خودتو بیشتر بشناس:       آزمون شخصیت شناسی MBTI

سوال و جواب در فیسبوک

سوال هایی از همین گروه

با سلام و خسته نباشید
مدت 2 ماه است که با دختر خانمی منولد 70 و سال آخر دندانپزشکی آشنا شده ام(با معرفی خاله).در این مدت 2 بار به صورت حضوری با یکدیگر صحبت کرده ایم و مابقی به صورت تماس تلفنی بوده است.بعد از این مدت ایشون گفتن که تصمیم گرفتن که تا مرداد 95 که آزمون تخصص دارند ازدواج نکنند.حال سوال بنده این است که این مدت را صبر کنم یا نه؟و آیا اینکه این یه بهونه است؟در ضمن ایشون گفتن که حتی در صورت مراجعه بعد از آزمون هم هیچ تضمینی برای جواب مثبت وجود ندارد.
لطفا مرا راهنمایی کنید
از گروه : ازدواج 218  بازدید

سلام
من دختری 35 ساله هستم با ظاهری زیبا و جذاب..از نظر تحصیلات بالاترین مرتبه (دکتری) و موقعیت اجتماعی را دارم. مدت 6 سال با پسر خاله ام که الان 41ساله است دوست هستم. من بدلیل از دست دادن پدر و مادر رفت و آمدی با خانواده خاله ام نداشتم اما 6 سال قبل بطور اتفاقی پسر خاله ام را در منزل مادر بزرگم دیدم اون ورشکسته شده بود و بسیار از نظر روحی داغون بود.. همون شب اون به من ابراز علاقه کرد و این ابراز کردن همچنان بیشتر میشد طوری که همیشه به من میگفت اگه منو ول کنی من میمیرم.. همیشه بهم التماس میکرد که دوستم داشته باش.. و من اول بخاطر ناراحتی های اون کنارش مونم اما کم کم عاشقش شدم.. از نظر مالی وضع خوبی نداشت و من بدور از چشم همه یعنی خانواده خودم و خودش اون رو حمایت میکردم.. حتی شارژ ایرانسلش رو هم براش میخریدم.. گوشی موبایل و... همه همه با من بود.. سعی میکردم آخر هفته هارو کنار اون و خانوادش باشم و بهشون محبت بی دریغ میکردم.. خودش همیشه میگفت تو دنیا هیچکس مثل تو پیدا نمیشه.. تمام این مدت هر موقع بیرون میرفتیم هزینه ها با من بود.. و منو حتی یک پارک برای تفریح نبرد و علتش را میگفت چون من دست خالیم خجالت میکشم بیام بیرون.. البته ناگفته نماند گاهگاهی برایم هدیه هم میخرید و بهم میگفت اگه پولدار بشم دنیا رو برات میگیرم..
5 سال به این منوال من همه جوره کنار خودش و خانوادش بودم تا اینکه سال گذشته با کمک یکی از دوستانش دفتر دار یک وکیل شد و کمی پول دار شد.. اما بعد از چند ماه از کارش من متوجه اس ام اسهای عاشقانش شدم.. و بعد فهمیدم با یک زن مطلقه که یک دختر 17 ساله داشت دوست شده بود و نسبت به اون زن بسیار متعصب بود در حالیکه نسبت به من هیچ تعصب و تعهدی نشون نمیداد و میگفت چون دوستت دارم نمیخوام محدودت کنم حتی چند بار به من پیشنهاد داد با دوستاش رابطه برقرار کنم.. و بعد گفت میخواستم امتحانت کنم.. بهش گفتم اگه منو دوست داری با اون زن بهم بزن اما اون میگفت من یک مدت باید با این زن به رابطم ادامه بدم تا یک بهانه پیدا کنم و ازش جدا بشم..
بهم گفت که من عاشق تو هستم و نسبت به اون زن احساسی ندارم التماس میکرد کنارم باش و تنهام نذار تا من با اون رابطمو بهم بزنم میگفت من تو این رابطه گیر کردم.. و من باور کردم..
تا عید امسال که من برای عیدیشون رفته بودم و اون زن زنگ زد و بهش گفت من پایین ساختمون منتظرت هستم و پسر خالم کروات و عطر و ادکلن زد و بسیار تیپ زد و رفت به من گفت دنبالم نیا.. اما من باهاش رفتم پایین ساختمون.. دست پسرخالمو گرفتم و اون به شدت دستم انداخت کنار و گفت دست منو نگیر خوشم نمیاد بعد رفت پیش اون زن.. پیش زنه به من گفت حرفاتو بزن و برو.. و بهم توهین کرد.. بعد با اون زن خندون سوار پراید زنه شدن و رفتند.. چند ساعت بعد زنه به من زن زد و گفت تو باهاش 6 سال دوست بودی و من 2 ماه.. گفت رفتارش با تو بقدری توهین آمیز بود که به من برخورد.. البته زنه میخواست با این حرفاش ناراحتی منو بیشتر کنه.. بعد از اون روز من باهایش قهر کردم و جواب تلفن و اس هاشو نمی دادم.. خیلی معذرت خواهی کرد و اظهار پشیمونی میکرد میگفت من اون روز کروات زدم که برم با اون زن دعوا کنم و بهم بزنم اما تو نذاشتی... به خانوادش گفته من به حرف اون زن گوش دادم و ازش فاصله گرفتم.. اما من هربار اس ام اس های عاشقانه ایندو را با هم میدیدم داغون میشدم.. در ضمن تو این مدتی که با اون زن دوست شده هر هفته با هم شمال و پارک های مختلف تهران میرن.. و عکسهای خیلی زیبا از اون زن میگیره و میگه چه اشکال داره دوربین همرام بوده ازش عکس گرفتم.. به من میگه تو خودتو با کی مقایسه میکنی جای تو، تو قلب من محفوظه و اون جای تورو نمیگیره.. الان رابطمو باهاش بهم زدم اما خانوادش تلاش میکنن این رابطه درست بشه.. حتی من بهش گفتم اگه به اون زن بهم بزنی می بخشمت اما اون همچنان به این رابطه اصرار میکنه..
الان نمیدونم چکار کنم .. فقط فکر میکنم اگه واقعا راست میگفت و دوستم داشت اینکارا رو با هام نمیکرد.. اما من همچنان عاشقش هستم..
لطفا راهنمایی کنید ایا همچین آدمی واقعا اینطور که میگه دوستم داره؟ یا ممکن هست در آینده بهتر بشه.. میدونم که دوباره برمیگرده اما آیا واقعا میشه همچین رفتار هایی رو بخشید؟ میتونم منتظرش بمونم تا بهم برگرده؟ راستی اینو بگم از وقتی من ولش کردم مریض شده.. و دکتر گفته نارحتیش عصبیه..
من عاشقانه دوستش دارم اما نمیدونم چیکار کنم.. اگه یک مدت بگذره و اون زن دست از سرش برداره آیا میتونم دوباره بهش اعتماد کنم؟
از گروه : ازدواج 3454  بازدید

اگه بخایم یه دختری مخ بزنیم چیکا باید بکنیم آقای سوجا ؟
از گروه : ازدواج 1487  بازدید

سلام
من دختری 35 ساله هستم که مدت 6 سال با پسر خاله ام که 43ساله است دوست بودم عاشقش بودم و همه کار برایش کردم اون هم همیشه میگفت دوستم داره و عاشقمه. اون ورشکسته و از نظر خانوادش مطرود بود اما من هم از نظر مالی و معنوی خیلی کمکش کردم چون از نظر اجتماعی و شغلی موقعیت خوبی دارم خیلی بالاتر از اون. اما چند وقتی هست که با یک زن مطلقه که دختری 17 ساله داره آشنا شده و پیامهای عاشقانه رد و بدل میکنه و وقتش رو با اون میگذرونه. من آخر هفته ها همیشه میرفتم خونشون براشون خرید میکردم و به خودش و خانوادش کمک میکردم آشپزی میکردم...
بعد از فهمیدن دوستیشون ازش خواستم اگه دوستم داره بخاطر من رابطش رو با اون زن بهم بزنه.
اما اون همش میگفت من تو دوستی با این زن گیر افتادم کنارم باش تا من یواش یواش باهاش قطع کنم. من الان ازش فاصله گرفتم دائم برام پیام های عاشقانه میده اما هنوز با اون زن رابطه داره.. من خودم خیلی داغون هستم.. بهش اعتماد کامل داشتم ..
الان نمیدونم چکار کنم .. فقط فکر میکنم اگه واقعا راست میگفت و دوستم داشت اینکارا رو با هام نمیکرد. حتی یکبار که اون زن اومده بود دنبالش و من خونشون بودم باهاش رفتم پیش زنه اون دستشو انداخت گردن زنه به من گفت حرفاتو بزن و برو و بعد با زنه خندون سوار پراید زنه شدن و رفتن.. و من موندمو یک کوه درد..
اما بعدا گفت که اون لحظه به فکرش نرسیده که طرف من باشه یا اون زنه و گفت از کارم پشیمون شدم..
لطفا راهنمایی کنید ایا همچین آدمی واقعا اینطور که میگه دوستم داره؟ یا ممکن هست در آینده بهتر بشه.. چون خانوادش تحت فشار گذاشتیش که باید با اون زن بهم بزنی و فقط من بدردش میخورم...
ناراحتم و دلسرد... اما هنوز عاشقش هستم..
از گروه : ازدواج 1253  بازدید

سلام من 23 سالمه دختری رو دوس دارم ک 5سال از من کوچیکتره و یازدواج ناموفق داشته دوماه عقد کسی بوده همین میخواستم ببینم ب نظر شما این ازدواج ب مشکل نمی خوره
از گروه : ازدواج 702  بازدید

جدیدترین سوالات

سلام.من 25 سالمه و دانشجوی کارشناسی ارشد هستم. شوهرم هم 28 سالشه و سیکل داره.این اقا یبار اومدن خاستگاری من و من جواب رد دادم و چون فامیل بود خیلی بد شد با همه دعوام شد بابام باهام قهر کرد.تا اینکه باز اومدن خاستگاری و من از ترس اتفاقای قبل جواب بلع دادم و بعدش من ارشد قبول شدم و اون گف من دوس ندارم درس بخونی ولی من قبول نکردمو اومدم ی شهر دیگه و دارم درسمو میخونم و قطع راطه کردیم و بعد 1سال و نیم باز اومدن خاستگاری هرچی ب بابام گفتم نمیخامش قبول نکردن و گف باید با همین عقد کنی. تا اینکه 8 ماهه عقد کردیم خیلی مشکل داریم میگه نباید دکتراتو بخونی نباید بری سرکار، چرا میری باشگاه، چرا موهات بیرونه منم چون حوصله بحث باهاشو نداشتم گفتم باشه دکترامو نمیخونم سرکار نمیرم.چون اصلا ادم منطقی نیس فقط میگه من نمیخام. کارم فقط گریه هس.دوسش ندارم.نمدونم چکار کنم.هر مشکلیم پیش میاد میگه تقصیر مامانته مامانت بهت یاد داده ت ب حرف بقیه گوش میدی خاله هات گفتن. همین باعث میشه دعوامون شه. ب من میگه ت مغروری تو اینجوری.خسته شدم از دستش.نمیتونم بااش حرف بزنم .چکار کنم چطور رفتار کنم
از گروه : ازدواج 592  بازدید

سلام راستش نمی دونم چه جوری بگم یه اشتباه بزرگ کردم توش موندم برای پسر 20 سالم زن گرفتم دانشجوه گفتم یه ازدواج ساده و بی الایش براش می گیرم تا به گناه نیفته حالا خانواده زنش هر روز یه انتظار جدید دارن می گن اگه چند بار رفتیم خطبه عقد رو خوندیم باید شما هر دفعه کلید زبون بدید می گن شب عقد کنون شما باید دوباره هم کلید زبون بدید هم حلقه هم سرویس تازه کادو هم باید جدا بدید باید آتلیه هم ببرین باید کیک به اندازه 170 نفر بخرین باید هر شب جمعه داماد کادو بخرد اولش گفتن ملاک ما فقط ایمانه حالا میگن کادو شخصیته همسرم هم (یعنی پدر شوهر) خودشو کشیده کنار جلوی اونا می گه حق با شماست اما مخارجشو قبول نمی کنه مجبورم من حرف بزنم بهم گفتن تو خیلی سفتی و ... هستی یکی بهم بگه چه کار کنم
از گروه : ازدواج 465  بازدید

معیارهای یک همسر خوب چیست؟
از گروه : ازدواج 3026  بازدید

سلام دوستان میخواستم یه راهنمایی کنید منو. 6تیر تولد همسرمه اولین سال تولدشه که باهمیم میخواستم نظراتتونو درمورد چه جوری سورپرایز کردنش بهم بگید
از گروه : ازدواج 3906  بازدید

دلیل اینکه جوانان امروزی امر ازدواج را پشت گوش می اندازند چیست؟
از گروه : ازدواج 1496  بازدید

سوال های تصادفی

سلام به همگی
برای طراحی یه سایت ( برای مشخص کردن بازار کار ) دو به شکم !
فروش مقالات و تحقیق اینترنتی ( بجای دوساعت سرچ ، راحت با قیمت کم! بخره و دانلودش کنه (( تدوین شده و شکیل ))) ؟
فروش فیلم اینترنتی؟
فروش نرم افزار اینترنتی ؟
فروش شارژ اینترنتی ؟
سایت موزیک ( فروش محل تبلیغ ) ؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شما کدام را بیشتر استفاده میکنید یا بنظر شما کدام یک سود دهی بیشتری دارد ؟
از گروه : تجارت الکترونیک 981  بازدید

ترفند ساده صفر کردن تایمر سایت Rapidshare برای دانلود مکرر چیست؟
از گروه : کامپیوتر 2025  بازدید

سلام


یک جمله هست به استیو جابز نصبت داده شده با مضمون زیر

'Stay hungry. Stay foolish'


من می خوام رعایتش کنم با stay foolish مشکل ندارم، هستم، اما این دومیه خیلی سخته stay hungry لطف کنید راهنمایید کنید
از گروه : اداب معاشرت 609  بازدید

سلام داخل فیس بوک....من میتونم چت کنم یا رو وال خودم پست بزارم ولی داخل گروه ها نمیتونم پست و کامنت بزارم....مشکلش چیه؟
ارور میده...Action Blocked
از گروه : سایر سوال و جواب های کامپیوتری 686  بازدید

پسوورد آیدیمو فرموش کردمو سوال امنیتی رو هم جوابشو نمی دونم؟
از گروه : اینترنت و سایت ها 647  بازدید
جستجو در بانک سوالات
در این قسمت می توانید بخشی از متن سوال را وارد نموده و به دنبال سوال مورد نظر خود بگردید:

گروه سوال:

بخشی از متن سوال:

همسر ناراضی

اشتراک با دوستان:

با سلام
4 سال پیش با دختر عموم که 3 سال از خودم کوچکتره ازدواج کردم . خانواده جفتمون اراک هستن . من بخاطر کار 8 سال پیش به اصفهان امدم .بعد ازدواج خانمم هم یه کار در اصفهان پیدا کرد. از فردای روز ازدواج اختلاف های ما باهم شروع شد و خانم بنده از هرچیزی شکایت میکرد.از وضعیت مادی .از کارش .از بیخیالی من.از بی توجهی من.مشکلات وقتی به اراک میرفتیم بیشتر میشد .چیزی که من حس میکردم این بود که کاملا قصد قطع رابطه با خانواده من رو داره.چون هر وقت بحث خانواده من میشد یا مهمونمون میکردن یا مهمون میشدن خانم شدیدا به هم میریخت و هر وقت دلیل رو ازش میپرسیدم یه بهونه هایی که چندان منطقی نبود یا برای من اثبات شده نبود.مثلا اینکه به من میگفت که مادر بنده بحث جهیزیه دختر فلانی و مطرح کرده،پس قصد کوچک کردن من رو داره یا اینکه خواهر بنده به ایشون گفته خوش به حال کسایی که خارج خونه کار دارن دیگه کار خونه نمیکنن.با توجه به اینکه من ایشون رو از خانوادش جدا کردم و فاصله نسبتا زیادی که بوجود امده همیشه تو بحثامون من کوتاه اومدم به خاطر دلسوزی یا عذاب وجدان...ولی خیلی وقتها حرف طلاق رو پیش میکشه .خیلی ناراضیه پرتوقع و شاکی .همه بدیهای من رو(که البته من هیچوقت متقاعد نشدم که بدی کردم) با جزییات کامل از روز اول رو برام بازگو میکنه . ناراحتیش از من به خاطر اینه که چرا من روبروی خانوادم به خاطر گناهشون(شایدم گناه ناکردشون) نمی ایستم. البته من یه جاهایی تقصیر کارهستم که برمیگرده به خصوصیت های اخلاقی من ،کم حرفی،درون گرایی،شهودی ،منطقی همه خصیصه های هستند که از نظر خام بنده عیب هستند.اینکه آدمی هستم که در زمان حال زندگی میکنم ایشون رو خیلی عذاب میده . من در حال حاضر 32 سالمه فرزند وسط و ایشون فرزند اخر هستن


0
امتیاز

جواب های موجود برای این سوال:


ازین پس می توانید به کاربرانی که دوست دارید هدیه بدهید! کافیست بر روی علامت    در کنار تصویر آنها کلیک کنید!

6


جواب برای این سوال ثبت شده است!

تازه ترین


جواب ها رو اول نشون بده

پرامتیاز ترین


جواب ها رو اول نشون بده




2569
6315
6433

Guest
دوست خوبم سلام
باید بگم بحث شما نیاز به مشاوره حضوری داره و اگر مشاوره دینی باشه خیلی بهتره. در واقع هم شما و هم همسرتان نیاز دارین تا با شخص متخصصی حضورا صحبت کنید و آن به شما راهکار بده. الحمدلله در اصفهان مشاوره های خوبی پیدا میشه که میتوانید با یه سرچ ساده پیداشون کنید. مهم اینه که شما زندگی و همسرتان را دوست دارید. متاسفم که بخاطر مشغله زیاد بیش از این نمیتونم کمک کنم. برای خوشبختیتان دعا میکنم. موفق باشین
0
امتیاز


2569
6315
6433

Guest
عرض سلام
خوب نگاه شما تا حدی حق به جانب دارانه است و من قبلش بهتون تبریک میگم که تحمل کردید و زیر ننگ طلاق نرفتید
اما بعد
دوست عزیزم ببینید اگه شما بخواهید زندگی کنید و همسرتان را هم دوست داشته باشید با کمال قدرت به میگم که تمام مشکلات قابل حل تمام مشکلات با کمال باور به شما عرض میکنم تمام مشکلات و خوب شاید بپرسید پس چرا امار طلاق هر روز بالا تر میرود و باید خدمت شما عرض کنم که درسته مشکلات قابل حله ولی این دلیل بر این نیست که خود به خود حل میشود مثل مثلث روبیک ،بعضی ها نمیتوانند حلش کنند از جمله خود من ولی دلیل نمیشود ان غیر قابل حل باشد و خبر خوب اینه که مشکل شما یه مثلث روبیک نیست و خیلی خیلی ساده تر این حرف هاست و خیلی راه حل ساده تری هم داره هر چند این راه حل یه قرص جادویی نیست
ببینید دوست من خواندن کتاب در رابطه با زندگی زناشویی رو بهتون پیشنهاد میکنم مخصوصا کتاب بلوغ فکری در زندگی زناشویی که خیلی هم کوتاه و مختصر و البته کتاب های دیگر هم میتواند خیلی موئثر باشد
0
امتیاز


2569
6315
6433

Guest
عرض سلام
خوب نگاه شما تا حدی حق به جانب دارانه است و من قبلش بهتون تبریک میگم که تحمل کردید و زیر ننگ طلاق نرفتید
اما بعد
دوست عزیزم ببینید اگه شما بخواهید زندگی کنید و همسرتان را هم دوست داشته باشید با کمال قدرت به میگم که تمام مشکلات قابل حل تمام مشکلات با کمال باور به شما عرض میکنم تمام مشکلات و خوب شاید بپرسید پس چرا امار طلاق هر روز بالا تر میرود و باید خدمت شما عرض کنم که درسته مشکلات قابل حله ولی این دلیل بر این نیست که خود به خود حل میشود مثل مثلث روبیک ،بعضی ها نمیتوانند حلش کنند از جمله خود من ولی دلیل نمیشود ان غیر قابل حل باشد و خبر خوب اینه که مشکل شما یه مثلث روبیک نیست و خیلی خیلی ساده تر این حرف هاست و خیلی راه حل ساده تری هم داره هر چند این راه حل یه قرص جادویی نیست
ببینید دوست من خواندن کتاب در رابطه با زندگی زناشویی رو بهتون پیشنهاد میکنم مخصوصا کتاب بلوغ فکری در زندگی زناشویی که خیلی هم کوتاه و مختصر و البته کتاب های دیگر هم میتواند خیلی موئثر باشد

خوب این تا اینجا!

موفق و سربلند باشید
0
امتیاز


0
3
30

zahra1371
بهترین راه برای حل مشکلات شما و همسر محترمتان مراجعه به مشاوره خانواده است به نظرم ازدواج فامیلی مشکلات زیادی وجود دارد. ان شاءالله با مراجعه به مشاوره مشکلاتتون حل خواهد شد
0
امتیاز


0
3
30

zahra1371
سلام ازدواج فامیلی خوب نیست بنده پدر و مادرم نسبت فامیلی دارند اختلافات عموهام وزن عموهام زیاد شده است نباید به ازدواج فامیلی فکر میکردید چون مشکلات زیادی دارد و و درسری برای شما بیفتد
0
امتیاز


0
107
140

alemedahr
سلام
به نظر بنده مشکل شما ریشه های عمیق تری داره و حتما باید به یک مشاور خانواده مراجعه کنید.
موفق باشید.
0
امتیاز





کاربر میهمان
     

5000
تومان هدیه بهترین جواب
سلام!
بدون مقدمه، به نظرت بهترین عنوان برای تصویر زیر چیه؟ با دیدن این تصویر چی به ذهنت رسید؟

مسابقه زیرنویس- شماره اول 1

این مسابقه به صورت هفتگی انجام خواهد شد.
می تونید به نظرات دیگران هم امتیاز بدید... یکی از عناوین با بیشترین امتیاز برنده این مسابقه خواهد شد.

مهلت پاسخ گویی به سوال این هفته تا پایان روز اول بهمن ماه تمدید شد.

نکته: لطفا ابتدا وارد سایت شده و سپس جواب خود را ثبت کنید و یا آدرس ایمیل خود را هنگام ثبت جواب وارد نمایید تا در صورت برنده شدن، امکان تماس و واریز وجه جایزه وجود داشته باشد :)
از گروه : دانستنی ها 137  بازدید

450
تومان هدیه بهترین جواب
با عرض سلام. ضمن تشکر از وب سایت خوبتون. تو شهرتهران ای دی اس ال پارس آنلاین بهتر و باکیفیت تره بگیرم یا شاتل؟(لطفاً توضیح دهید)
از گروه : دنیای مجازی 122  بازدید

500
تومان هدیه بهترین جواب
چطور می شه عکس ها رو محو کرد؟
از گروه : مشکلات نرم افزار 122  بازدید

500
تومان هدیه بهترین جواب
با سلام بنده فرزند ارشد و تنها فرزند بالای 18 سال خانواده هستم و دو تا داداش دیگر دارم که یکی 16 سال سن دارد و دیگری 4 سال.پدر بنده دو سال است که بر اثر فشار خون بالا CVA یا سکته مغزی کرده و سمت چپ بدنش (دست چپ فلج و پای چپ اختلال در عملکرد) دارد.آیا میتوانم معافیت کفالت پدر را بگیرم؟ لطفا یک دوست عزیز کمکم کند
از گروه : معافیت کفالت 3438  بازدید

10000
تومان هدیه بهترین جواب
پیشنهادات شما برای بهتر شدن سایت سوال و جواب چیه؟
چه کمبودهایی حس می کنید؟
به نظرتون چه تغییراتی می تونه سایت رو برای شما کارآمد تر و جذابتر بکنه؟
در آخرین سوال اینکه دوس دارید سایت بهتر بشه و برای بهتر شدنش و در امر آشنا کردن دوستاتون با سایت؛ همراه و هم دل ما هستید؟
از گروه : پیشنهادات شما برای سایت سوجا 2920  بازدید

می تونی به این سوال ها جواب بدی؟























باسلام
يك سوال روانشناسي (بي انگيزگي )
من امسال مي خوام كنكور تجربي بدهم من سردر گم شدم من هم فیزیک را دوست
دارم هم پزشکی مغز واعصاب در کل عاشق پژوهشم... ولی امسال کنکور تجربی
ميدم مشکل اوليه من اين بود وهست که درس می خونم کلا در مطالب درسی مثل فیزیک
و...فرو می روم مثلا دارم امواج میخونم در فکر فرو می روم كه چه استفاده
هايي دارد وآيا ميتونم در پروژه هاي شكفت انگيز زمان وفيزيك استفاده كرد سرعت سياهچاله ها ...چقدر است
ميتونم سياهچاه در زمين بسازم در ذهن بسيار اين پژوهش ها رو انجام ميدم و.....و
بعد از مدتی به ساعت نگاه می کنم می بینم وای نزدیک
بعد ظهره وبه درسی نرسیدم و ...واگر به اشتباهات كتاب پي ببرم دلم
ميخواهد درستش رابيابم ومثل بقيه دنبال حفظ كردن نيستم ....به دروس عمومی
علاقه ای ندارم به جز معارف عاشق كه به دنبال آیات وتفسیرو فلسفه هاي
جالبی که به آن میرسم هستم ولی گاهی دوباره آیه ای من را به فکر فرو مي
برد تا شب ممکن است بدون آنکه متوجه شوم به آن فکر کنم آيا من هم ميتوانم
مثل پروردگارم خلق كنم يك زمين كوچك با آدم هاي كوچك بسازم پرندگان كوچك .............
.بسازم كه باز خداوند مالك آنهاست و مراقب آنهاست من وسيله ساختن وآفرينش آنها شوم
خداوند در سوره بقره فرمو به انسان اسما الله را تعليم دايم پس ميتوانم تقليد كنم ومثل خدايم بسازم
كه در واقع انگار من همه آموزشها را ميدانم فقط بايد يادآوري بشه من ميخوام از خالق خودم تقليد كنم ..........ولي چکاااااار کنم
؟؟؟؟؟لطفا به من کمک کنید؟؟؟نوشتن افكار... بود را امتحان كردم جز سوالات
جديد تر وپر كردن برگه هاو باز شدن قضيه ها چيزي نصيبم نشد خواستم جواب
سوالاتم را در اينترنت جست و جو كنم ولي درسته به جواب ميرسيدم از گيجي
ام كم ميشدوباعثه رسيدن به پاسخ ميشد ولي بازم زمانم را از دست مي دادم
وباخود ميگويم اي كاش زمان به جاي 24ساعت 72 ساعت بود آن وقت به نتايج
خوبي ميرسم ولي با 24 ساعت نميشود اينكه در موضوع فرو ميروم كاملا
ناخواسته است نمي دانم چه كار كنم وزماني كه اينگونهاوضاع درهم وآشفته رو ميبينم
و زمان كم ومحدود از خواندن وتلاش كردن خسته ميشم و رهايشان ميكنم بدتر اينكه زماني
كه فك ميكنم براي چي بايد تلاش كنم كه مثلا پزشك اعصاب شوم يا هرچيز ديگه كه بعد
به روزمرگي دچار بشم مثل بقيه چون بااين زمان محدود هيچكار جز زندگي كردن وروزمرگي
چيزي نمي ماند خسته ميشم جديدا متوجه سفر در زمان شدم كه تا حدودي امكان پذير است
و در آيات قرآن هم سخني از آن به ميان آمده يكم اميدوار شدم ولي باوجود درسهاي كنكور نميتونم
به اين موضوع برسم وجالب تر اين كه ساختن جسم جديدوعبور از زمان كه به تازگي در آيات قرآن
مطالبي يافتم كه خيلي برام جالب بود اگه وارد دانشگاه بشم اصلا وقتي براي فيزيك نميماند .........
چيكار كنم اين موضوع داره اشكمو در مياره دلم به درس وپژوهش و اصلا دلم نميخواد هيچكاري بكنم
آخه اصلا اصلا هدف مشخصي ندارم فقط ميخوام ياد بگيرم بايد راهي يافت كه به صرفه تر و بهتر از خواندن با لب ودهان يا چشم
باشد مثلا انتقال داده ها با امواج و...كه اينكار امكان پذير است ولي نه با تجهيزات امروز ....من دليل يادگيري رو نميفهمم
اوايل از همه چيز لذت ميبردم ولي حالا دليل وجود اين همه قدرت در جسم آدمي رونميفهمم و........................
گيجم و خسته وبي انگيزه ............












پرسش سوال جدید :: تبلیغات در سوال و جواب :: گروه های سوال و جوابی

پاسخ های موجود در سایت توسط کاربران سایت ثبت می شود، سایت سوال و جواب هیچ مسئولیتی در قبال صحت و محتوی پاسخ ها ندارد، هرچند تا حد امکان نظارت بر محتوی آنها صورت می گیرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی، متعلق به وب سایت سوال جواب (soja.ir) و تیم مدیریتی آن می باشد.

طراحی و اجرا : گروه مشاوران فناوری اطلاعات