خودتو بیشتر بشناس:       آزمون شخصیت شناسی MBTI

سوال و جواب در فیسبوک

سوال هایی از همین گروه

سلام
من دختر 25 ساله هستم که واسم خواسنگار خیلی خوبی اومده ولی از ازدواج و رابطه جنسی و بچه دار شدن خیلی خیلی میترسم.
باید چیکار کنم تا آخر عمرم مجرد بمونم؟
از گروه : ازدواج 698  بازدید

سلام
ميخاستم بدونم براي يك زندكي متوسط
ماهيانه بايد جقدر دربيادم ؟

از گروه : ازدواج 427  بازدید

با سلام :
من و همسرم 2 سالی هست با هم عقد کرده ایم زمان عقد همسر بنده از بنده امضا گرفته حق مسکن با ایشان است ، لذا برای زندگی بنده باید راهی شهر تهران شوم و خودم در تبریز زندگی می کنم و با همسرم فایملی دختر عمه و پسر دایی داریم در طول این 2 سال هم من گفتم اگر شرایط کاری و زندگی در تهران محیا نشد نمی توان ریسک کنم و بیام تهران و همان طور هم شد لذا همسر بنده کمی حرف شنوی در دهان مادر و پدر و .. دارد بعد از دو سال همسرم قهر و دعوا که یا باید بیای اگه نیای طلاقم بده ، در صورتی که بنده در شهر خودم ماشین ، خونه ، کار و درآمد کافی دارم بدون هیچ دغدغه ای خلاصه همسرم بهانه می کند که فقط در کنار مادرش باشد نه چیز دیگری به نظر شما بنده چیکار کنم ؟ و در ضمن بنده قول هم داده ام هر وقت دلتنگ خانواده ات شدی خودم میبرم هر وفت خواستی میام دنبالت . آقا تورو خدا به دادم برسید گرچه میدان واقعا مرا دوست دارد و لج بازی می کند ولی راهی برایم مشخص کنید .
از گروه : ازدواج 865  بازدید

با سلام اگر خواستگار بعد از جلسه اول بروند و دیگر تماس نگیرند وظیفه خانواده دختر چیست
از گروه : ازدواج 585  بازدید

با سلام
دختری دارم که در سن 16.6 ساله است . او دوستی پسر دارد و اصرار دارد که ازدواج کند. او در سن 15 هم قصد چنین کاری با پسری دیگر داشت . 2 سال است که ما را پریشان کرده .من سه دختر دارم و او دختر وسط است . پدر و مادر تحصیل کرده . او همه چیز درس و حتی تفریحات سن دخترانه خود را کنار گراشته و دائم خوشبختی و هدفش را ازدواج می داند . خودخواه و عجول و سطحی بین کم حوصله است در هیچ مار منزل کمک نمی کند . ارادتمند
از گروه : ازدواج 354  بازدید

جدیدترین سوالات

سلام
من ی دختر 21 سالم که حدود ی ساله که با ی اقای 32 ساله اشنا شدم ومن در شمال ایران وایشون جنوب ایران زندگی میکننداین اقا تاحالا 3باربه خواستگاری اومده وخانواده ممن باراه دورمون مخالفن ومنم ازاین اقاخوشم اومده فعلا تنها مخالفت خانواده جدا از تفاوت سن راه دورمون میخواستم بهم کمک کنید.من واین اقا باهم صحبت میکنیم وارتباطمون خیلی قوی وصمیمی شده میخوام قبل اینکه بیشترازاین بشه راهنمایی کنیدوتکلیف خودموبدونم.چون هیچ راهی به ذهنم نمیزسه برای حل این موضوع.اخه تفاوت سن راه دور مانع ازدواجه؟درسته همه ی اینا اینده مشخص میشه وشاید در اینده مشکل پیش بیادولی باز راهنماییم کنید.چون اون پسردیگه خیلی بهم وابسته شده وهمچنین خودم به اون وهمه راه ها رومون بسته است.
باتشکر
از گروه : ازدواج 636  بازدید

به نام خدایی که دوست داشتن را دوست دارد
من 29 سال دارم. فردی مذهبی، ورزشی، اجتماعی ، شوخ طبع و احساساتی هستم . بعد از مدت‌ها به لطف خداوند،تلاش خانواده و دعای دیگران در خارج از کشور برای من کار مهیا شد. برای امر ازدواج به چندین خانواده رفتم از فامیل و آشنا و غریبه. هر کدام که پا پیش می گذاشتیم، بخاطر مسالی از جمله مثبت نبودن خون دو طرف، دوری از محل زندگی خانواده ، محل کار و … ازدواج صورت نمی گرفت و با مشکل بر می خوردم.
این امر من را پیش از پیش نگران و نگرانتر می کرد اما آن را نشان نمیدادم تا اینکه بعد از این همه جستجو و ناامیدی به شخصی که دوست خواهرزادم است وچند بار که ان را در منزل خواهرم دیدم، صحبت آن را کردم. (دختری که از سوی خواهرام و بقیه از تمام خصلتها مورد تایید است) خاطرخواه آن شدم از خانواده خواهش و اصرار کردم با خانواده شخص صحبت کنند. خانواده بنده به دلیل ناهمزبان بودن ممناعت ایجاد کردند . چند وقتی این مساله بین من و خانواده مطرح شد و دائم این را میگفتم ((ایه قرآن مصداق حکایت من است که خدا می فرماید: ما شما را با رنگها و زبانهای مختلف خلق کردیم و شما را در قبائل مختلف قرار دادیم که با همدیگر آشنا شوید، همانا بهترین شما کسی است که با تقوا تر باشد…)(پس ملاک بزرگی و بهتر بودن نزد خدا، تقواست نه رنگ و زبان !!)
پس از کش و قوسهایی، چون خانواده با دختر ارتباط داشتند، مساله و اوضاع من را از کوچک تا بزرگ را به او گفتند ابتدا تلفنی با پدر ایشان صحبت کردم و بعد از مدتی همراه با خانواده به خواستگاری این شخص رفتیم. پس از صحبت با دختر، بله را از آن گرفتم، دل به او بستم. پدر راضی بود اما مادر، مساله دوری دختر از خانواده و در کشور دیگر زندگی کردن را قبول نکرد.
این مساله کمتر از یک هفته طول کشید.. با قبول نکردن مادر ایشان و گرفتن جواب نه، ضربه روحی روانی سنگینی متحمل شدم.
دوباره بعد از آن شخصی به من معرفی شد. جهت آشنایی با آن، رفتم اما این دلشکستگی و دوست داشتن در من بود، با این شخص صحبت کردم و تمام شرایط،حال و روز و اتفاق پیش خودم را گفتم ، علاقه ابتدایی بینمان پیش امد، ایشان قبول کرد و چند روز بعد عقد انجام شد..!!!
یک روز بعد از عقد، به کار برگشتم. همیشه سعی میکردم فکرم را از دختر قبلی خارج کنم همیشه خودم را از این حالت خارج میکردم و با مرور زمان فراموش کنم. تا اینکه روزی با خانم صحبت می کردم و درگیری فکری داشتم، ساکت شدم ادامه صحبت ندادم و خانم از بنده سوال کرد من نیز با صداقت گفتم فکر شخص قبلی من را اذیت میکند.
بخاطر این امر، خانم به مشاوره مراجعه کرد و شرایط من را به مشاور گفت! مشاور با فهمیدن تمام ریز و بم موضوع به خانم گفت که شما باید از هم جدا بشوید اینگونه زندگی کردن سخت و آسیب زننده است. (با اینکه قبلا به او گفته بودم)
از هر طرف غضب پیام ها بر من نازل شد و من را مقصر خطاب کردند!!
خانم پیام داد و گفت:
نمی تونم با تو زندگی کنم
کاش عقد نمیکردیم
نمی تونم با شخصی که دل و روحش جایی دیگه باشد زندگی کنم
نمی توانم با کسی باشم که علاقم به او یکطرفه باشد
نمیتونم با شخصی باشم که تنها جسمش پیش من باشد
و گفت که به من شک دارد!!

با وجود اینکه قبلا گفته بودم اما الان اینگونه شد!!
با شنیدن و خواندن این صحبت ها ، دلشکستگی خودم را نسبت به آن بروز ندادم و همش از مثبت بودن و راضی کردن صحبت میکردم حتی با خانواده خانم تماس و معذرات خواهی کردم
بار دیگر این صحبت و شک کردن به من تکرار شد این صحبتها روز به روز بر من سنگینتر و سنگیتر میشد و دائم مرا چه در خانه و هنگام کار، از لحاظ روحی روانی بر من مشکل ایجاد کرد.
دلشکسته بودم با جدایی خواستن خانم، افسرده شدم امیدم به زندگی از بین رفت و دیگر انگیزه ای به ادامه ندارم. حتی آن علاقه‌ی کوچک که در ابتدا بوجود آمد، از بین رفت و نسبت به حال و زندگی خودم متنفر شدم . از لحاظ روحی نابود و همیشه در حال فکر و فراموشی هستم. از آن وقت با خود صحبت می کنم: کاش آن دختر میشد، دوستش داشتم دل به آن بستم خودم را ………
بعد از گدشت 10 روز ،در خصوص این مساله با خانواده چند بار صحبت کردم و گفتم من همان لحظه جواب ندادم و از روی عصبانیت تصمیم نگرفتم درباره آینده من و نحوه ادامه زندگی خودم با خانمی که اول بسم الله این را بگوید، فکر کردم و الان دارم به شما میگم بنده نمی خواهم با خانم ادامه زندگی بدهم. (قبل از اینکه بزرگتر شود و بعدها پشیمان بشوم، جلوی آن را میگیرم) بعد از چند بار صحبت کردن، با واکنش سخت و عصبی خانواده برخورد کردم. نمی دانم چرا مرد را همیشه مقصر قلمداد می کنند یک عمر زندگی برادر خود را به شناخت یک ماهه خانم فروختند و از آن طرفداری میشود.
آیا ضربه خوردن و آثار روحی و زندگی تنها بر دختر وارد میشود یا مرد نیز بر آن تأثیر دارد؟
اینکه بگویند دختر بیشتر آسیب میبیند درست، پس تکلیف مرد چه میشود؟
نمیدانم اگر کسی قبل از ازدواج با صداقت مسائل خود را به دختر بگوید آیا اشتباه کرده است ؟؟ که بعد از عقد باید اینشکلی با او رفتار شود و جواب بگیرد؟
این تنها 45 روز از زمان عقد گذشته است

خیلی اشتباه کردم خواهشا من را راهنمایی کنید
از گروه : ازدواج 396  بازدید

سلام خسته نباشید
من 20 سالم هست با دختری به مدت 2 سال دوست بودم و توی این 6 ماه اخر رابط دوستی مشکل مال زیادی داشتم ک مقداری عصبی و نا امیدم کرده بود
الان بخاطر مشکل مالی از من فاصله گرفته و نکته دوم ایشون تصادف قبلا داشتن که باعث شده موقع راه رافتن لنگ بزنن ک در یکی از بحثامون من به این قضیه اشاره کردم و باعث تموم شدن رابطه شد
نکنه بعدی من اصلا مشکلی با این قضیه نداشتم و هرقدر اسرار کردم ک این مسعله برام مهم نیست ب حرفم گوش نکردن و در جواب گفتن ک اعتماد ب نفس من پایین اومده وو دیگه نمیخام باهات باشم
و فوق العاده لج باز و قد هستن و کلا راجب همه چیز ایراد میگیرن
منم میشم کمکم کنید
از گروه : ازدواج 32  بازدید

سلام-لطفا دختر خانوم ها جواب بدن-من پسری29ساله هستم-شرایط شغلی و مالی بدی ندارم معلم هستم و حقوقم یک ملیون ودویست ماهیانه هست-اصلا نمیخوام از خودم تعریف کنم اما ناچارم یکسری خصوصیاتم رو شرح بدم-آدم خوش اخلاقی هستم و ساده و بی ریا و صمیمی-اهل بد دهنی و دست بزن و دود و رفیق هم نبوده و نه نیستم-نماز و روزه و قرآن و عبات را هیچ وقت ترک نکرده ام البته اصلا هم خشک مقدس و...نیستم-اهل تفریح و مسافرت البته همراه خانواده و بسیار بسیار خانواده دوست هستم-دست و پا چلفتی و بی عرضه هم نیستم و کارهایی رو که یک مرد باید بتونه برای خانوادش انجام بده به خوبی از پسش بر میام از نقاشی ساختمان و تعمیرات گرفته تا فرش شستن و...وکلا به کارعلاقه دارم....در کل خیلی بی ریا و مستقیم عرض میکنم که در خودم به لحاظ اخلاقی و شخصیتی موردی نمیبینم که چندان قابل ذکر باشه....از نظر جسمی و سلامتی و چاقی و لاغری و زشتی و خوشقیافه بودن مشکل خاصی ندارم-تنها یک مسئله هست که هرجا خواستگاری میرم تا قبل اینکه اونو مطرح کنم همه چی خوب پیش میره اما بعدش.....اونم اینه که من در روستا معلمی میکنم -تا2سال پیش تهران بودم بعد به خاطر علاقه ای که به محیط روستا داشتم اومدم اینجا-خودم و پدر و مادرم هم تهرانی هستیم-منزلم هم در روستا تمام امکانات شهری رو داره با یک حیاط200متری باصفا-من چون تو تهران زندگی کردم ترجیح میدم از همونجا زن بگیرم ...اما متاسفانه کسی قبول نمیکنه آن هم تنها و تنها به همین دلیل-حتی یکبار دخترخانومی که خواستگاریشون رفته بودم به من گفت که عاشقم شده و شب ها خواب نداره و...اما به خاطر همین قضیه همه چی رو به هم زد..حالا میخوام از دخترها بپرسم آیا شما هم همین نظر رو دارید؟دلیل رفتار اودخترها چی بوده؟آیا شما حاضرید در همچین موقعیتی تن به همچین ازدواجی بدید؟آیا زندگی در روستا اینقر سخت به نظر میاد؟من حتی حاضر شدم همه جوره کاری کنم دلش برای خونواده تنگ نشه ....متشکرم لطفا جواب بدید
از گروه : ازدواج 802  بازدید

باسلام.خسته نباشید.مدت7ماهه باپسری اشنا شدم خیلی پسرخوب و معقولیه ولی ازمن3سال کوچیکتره.من 24سالمه وایشان21سال.از لحاظ دینی هم فرق داریم ولی مشکلی نیست چون ما اها مذهب نیستیم.وایشان خیلی برای ازدواج مایل هست.خاستم بپرسم ادامه ای رابطه برای ازدواج مثلا یکی 2سال دیگه عاقلانس یا نه.راهنمایی کنید
از گروه : ازدواج 623  بازدید

سوال های تصادفی

جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

آیا ازدواج کنم؟

اشتراک با دوستان:

سلام.پسر 26 ساله ای هستم که چند سالی است به دختر خاله ام علاقه مند هستم.من و ختر خاله ام از بچگی همدیگر را دوست داشتیم و در مهمانی ها با هم بازی می کردیم و او بسیار با من شوخی می کرد و در اصل به زبان خودمانی با یکدیگر حال می کردیم ! و سال است که می خواهم به خواستگاری او بروم اما در این دو سال به طور زود گذر و فقط به مدت چند روز علاقه شدیدی به دختر های دیگر یدا می کردم و همین باعث می شد به خواستگاری دختر خاله ام نروم . حالا بعد از گذشت دو سال آیا با دختر خاله ام ازدواج کنم ؟


0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

1


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده




2564
6313
6430

Guest
سلام دوست عزیزم
خیر!
نروید!
نه به خواستگاری او
نه به خواستگاری هیچ دختر دیگه ای!

تا زمانی که یک دختر را برای خودش بخواهید نه جسمش خواهش میکنم به خواستگاری هیچ دختری نروید

دختر خاله تان که دیگر هیچ!
0
امتیاز





کاربر میهمان
     

5000
تومان هدیه بهترین جواب
سلام!
بدون مقدمه، به نظرت بهترین عنوان برای تصویر زیر چیه؟ با دیدن این تصویر چی به ذهنت رسید؟

مسابقه زیرنویس- شماره اول 1

این مسابقه به صورت هفتگی انجام خواهد شد.
می تونید به نظرات دیگران هم امتیاز بدید... یکی از عناوین با بیشترین امتیاز برنده این مسابقه خواهد شد.

مهلت پاسخ گویی به سوال این هفته تا پایان روز اول بهمن ماه تمدید شد.

نکته: لطفا ابتدا وارد سایت شده و سپس جواب خود را ثبت کنید و یا آدرس ایمیل خود را هنگام ثبت جواب وارد نمایید تا در صورت برنده شدن، امکان تماس و واریز وجه جایزه وجود داشته باشد :)
از گروه : دانستنی ها 132  بازدید

450
تومان هدیه بهترین جواب
با عرض سلام. ضمن تشکر از وب سایت خوبتون. تو شهرتهران ای دی اس ال پارس آنلاین بهتر و باکیفیت تره بگیرم یا شاتل؟(لطفاً توضیح دهید)
از گروه : دنیای مجازی 122  بازدید

500
تومان هدیه بهترین جواب
چطور می شه عکس ها رو محو کرد؟
از گروه : مشکلات نرم افزار 122  بازدید

500
تومان هدیه بهترین جواب
با سلام بنده فرزند ارشد و تنها فرزند بالای 18 سال خانواده هستم و دو تا داداش دیگر دارم که یکی 16 سال سن دارد و دیگری 4 سال.پدر بنده دو سال است که بر اثر فشار خون بالا CVA یا سکته مغزی کرده و سمت چپ بدنش (دست چپ فلج و پای چپ اختلال در عملکرد) دارد.آیا میتوانم معافیت کفالت پدر را بگیرم؟ لطفا یک دوست عزیز کمکم کند
از گروه : معافیت کفالت 3433  بازدید

10000
تومان هدیه بهترین جواب
پیشنهادات شما برای بهتر شدن سایت سوال و جواب چیه؟
چه کمبودهایی حس می کنید؟
به نظرتون چه تغییراتی می تونه سایت رو برای شما کارآمد تر و جذابتر بکنه؟
در آخرین سوال اینکه دوس دارید سایت بهتر بشه و برای بهتر شدنش و در امر آشنا کردن دوستاتون با سایت؛ همراه و هم دل ما هستید؟
از گروه : پیشنهادات شما برای سایت سوجا 2918  بازدید

می تونی به این سوال ها جواب بدی؟
















من یکسال پیش یک گوشی هوشمند پر از اطلاعات مهم را داخل یک ماشین (گم) کرده و دیگر از آن خبری نشد تا اینکه پس از پیگیری توسط شرکت مخابرات ایرانسل سیمکارت انداخته شده روی آن را ردیابی کرده و دو نفر به عنوان متهم از نظر دادگاه شناسایی گردیده و حکم تحصیل مال ازطریق نامشروع برای آنان صادر شد تا مشخص گردد کدام یک از آنان است که پس از اظهارات متهمین، یکی از آنان بعنوان متهم اصلی شناخته شد و به من گفتند پرونده بسته شده است و برای اظهار نظر رفته است که پس از مدتی جواب ابلاغیه من به شرح ذیل میباشد:
در خصوص شکایت شاکی مبنی بر مفقودیت گوشی اش ردیابی آن دلالت بر پیدایش آن توسط متشکی عنهم دارد و موضوع استرداد بایستی از طریق حقوقی پیگیری شود و ارکان عمل ارتکابی با ماده 2 قانون تشدید مجازات منطبق نمی باشد لذا توجها به نظر دادیار محترم اظهار نظر مستندا به ماده 177 قانون آیین دادرسی کیفری قرار منع تعقیب صادر و مراتب در اجرای بند (ک) ماده 3 اصلاحی قانون تشکیل محاکم عمومی و انقلاب اعلام می گردد. این قرار مستندا به بند (ن) ماده 3 قانون اخیر الذکر ظرف 10 روز از ابلاغ اعتراض از سوی ذینفع خواهد بود.
------------------------
حال پس از گذشت یکسال دوندگی دنبال این مسئله متهمین تبرئه گردیدند و سر من بی کلاه. این در صورتی است متهم اصلی چندین بار با من تماس داشته که با هم توافقی این قضیه را حل کنیم و خودش در سخنانش ابراز داشتند که یا پوله مال را بهم بدهد یا خوده مال را پس بدهد. اگر تحصیل مال از طریق نامشروع از نظر دادگاه نیست پس یعنی آنرا دزدیده و در هنگام پیدا کردن گوشی گم شده آنرا به صاحب اصلی اش پس نداده است و از آن سوء استفاده کرده و من ادعای حصیت دارم از ایشان. مشاورین و وکلای عزیز در این خصوص چه باید بکنم و چطوری اعتراض خود را به دادگاه ابلاغ نمایم تا بتوانم حق خود را باز پس گیرم ؟؟؟





















پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات