت: 11:39:10
دوستی دختر و پسر

سلام من دختر19 ساله هستم که 3سال باپسری که 1سال ازخودم بزرگ تره دوست شدم..ماعاشق هم بودیم و قصد ازدواج داشتیم ولی من زیاد قهرمیکردم باهاش بعد یه بار 20روز باهاش قهرکردم و گوشیمو خاموش کردم و بعد از 20روز که برگشتم دیدم دیگه منو نمیخواد و دوست داشتنش تموم شده بود ولی من دوسش داشتم..بعد ازهم جداشدیم و اون رفت با دختر دیگه ای و حتی رابطه جنسی هم باهاش برقرارکرد تا اینکه دوباره توی چت ی مدت باهم بودیم حالا میخواد دوباره با من باشه به نظرتون چیکار کنم؟من هنوز عاشقشم و توی این جدایی خیلی زجرکشیدم ولی نتونستم فراموشش کنم ..خواهش میکنم راهنماییم کنین ..مرسی
از گروه : دوستی دختر - پسر شماره: 2441 16 مهر ماه 1393 ساعت: 13:9:31
تمایلات شدید

پسری 14 ساله هستم ، خیلی شهوتی ام، چطو مشکلم رو حل کنم؟ اینا رو امتحان کردم جواب نداد:
نماز و قرآن
ورزش
درس خوندن
میخوام با یه نفر رابطه برقرار کنم. چیکار کنم؟ اینکارو کنم؟
از گروه : دوستی دختر - پسر شماره: 3175 6 اسفند ماه 1393 ساعت: 22:1:59
مزاهمت

سلام من دختری18ساله هستم پارسال عید با یه پسری بصورت اینترنتی دوست شدم و اون منو هک کرده و به عکسام و شماره منزل ما دسترسی پیدا کرده و همش منو تهدید میکنه چطوری باید از شرش خلاص شم
از گروه : دوستی دختر - پسر شماره: 3258 18 اردیبهشت ماه 1394 ساعت: 16:47:53
مشکل دوست یابی

سلام.من پسری هستم که همیشه احساس تنهایی میکنم.سابقه افسردگی شدید هم دارم.قبلا تو یه

آموزشگاه تدریس میکردم.الان هم تو یه دالترجمه کار میکنم.کلاس زبان هم میرم.روابط

اجتماعی چندان قوی ای ندارم.بخاطر همین و بخاطر پر کردن تنهاییم و دوری از این احساس عذاب اور ،تنها راهی که عملا میتونستم انجام بدم این بود که با دختری دوس بشم.اون موقعی که این تصمیم رو گرفتم حدود 15 سالم بود.الان حدود 26 سالمه ولی تا حالا نشده با یه دختر خوب دوست بشم.
چند بار با دختر ها دوس شدم.ولی اون دخترا ، دخترای سطح بالایی نبودن.یعنی یا خیلی زشت و عجیب غریب بودن ، دخترای خوشکل و خوب هیچ وقت با من دوست نمیشن.یه بار عاشق یه پیر زن شدم و باهاش دوس شدم ولی بعدا دچار سو تفاهم شد و باهام قهر کرد.ضربه عاطفی خوردم.یه بار هم با یه دختر زشت دوس شدم.یه روز با هم رفتیم پارک و همونجا دستگیرمون کردن.کلی آبروریزی شد.نزدیک بود بیافتم زندان.شانس آوردم بخشیدنمون.ولی بازم نتونستم دست بکشم.یه بار هم توی یه سایت تقاضای پیدا کردن دوس دختر کردم .بهدش یه دختر باهام تماس گرفت و گفت میتونم به ازای پول برت دوس دختر پیدا کنم.ند نفر معرفی کرد . کلی بهش پول دادم ولی باز هم نشد.آخرش هم کلی ازم پول گرفت و رفت.
تازه با همون دخترای زشت هم بزور دوس میشدم.الان حتی با اونا هم نمیتونم دوس بشم.خیلی خیلی خیلی احساس تنهایی میکنم.از 15 سالگی تا حالا همیشه برای پیدا کردن دوس دختر میرفتم خیابون ها رو گشت میزدم.ولی این چند سال اخیر مثل یه اعتیاد شده .یعنی اگه یه روز نرم بیرون و گشت نزنم ، نمیتونم بمونم.هر لحظه میخوام فرار کنم بیرون.به هر بهانه ای میرم بیرون.اگه بیرون نرم شدیدا احساس بی حوصلگی میکنم.خیلی سعی کردم که این عادت بیرون رفتن رو از سرم بندازم ولی بعد از یه مدت دوباره شروع میکنم.تقریبا هر روز میرم بیرون و دنبال دوس دختر میگردم و هر روز هم دست از پا درازتر برمیگردم خونه.وقتی برمیگردم ، تو راه خونه بغض گلومو میگیره.اون لحظات برگشتن مثل شکنجه میمونه.یعنی تو یه چنین مخمصه ای گیر کردم: نه میتونم دوس دختر پیدا کنم.نه میتونم از تلاش برای پیدا کردنش دست بکشم.با هر کسی هم مشورت میکنم میگه که برو ازدواج کن.میگم شرایطشو ندارم.اونا هم هی میخوان ازدواج رو توجیح کنن.میگم حرف شما درست ولی بخدا نمیشه.نمتیونم و نمیخوام ازدواج کنم.اونا هم میگن ما همین قدر بلدیم.یا میگن برو ناز دخترا رو بکش باهات دوس میشن.ولی نمیتونم ، بلد نیستم.
خواهشا راهنماییم کنین.
از گروه : دوستی دختر - پسر شماره: 3326 4 تیر ماه 1394 ساعت: 1:10:19
دوستی

با سلام من مرد 27 ساله ای هستم.در ارتباط با یک دختر یا جنس مخالف برای دوستی یا ازدواج بعلت غرورم نمیتوانم رابطه برقرار کنم وقتی به این موضوع فکر میکنم که من به یک دختر پیشنهاد دوستی یا قرار ملاقت را بدهم به هیچ عنوان نمیتوانم خود را متقاعد کنم. به نظر راه حلی برای این مشکل وجود دارد؟
لطفا به سوالم توجه کنید با تشکر
از گروه : دوستی دختر - پسر شماره: 3367 19 تیر ماه 1394 ساعت: 12:24:55
دوستی

باسلام دختری17ساله هستم که قبلاباپسری ازاشنایان درحدپیامک دوست بوده ام 2ماهاول دوستی باهم خوببودیم امابعدهامنوتنهاگذاشت چندین بارازم فرصت خواست که برگرددومن به اوفرصت دادم امادوباره نشدوتنهام گذاشت من دراین مدت تنهایی واس پرکردن جاش مجبورشدم باچندین پسردوست شوم .تااینکه پس از7ماه برگشته وفرصت میخوادومیگهکهادم خوبی شده منبایدچکارکنم؟ایابپذیرم یانه؟پدرم ازاینکارخبرندارد
از گروه : دوستی دختر - پسر شماره: 3383 1 مرداد ماه 1394 ساعت: 11:50:58
دوستی

باسلام دختری هستم17ساله بسیارحساس قبلاباپسری دوست بودم که تنهام گذاشت اکنون دوباره برگشته وازمن فرصت خواست من قبول نکردم امااینکارم منوبسیاررنج میده بطوری که برای انجام هرکاری استرس دارم ارامش ندارم همش به اون فکرمیکنم چنبارخواستم توبه کنم که بهش فکرنکنم امانمیشه لطفاکمک کنیدباتشکر
از گروه : دوستی دختر - پسر شماره: 3388 3 مرداد ماه 1394 ساعت: 21:39:48
دوستی

سلام یه سوال داشتم.
یه دختری رو دوست دارم ولی نمیدونم چطور بهش بگم و حتی نمی دونم چطور باهاش دوست شم و کم کم به هم نزدیک بشیم.لطفا کمک کنین.
از گروه : دوستی دختر - پسر شماره: 3476 25 شهریور ماه 1394 ساعت: 10:7:51
مشکل جنسی و رابطه

سلام پارسا هستم ۲۳ ساله از شمال
مشکلی که خدمتتون عرض میکنم سه ماهه گریبان گیر من و دختری که دوستش دارم هست، دو نفر هستیم که انقدر به هم علاقه داریم که چشم همه اطرافیان و دوست ها به رابطه ی موفق ماست، اما همه باطن ماجرا رو خبر ندارن
بنا بر مشکلاتی که عرض میکنم در ادامه، این هفته آخرین هفته ی رابطمونه و در عین ناباوری نمیدونیم حتی سر چه موضوعی این رابطه قراره تموم بشه، در نتیجه ازتون خواهش میکنم رابطمون رو نجات بدین چون جفتمون دیگه راهی ب ذهنمون نمیرسه، و واقعا دلمون برای این رابطه ی مقدس میسوزه، لطفا جواب بدید، چون دیدم خیلی از نظرها بدون جواب مونده، لطفا پاسخ بدین همین امروز تا با دوشیزه سارا درمیون بذارم پاسختون رو
جفتمون با صبر و تحمل بارها ثابت کردیم که چقدر برای هم ارزش قائلیم و علاقه مندیم ، اما مشکل از اینجا شروع شد که من و سارا سه ماه پیش از پشت با هم رابطه داشتیم، برای من چندمین تجرم بود و برای سارا اولین تجربه، اینطور که وسط معاشقه دیگه نتونست ادامه بده و ازم خواست تمومش کنیم، و همین کار رو کردیم، قبل از ارضا شدن من، قبل ازداین ، بارها عشق بازی های موفق و راضی کننده داشتیم، اما از اون به بعد برگ تغییر کرد، و ذره ذره از تمایل سارا به من کمتر و کمتر شد، اما نه اینکه خسته شده باشه، انگار اتفاقی افتاده اون روز که جفتمون نمیدونبم چی بوده، بارها درموردش حرف زدیم باهم، خیلی زیاد، اما حقیقت اینه که نه از نوع رابطمون بدش اومده، نه از من، نه خصوصیاتم، میگه تو نسبت ب قبل هیچ فرقس نکردی، همونی هستب که پذیرفتمت، اما حالا نمیتونه ب عنوان مردش ب من نگاه کنه، هیچ تمایلی حتی در دست دادن و آغوش گرفتن من نداره، چه رسد به عشف بازی، بعد از اون تحت فشار نذاشتمش تا دیشب که متوجه شدم دقیقا مشکل از این قراره و سارا از من جسارت و مردونگی بیشتری خواست درحالی که جفتمون واقفیم که هیچکدوم کم نذاشتیم، خودش هم نمیدونه چرا این اتفاق براش افتاده، اما حالا منو ب چشم یک غریبه میبینه و گاهی کاملا معلومه که به اجبر بهم ابراز محبت میکنه برای ناراحت نشدنم،میگه تصور اون روز همش جلوی چشمشه و داره اذیتش میکنه،با این حال سه ماهه جفتمون داریم تلاش مبکنیم تا درست بشه اما حالا انگار این مشکل درست نشدنیه، جفتمون با معاشقه نداشتن مشکلی نداریم، اما مشکل غریبه بودن من در نظر ساراست که از لحاظ فیزیکی و احساسی اصلا و ابدا نمیتونه باهام ارتباط برقرار کنه
لطفا کمک کنید،هیچکدوممون نمیخوایم این رابطه تموم بشه
منتظرم
6
چشمم ب کمک شماست
از گروه : دوستی دختر - پسر شماره: 3764 23 اسفند ماه 1394 ساعت: 15:9:57



پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات